موضوعات داغ

شرطی سازی کلاسیک چیست؟ تعریف، مثالهای کاربردی و مراحل

شرطی سازی کلاسیک توضیح می‌دهد که یادگیری در حیوانات و انسان‌ها چگونه رخ می‌دهد و چگونه می‌توان با استفاده از آن برخی از اختلالات روانی را درمان کرد.

شرطی سازی کلاسیک حاصل آزمایش‌های یک دانشمند روسی به نام ایوان پاولف است. او با کشف فرآیند شرطی سازی کلاسیک روان‌شناسی را برای همیشه وامدار خود کرد، به ویژه نظریه‌های یادگیری و رفتارگرایی را.

کارهای ایوان پاولف در زمینه‌ی بازتاب‌های شرطی که مقدمات شرطی سازی کلاسیک بود زمینه‌ای را مهیا کرد تا رفتارگرایی به اوج شکوفایی خود برسد.

قبل از اینکه به سراغ شرطی سازی کلاسیک و آزمایش‌های مربوط به آن برویم اجازه بدهید مقداری با تاریخچه‌ی زندگی ایوان پاولف آشنا شویم.

زندگی ایوان پاولف

ایوان پاولف در ۱۴ سپتامبر ۱۸۴۹ در ریازان روسیه‌ی مرکزی متولد شد. او فرزند اول یک کشیش روستایی بود. در هفت سالگی به دلیل یک تصادف، ضربه‌ی سختی به سرش وارد شد و تا یازده سالگی نتوانست به مدرسه برود. اما پدرش در خانه به او آموزش داد.

بعد از آن پاولف وارد مدرسه‌ای شد که مخصوص تربیت کشیشان آینده بود. او تا ۱۸۷۰ به سختی مشغول مطالعه‌ی الهیات بود. اما مسیر زندگی او با مطالعه‌ی یک نظریه‌ی بسیار چالش‌برانگیز برای مذهب و مذهبی‌ها برای همیشه تغییر کرد: نظریه‌ی تکامل داروین.

 پاولف بعد از آشنایی و مطالعه‌ی نظریه داروین در مورد تکامل تصمیم خود را برای کشیش شدن تغییر داد. این تغییر مسیر باعث شد که مطالعه‌ی الهیات را رها کند و در دانشگاه سنت پترزبورگ به مطالعه‌ی فیزویولوژی و شیمی بپردازد.

از سال ۱۸۸۴ تا ۱۸۸۶، پاولف زیر نظر فیزیولوژیست مشهور قلب و عروق کارل لودویگ و فیزیولوژیست دستگاه گوارش رودولف هایدنهاین تحصیل کرد. در سال ۱۸۹۰، پاولف به یک جراح ماهر تبدیل شده بود و به تنظیم فشار خون علاقه نشان می‌داد.

از سال ۱۸۹۰ تا ۱۹۲۴، ایوان پاولف در آکادمی پزشکی نظامی به عنوان استاد فیزیولوژی کار کرد. در ده سال اول تحصیل در آکادمی، او توجه خود را به سمت ارتباط بین ترشح بزاق و هضم معطوف کرد. از طریق یک روش جراحی، پاولف قادر به مطالعه‌ی ترشحات گوارشی حیوان در طول عمر آن در شرایط نسبتاً عادی بود.

او آزمایشاتی را برای نشان دادن رابطه‌ی بین عملکردهای خودمختار و سیستم عصبی انجام داد. این تحقیق منجر به توسعه‌ی مهم‌ترین مفهوم پاولف، یعنی بازتاب شرطی شد. بازتاب شرطی شروع آزمایش‌های شرطی سازی کلاسیک بود. در سال ۱۹۳۰، پاولف شروع به استفاده از تحقیقات خود در مورد بازتاب‌های شرطی برای توضیح روان‌پریشی‌های انسانی کرد.

 هنگامی که در سال ۱۹۲۴، دولت پسران کشیش را در آکادمی پزشکی نظامی سابق (که در آن زمان به عنوان آکادمی پزشکی نظامی در لنینگراد شناخته می شد) اخراج کرد، پاولف، پسر یک کشیش، از سمت خود به عنوان استاد استعفا داد. ایوان پاولف در ۲۷ فوریه ۱۹۳۶ در لنینگراد درگذشت.

تمجید از دستاوردهای ایوان پاولف

تحقیقات دکتر پاولف با ستایش فراوانی همراه بود. برخی از مهم‌تری دستاوردهای او عبارت‌اند از:

  • به عنوان عضو متناظر آکادمی علوم روسیه (۱۹۰۱) انتخاب شد.
  • برنده‌ی جایزه‌ی نوبل فیزیولوژی و پزشکی (۱۹۰۴)
  • منتخب آکادمی علوم روسیه (۱۹۰۷)
  • اعطا دکترای افتخاری در دانشگاه کمبریج (۱۹۱۲)
  • دریافت نشان لژیون افتخار از آکادمی پزشکی پاریس (۱۹۱۵)
  • بازتاب‌های شرطی راهی به شرطی سازی کلاسیک

شرطی سازی کلاسیک: یادگیری از طریق تداعی

کشف بازتاب‌های شرطی کاملاً تصادفی بود. هنگامی که پاولف در مورد غدد گوارش سگ‌ها مطالعه می‌کرد مشاهده کرد که ترشح بزاق سگ‌ها گاهی اوقات قبل از دادن غذا به آن‌ها رخ می‌دهد. در واقع اما ترشح بزاق باید در پاسخ به یک محرک طبیعی مانند گوشت رخ بدهد.

ایوان پاولف و همکاران
ایوان پاولف و همکاران

پاولف به این نتیجه رسید که سگ‌ها با دیدن فردی که به آن‌ها غذا می‌دهد یا حتی با شنیدن صدای پای او شروع به ترشح بزاق می‌کنند. در اینجا ترشح بزاق در پاسخ به یک محرک غیرطبیعی رخ داده بود، یعنی شنیدن صدای پا نباید به خودی خود باعث ترشح بزاق شود.

این بود سرآغاز شگفت‌انگیز یک مطالعه‌ی بسیار اثرگذار بر روان‌شناسی به‌طوری که برای همیشه پاولف را به فردی ماندگار در تاریخ روان‌شناسی تبدیل کرد.

ماجرای ترشح بزاق سگ‌ها در پاسخ به یک محرک غیرطبیعی پاولف را به تأمل وادار کرد. او در نتیجه‌ی مشاهدات خود به این نتیجه رسید که به عنوان مثال صدای پای فردی که به سگ‌ها غذا می‌دهد به این دلیل می‌تواند باعث ترشح بزاق شود که با محرک طبیعی یعنی غذا تقریبا به صورت همزمان رخ می‌داد، یعنی همیشه بعد از اینکه صدای پا شنیده می‌شد سگ‌ها غذا دریافت می‌کردند.

به عبارت دقیق‌تر صدای پا با غذا جفت شده بود. در نتیجه‌ی این جفت شدن سگ یاد گرفته بود که بین صدای پا و دریافت غذا ارتباط برقرار کند. این پدیده، شرطی سازی کلاسیک نامیده می‌شود. یعنی سگ به صدای پا شرطی شده بود.

غذا به عنوان محرکی که به طور طبیعی باعث ترشح بزاق می‌شود محرک غیرشرطی نامیده می‌شود. ترشح بزاق در پاسخ به دریافت گوشت پاسخ غیرشرطی نامیده می‌شود. صدای پا که در ابتدا هیچ واکنشی را در سگ‌ها ایجاد نمی‌کرد ولی بعد از جفت شدن با غذا توانست باعث ترشح بزاق شود محرک شرطی نام‌گذاری شد و پاسخ ترشح غذا به صدای پا (محرک شرطی) پاسخ شرطی نامیده شد.

چهار اصل شرطی سازی کلاسیک

۱. محرک غیرشرطی

محرک غیرشرطی، هر چیزی است که باعث ایجاد یک رفتار (پاسخ) شود. به عبارت دیگر محرک غیرشرطی به محرکی گفته می‌شود که به طور خودکار نوعی پاسخ را ایجاد کند. به عنوان مثال، اگر گرده‌ی گل یک فرد را به عطسه وادار کند، یک محرک غیرشرطی است.

پاسخ به محرک غیرشرطی یک پاسخ ذاتی است یا به عبارت تخصصی‌تر یک پاسخ نیاموخته‌شده است. یعنی کسی به ما یاد نداده است که وقتی گرده‌ی گل به مشاممان می‌رسد باید عطسه کنیم. این عطسه کردن یک پاسخ ذاتی به گرده‌ی گل است.

۲. پاسخ غیرشرطی

این پاسخی است که به طور خودکار در نتیجه یک محرک غیرشرطی ایجاد می‌شود. در اصل، این یک واکنش طبیعی و ناخودآگاه به محرک‌های مختلف است. به عنوان مثال، اگر گرده‌ی گل یک فرد را به عطسه وادار کند، عطسه پاسخ غیرشرطی است.

۳. محرک شرطی

زمانی که یک محرک خنثی (محرکی که باعث ایجاد پاسخ نمی‌شود) با یک محرک غیرشرطی همراه شود، و پاسخی را ایجاد ‌کند محرک شرطی نامیده می‌شود.

به عنوان مثال، اگر قبل از اینکه گرده‌ی گل به مشام فردی که به آن آلرژی دارد برسد، همیشه عکس گل‌ها را به او نشان دهند، بعد از مدتی او با دیدن عکس‌ گل نیز عطسه می‌زند. در این مثال، گرده‌ی گل محرک غیرشرطی است و عکس گل‌ محرک شرطی.

همانطور که مشاهده می‌کنید گفته شد که چندین مرتبه عکس گل باید قبل از دریافت گرده‌ی گل ارائه شود. به این ترتیب عکس گل تبدیل به محرک شرطی می‌شود.

۴. پاسخ شرطی

واکنش یا پاسخی که در نتیجه محرک شرطی بروز داده می‌شود پاسخ شرطی نامیده می‌شود.

ممکن است گیج شده باشید. اما نگران نباشید. شرطی سازی کلاسیک بسیار ساده است. تصور کنید که با شنیدن یک صدای بلند تن‌تان به لرزه می‌افتد.

آن صدای بلند که به صورت طبیعی باعث ایجاد لرزه در شما شده است محرک غیرشرطی است یعنی به صورت طبیعی و بدون یادگیری قبلی تن شما شروع به لرزیدن می‌کند. به لرزیدن، پاسخ غیرشرطی می‌گوییم چون در واقع به صورت طبیعی در پاسخ به محرک غیرشرطی بروز پیدا کرده است.

حالا فرض کنید که همراه با صدای بلند یا قبل از آن یک نفر دست خود را بالا می‌برد و این عمل چندین مرتبه پشت سر هم تکرار می‌شود: به این صورت که ابتدا حرکت دست و بعد از آن صدای بلند. در این صورت شما بین حرکت دست و صدای بلند ارتباط برقرار می‌کنید و ممکن است با دیدن حرکت دست خودبه‌خود بدنتان به لرزه بیفتد.

صدای بلند که به صورت طبیعی باعث ترس شما می‌شود محرک غیرشرطی است. ترس یا لرزه‌ی شما پاسخ غیرشرطی است. حرکت دست محرک شرطی است زیرا بعد از جفت شدن با محرک غیرشرطی باعث ایجاد ترس و لرزه در شما شده است. ترس و لرزه‌ای که با حرکت دست نه با صدای بلند ایجاد شود پاسخ شرطی است.

 مراحل شرطی سازی کلاسیک

دکتر پاولف با مطالعه‌ی ترشحات بزاق سگ‌ها ایده‌های خود در مورد شرطی سازی کلاسیک را بررسی کرد و به اثبات رساند. او به سگ‌هایش مواد خوراکی و غیرخوراکی می‌داد و میزان ترشح آن‌ها را اندازه‌گیری می‌کرد.

مرحله‌ی اول: پیش از شرطی‌سازی

در آغاز فرایند شرطی‌سازی کلاسیک، یک محرک طبیعی (محرک غیرشرطی) وجود دارد که به طور خودکار باعث بروز یک واکنش می‌شود. برای مثال، ترشح بزاق در پاسخ به بوی غذا نمونه‌ای از واکنش طبیعی به یک محرک طبیعی است. در این مرحله، محرک غیرشرطی به طور طبیعی و خودکار باعث ایجاد پاسخ غیرشرطی می‌شود.

 دو مؤلفه‌ی اصلی در این مرحله عبارت‌اند از:

  1. محرک غیرشرطی: محرکی است که به‌طور طبیعی و خودکار باعث بروز واکنش می‌شود. برای مثال، وقتی بوی غذای مورد علاقه‌تان را استشمام می‌کنید، ممکن است بلافاصله احساس گرسنگی کنید. در این مثال، بوی غذا محرک غیرشرطی است.

  2. پاسخ غیرشرطی: واکنش آموخته‌نشده‌ای است که به طور طبیعی در پاسخ به محرک غیرشرطی اتفاق می‌افتد. در مثال بالا، احساس گرسنگی در پاسخ به بوی غذا، پاسخ غیرشرطی است.

مرحله اول شرطی سازی کلاسیک
مرحله اول شرطی سازی کلاسیک

مرحله‌ی دوم: ارائه‌ی محرک خنثی

در مرحله‌ی دوم شرطی سازی کلاسیک، محرک خنثی یعنی صدای زنگ وارد صحنه می‌شود. در این مرحله، محرک خنثی باعث ایجاد هیچ پاسخی نمی‌شود. زیرا سگ یاد نگرفته است که بین صدای زنگ و دریافت غذا ارتباط برقرار کند. برای ایجاد شرطی سازی کلاسیک باید مراحل دیگری نیز طی شود.

به خاطر داشته باشید محرک خنثی، درواقع همان محرکی است که قصد داریم، سگ به آن شرطی شود.

مرحله دوم شرطی سازی کلاسیک
مرحله دوم شرطی سازی کلاسیک

مرحله‌ی سوم: در حین شرطی‌سازی

در مرحله‌ی سوم فرایند شرطی‌سازی کلاسیک، محرک خنثی چندین بار با محرک غیرشرطی جفت می‌شود. در نتیجه‌ی این تکرار، بین این دو محرک ارتباط یا تداعی شکل می‌گیرد.

در این نقطه، محرک خنثی دیگر خنثی نیست و به آن محرک شرطی گفته می‌شود. یعنی ارگانیسم (در این مثال، سگ) یاد گرفته است که به این محرک پاسخ دهد. محرک شرطی، همان محرکی است که در ابتدا هیچ تأثیری نداشت، اما پس از همراه شدن با محرک غیرشرطی، به‌تدریج توانایی برانگیختن پاسخ خاصی را پیدا می‌کند که آن را پاسخ شرطی می‌نامند.

در مرحله‌ی سوم شرطی سازی کلاسیک صدای زنگ و غذا با هم جفت می‌شوند. به عبارت دقیق‌تر آزمایشگر در ابتدا زنگ را به صدا در می‌آورد و بلافاصله بعد از آن غذا را ارائه می‌کند. چندین مرتبه باید این جفت شدن تکرار شود.

به طور خلاصه، مرحله‌ی سوم شامل جفت کردن مکرر محرک خنثی با محرک غیرشرطی است، تا جایی که محرک خنثی به محرک شرطی تبدیل می‌شود.

مرحله سوم شرطی سازی کلاسیک
مرحله سوم شرطی سازی کلاسیک

مرحله‌ی چهارم: پس از شرطی‌سازی

وقتی ارتباط میان محرک غیرشرطی و محرک شرطی شکل می‌گیرد، ارائه‌ی محرک شرطی به‌تنهایی می‌تواند همان پاسخ را برانگیزد—حتی بدون حضور محرک غیرشرطی. پاسخی که در این مرحله ظاهر می‌شود، پاسخ شرطی نام دارد.

پاسخ شرطی، پاسخ آموخته‌شده‌ای است که در نتیجه‌ی تداعی بین دو محرک پدید آمده است. به بیان دیگر، در مرحله‌ی «پس از شرطی‌سازی»، محرک شرطی به‌تنهایی قادر است پاسخ شرطی را فراخوانی کند.

در این مرحله است که شرطی سازی کلاسیک رخ داده است؛ زیرا اکنون صدای زنگ محرک شرطی و ترشح بزاق پاسخ شرطی است.

مفاهیم اصلی شرطی سازی کلاسیک

تا اینجا با فرآیند شرطی سازی کلاسیک و زندگی‌نامه‌ی ایوان پاولف آشنا شده‌اید. در ادامه برخی از اصلی‌ترین مفاهیم شرطی سازی کلاسیک را توضیح می‌دهم:

پاسخگر (respondent): برخی از رفتارها به صورت بازتابی رخ می‌دهند. به عنوان مثال طعم ترش باعث ترشح بزاق می‌شود. بنابراین رفتار پاسخگر، رفتار آموخته‌نشده‌ی بازتابی در برابر محرک‌هاست. به عبارت دیگر انجام رفتار پاسخگر نیازی به یادگیری ندارد.

محرک غیرشرطی (unconditioned stimulus): محرکی است که بدون یادگیری قبلی پاسخ طبیعی یا بازتابی را فرا می‌خواند. بنابراین پاسخ دادن به محرک غیرشرطی نیازی به یادگیری ندارد. به عنوان مثال کسی به ما آموزش نداده است که هنگام مزه کردن یک غذای ترش، بزاق ترشح کنیم. در اینجا مزه‌ی ترش یک محرک غیرشرطی و ترشح بزاق یک رفتار پاسخگر است.

پاسخ غیرشرطی (unconditioned response): رفتاری است که در پاسخ به محرک غیرشرطی روی می‌دهد. پاسخ غیرشرطی، پاسخی است که به محرک غیرشرطی داده می‌شود. به خاطر داشته باشید که پاسخ غیرشرطی همان رفتار پاسخگر است.

محرک شرطی (conditioned stimulus): محرک شرطی در ابتدا یک محرک خنثی بوده است که توانایی ایجاد پاسخ نداشته است، اما بعد از جفت شدن مکرر با محرک غیرشرطی، توانایی ایجاد پاسخ پیدا کرده است. به عبارت دیگر وقتی چندین مرتبه محرک خنثی با محرک غیرشرطی جفت شود و بتواند همان پاسخی را ایجاد کند که محرک غیرشرطی ایجاد می‌کند به آن محرک شرطی گفته می‌شود.

پاسخ شرطی (conditioned response): وقتی محرک شرطی بتواند پاسخ خاصی را فراخوانی کند به آن پاسخ شرطی می‌گویند. پاسخ شرطی باید شبیه پاسخ غیرشرطی باشد، با این تفاوت که در پاسخ به محرک شرطی بروز پیدا می‌کند.

شرطی‌سازی پاسخگر (respondent conditioning): به شرطی سازی کلاسیک، شرطی سازی پاسخگر یا شرطی سازی پاولفی می‌گویند. این شرطی سازی حاصل ارائه محرکی جدید و جف ردن آن با محرک دیگری است که پاسخ مورد نظر را فرا می‌خواند. ارگانیسم بعد از جفت شدن کافی این دو، به محرکی که پیشتر خنثی بوده همچون همچون محرک اصلی پاسخ می‌دهد.

شرطی‌سازی سطح بالا (higher order conditioning): فرض کنید ما توانسته‌ایم سگی را به صدای زنگ طوری شرطی کنیم که هر وقت صدای زنگ را می‌شنود دراز بکشد. حال اگر بخواهیم کاری کنیم که سگ با روشن شدن یک چراغ دراز بکشد می‌توانیم چندین مرتبه روشن کردن چراغ با صدای زنگ جفت کنیم. اگر سگ به روشن شدن چراغ شرطی شود، شرطی‌سازی سطح بالا رخ داده است.

به عبارت دیگر جفت کردن مکرر محرکی که پاسخ غیرشرطی را فرا می‌خواند با محرک‌های دیگر شرطی‌سازی سطح بالا نامیده می‌شود. به عبارت دیگر ما می‌توانیم یک محرک خنثی را با محرک شرطی جفت کنیم به طوریکه این محرک جدید توانایی ایجاد پاسخ شرطی را پیدا کند. در این حالت شرطی‌سازی سطح بالا رخ داده است.

روان‌رنجوری (neurosis): در شرطی سازی کلاسیک به شرطی شدن هیجانات که به رفتارهای ناسازگارانه منتهی می‌شود روان‌رنجوری گفته می‌شود. اگر یک احساس به محرک‌های جدید انتقال یابد، آن هیجان را نیز فرا خواهد خواند.

تعمیم محرک (stimulus generalization): در شرطی سازی کلاسیک به افزایش پاسخ به یک محرک بر اثر تقویت شدن در حضور محرکی دیگر یا انتقال پاسخ محرک به محرکی دیگر تعمیم محرک گفته می‌شود. برای مثال، اگر کودک ترس از معلمی را یاد بگیرد که او را تنبیه کرده،  ممکن است ترس از همه معلم‌ها و شاید سایر مظاهر قدرت را یاد بگیرد به شرط آنکه محرک‌ها شبیه هم باشند.

تمییز محرک (stimulus discrimination): وقتی یاد بگیریم به محرک‌های مشابه پاسخ ندهیم تمییز محرک رخ داده است.

تعمیم پاسخ (response generalization): تقویت یک پاسخ احتمال وقوع پاسخ مشابه را افزایش می‌دهد.

پیشگیری از پاسخ (response prevention): در این حالت ارگانیسم با وضعیت ترسناک روبرو می‌شود و جلوی هرگونه یا اجتناب گرفته می‌شود تا اضطراب کم شود.

کاربرد شرطی‌سازی کلاسیک در روان‌درمانی

آزمایش‌های ایوان پاولف اگرچه با سگ‌ها بود اما او فرایندی را کشف کرد که درنهایت به روان‌شناسی انسان‌ها راه پیدا کرد و بسیاری از حوزه‌های آسیب‌شناسی روانی و روان‌درمانی را پایه‌گذاری کرد. در ادامه به چند مورد از مهم‌ترین تأثیرات شرطی‌سازی کلاسیک بر روان‌درمانی را مرور می‌کنیم:

۱. پایه‌ی درمان‌های رفتاری

بسیاری از روش‌های درمان رفتاری بر اساس اصول شرطی‌سازی کلاسیک شکل گرفته‌اند. برای مثال، حساسیت‌زدایی منظم که توسط ژوزف ولپی توسعه یافت، مستقیماً بر مبنای همین نظریه است.

در این روش، درمانگر به بیمار کمک می‌کند تا بین موقعیت اضطراب‌زا و پاسخ آرامش، تداعی جدیدی شکل دهد. به این ترتیب، تداعی قدیمی بین محرک (مثل آسانسور) و اضطراب از بین می‌رود و تداعی جدید با آرامش جایگزین می‌شود.

۲. درمان فوبیا و اضطراب

فوبیاها (ترس‌های شدید و غیرمنطقی) معمولاً از طریق شرطی‌سازی کلاسیک به‌وجود می‌آیند. مثلاً اگر کودکی در اثر صدای بلند هنگام دیدن سگ بترسد، ممکن است دیدن هر سگی بعدها باعث اضطراب شود. درمانگر با استفاده از روش‌هایی مانند خاموش‌سازی و شرطی‌سازی معکوس کمک می‌کند این ارتباط غلط از بین برود.

۳. درمان اختلالات اضطرابی و وسواسی

در اختلال وسواس فکری–عملی (OCD) یا اضطراب عمومی، بسیاری از پاسخ‌های هیجانی ناسازگار (مثل اضطراب شدید هنگام آلودگی یا احساس خطر غیرواقعی) حاصل شرطی‌سازی‌اند. درمانگر با استفاده از روش پیشگیری از پاسخ بیمار را در معرض موقعیت اضطراب‌زا قرار می‌دهد بدون آن‌که اجازه‌ی انجام رفتار اجباری را بدهد. این کار باعث می‌شود تداعی بین «محرک اضطراب‌زا» و «رفتار وسواسی» از بین برود.

۴. استفاده در درمان اعتیاد

در اعتیاد، نشانه‌های محیطی (مثل بوی دود یا مکان خاص) ممکن است به‌صورت شرطی موجب ولع مصرف شوند. درمانگر با استفاده از خاموش‌سازی تداعی‌ها و شرطی‌سازی معکوس تلاش می‌کند این محرک‌های شرطی را از بین ببرد یا آن‌ها را با پاسخ‌های متفاوت (مثل آرامش یا بیزاری) جایگزین کند.

۵. درک هیجانات و روابط درمانی

شرطی‌سازی کلاسیک فقط برای رفتارهای آشکار نیست، بلکه در هیجانات، انتقال و واکنش‌های ناخودآگاه به درمانگر نیز دیده می‌شود. مثلاً بیمار ممکن است بدون دلیل منطقی به درمانگر احساس خشم یا اعتماد شدیدی داشته باشد، چون چهره یا لحن او یادآور چهره‌ی والد یا معلم گذشته است. در اینجا، هیجان انتقالی نیز نوعی پاسخ شرطی هیجانی محسوب می‌شود.

نکته پایانی

آزمایش انجام‌شده‌ توسط ایوان پاولف سرآغازی بود برای ورود شرطی سازی کلاسیک به دنیای روان‌شناسی. روان‌شناسانی که طرفدار رویکرد رفتاری بودند و معتقد بودند که روان‌شناسی باید به رفتارهای آشکار بپردازد شرطی سازی کلاسیک را وارد تحقیقات خود کردند. از جمله‌ی این افراد جان بی واتسون است که پدر رفتارگرایی محسوب می‌شود.

بعدها نیز ژوزف ولپی، از نظریه‌های شرطی سازی کلاسیک استفاده کرد تا یکی از مهم‌ترین و اثربخش‌ترین تکنیک‌های روان‌درمانی به نام حساسیت‌زدایی منظم را اختراع کند.

سوالات متداول

۱. شرطی سازی کلاسیک چیست؟

شرطی سازی کلاسیک نوعی از یادگیری است که در آن یک محرک خنثی با یک محرک طبیعی تداعی می‌شود تا در نهایت محرک خنثی بتواند پاسخ به محرک طبیعی را فراخوانی کند.

۲. بنیان‌گذار نظریه‌ی شرطی‌سازی کلاسیک کیست؟

ایوان پاولف یک دانشمند روسی است که از طریق آزمایش روی بزاق سگ‌ها توانست شرطی سازی کلاسیک را کشف و آن را توسعه بدهد.

۳. تفات شرطی سازی کلاسیک با شرطی سازی عامل چیست؟

در شرطی سازی کلاسیک یادگیری بر اساس تداعی محرک‌هاست، اما در شرطی سازی عامل یادگیری بر اساس تشویق و تنبیه که به دنبال رفتار می‌آیند رخ می‌دهد.

 

برای ارتباط با ما در انتهای مطلب کامنت بگذارید. علاوه بر این می‌توانید در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید.

  • اینستاگرام: schema.therapy
  • تلگرام: psychologistnotes
  • ایمیل: schemalogy@gmail.com

منابع

  • Eelen, P. (2018). Classical conditioning: Classical yet modern. Psychologica Belgica, 58(1), 196–211. https://doi.org/10.5334/pb.451
  • Madden, G. J., Mahmoudi, S., & Brown, K. (2023). Pavlovian learning and conditioned reinforcement. Journal of Applied Behavior Analysis, 56(3), 498–519. https://doi.org/10.1002/jaba.1004
  • Rouleau, N., Karbowski, L. M., & Persinger, M. A. (2016). Experimental evidence of classical conditioning and microscopic engrams in an electroconductive material. PLoS ONE, 11(10), e0165269. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0165269

  • Morè, L., & Jensen, G. (2014). Acquisition of conditioned responding in a multiple schedule depends on the reinforcement’s temporal contingency with each stimulus. Learning & Memory, 21(5), 258–262. https://doi.org/10.1101/lm.034231.113

  • Lattal, K. M., & Lattal, K. A. (2012). Facets of Pavlovian and operant extinction. Behavioural Processes, 90(1), 1–8. https://doi.org/10.1016/j.beproc.2012.03.009

     

    دکتر حمید بهرامی زاده

    رویکرد من طرحواره‌‌درمانی و روانکاوی است و تاکنون ۳ کتاب در حوزه طرحواره‌درمانی منتشر کرده‌ام و یک کتاب درباره‌ی درمان افسردگی. علاقه‌ی اصلی من یکپارچه‌نگری رویکردهای روان‌درمانی است. من فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های فردوسی، تهران و علامه‌طباطبایی هستم. شعار من این است: زندگی آب‌تنی کردن در حوضچه اکنون است.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    نوشته های مشابه

    دکمه بازگشت به بالا