موضوعات داغ

اختلال شخصیت مرزی (BPD): تشخیص و درمان

اختلال شخصیت مرزی یکی از انواع اختلالات شخصیت است که با الگویی از بی‌ثباتی در روابط بین فردی، هویت و تکانشگری تعریف می‌شود. منظور از مرزی این است که این اختلال در مرز بین روان‌رنجوری و روان‌پریشی قرار دارد.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب احساسات منفی قوی و شدیدی را تجربه می‌کنند و مستعد تهدید، ژست یا اقدام به خودکشی هستند. آن‌ها نسبت به تصویر خود و همچنین دیدگاه خود نسبت به دیگران مطمئن نیستند. آن‌ها ترس شدید از رها شدن و احساس پوچی دارند.

در این مقاله تلاش می‌کنیم ویژگی‌های اصلی اختلال شخصیت مرزی، نشانه‌ها، تشخیص افتراقی و روش‌های درمانی اختلال شخصیت مرزی را بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5-TR) که توسط انجمن روان‌پزشکی آمریکا منتشر می‌شود معرفی کنیم.

بر اساس DSM-5-TR، اختلال شخصیت مرزی با الگویی فراگیر از بی‌ثباتی در روابط بین‌فردی، خودانگاره (هویت) و هیجان‌ها، همراه با تکانشگری قابل‌توجه مشخص می‌شود.

ملاک‌های تشخیصی اختلال شخصیت مرزی (DSM-5-TR)

اختلال شخصیت فراگیر یک الگوی فراگیر از بی‌ثباتی در روابط بین فردی، تصور از خود، عاطفه، و تکانشگری است که از اوایل بزرگسالی شروع می‌شود و در زمینه‌های مختلف وجود دارد. برای تشخیص اختلال شخصیت مرزی باید پنج نشانه (یا بیشتر) از موارد زیر وجود داشته باشد:
  1. تلاش‌های افراطی برای اجتناب از رها شدن واقعی یا خیالی.
  2. الگویی از روابط بین فردی ناپایدار و شدید که با تناوب بین ایده‌آل‌سازی و ناارزنده‌سازی مشخص می‌شود.
  3. اختلال هویت: خودانگاره یا احساس خود به طور مشخص و مداوم ناپایدار است.
  4. تکانشگری حداقل در دو زمینه که به طور بالقوه به خود آسیب می‌رسانند (مانند خرج کردن، رابطه جنسی، مصرف مواد، رانندگی بی‌پروا، پرخوری). (توجه: رفتار خودکشی یا خودزنی را که در معیار 5 پوشش داده شده است، لحاظ نکنید).
  5. رفتار مکرر خودکشی، ژست‌ها، یا تهدید، یا رفتار خودزنی.
  6. بی‌ثباتی عاطفی ناشی از واکنش‌پذیری مشخص خلق‌ (به عنوان مثال، نارسایی شدید دوره‌ای، تحریک‌پذیری یا اضطراب که معمولاً چند ساعت طول می‌کشد و به ندرت بیش از چند روز طول می‌کشد).
  7. احساس پوچی مزمن.
  8. عصبانیت نامناسب و شدید یا مشکل در کنترل خشم (عصبانیت مداوم، دعواهای فیزیکی مکرر).
  9. افکار پارانوئیدی گذرا مرتبط با استرس یا نشانه‌های شدید تجزیه‌ای.

توصیف ویژگی‌های تشخیصی

ملاک اول: تلاش‌های شدید برای اجتناب از رهاشدگی واقعی یا خیالی

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی برای اجتناب از رها شدن واقعی یا خیالی تلاش‌های بسیاری زیادی انجام می‌دهند. ادراک جدایی یا احساس طردشدگی، می‌تواند منجر به تغییرات عمیقی در خودانگاره، عاطفه، شناخت و رفتار شود.

به‌عنوان مثال، هنگامی ‌که درمانگر پایان وقت ملاقات را اعلام می‌کند ناگهان احساس ناامیدی شدیدی می‌کنند و یا هنگامی ‌که فردی برای آن‌ها مهم است فقط چنددقیقه تأخیر می‌کند یا باید قرار ملاقات را لغو کند دچار وحشت و عصبانیت می‌شوند. آن‌ها ممکن است باور کنند که این «رها کردن» به معنای «بد» بودن آن‌هاست.

ترس‌های رهاشدگی ناشی از عدم تحمل تنهایی و نیاز به همراه داشتن افراد دیگر است. تلاش‌های آن‌ها برای اجتناب از رهاشدگی ممکن است شامل اقدامات تکانشی مانند خودزنی یا رفتارهای خودکشی باشد که به طور جداگانه در معیار 5 توضیح داده شده است.

ملاک دوم: روابط بین‌فردی شدید و بی‌ثبات

روابط در اختلال شخصیت مرزی به شدت ناپایدار است.
روابط در اختلال شخصیت مرزی به شدت ناپایدار است.

یکی از ویژگی‌های برجسته‌ی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که باعث می‌شود زندگی آشفته‌ای داشته باشند الگوی بسیار ناپایدار در روابط است.

وقتی با کسی قرار ملاقات می‌گذارند ممکن است در همان جلسه‌ی اول یا دوم به شدت عاشق او شوند. آن‌ها خیلی زود دست به آرمانی‌سازی طرف مقابل می‌زنند.

علاوه بر این، آن‌ها خیلی زود ‌می‌خواهند که وقت زیادی را با او بگذارند و جزئی‌ترین خصوصیات زندگی خود را سریعاً با طرف مقابل در میان می‌گذارند. با وجود این، مدت زمان آرمانی‌سازی طرف مقابل دیری نمی‌پاید و ممکن است خیلی زود دست به بی‌ارزش‌سازی بزند و احساس کنند که طرف مقابل به اندازه‌ی کافی برای آن‌ها اهمیت قائل نیست.

این افراد می‌توانند با دیگران همدلی یا از آن‌ها مراقبت کنند اما فقط با این انتظار که فرد مقابل در ازای برآورده شدن نیازهایش، به عنوان جبران کنار آن‌ها باشد. به عبارت دیگر رابطه‌شان را با آن‌ها قطع نکنند.

این افراد مستعد تغییرات ناگهانی و چشمگیر در دیدگاه خود نسبت به دیگران هستند. آن‌ها گاهی دیگران را به عنوان حمایت‌کننده می‌بینند و گاهی به عنوان فراد ظالم و تنبیه‌گر. چنین تغییراتی اغلب نمایانگر سرخوردگی یا ناامیدی از مراقبی است که ویژگی‌های حمایت‌گرانه و مراقبت‌کننده‌ی او ایده‌آل‌سازی شده است یا انتظار می‌رود که فرد را طرد یا رها کند.

ملاک سوم: آشفتگی هویت

ممکن است افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی دچار اختلال‌هایی در هویت باشند. تغییرات ناگهانی و چشمگیری در خودانگاره‌ آن‌ها وجود دارد. به عنوان مثال به طور ناگهانی از نقش کسی که به صورت ملتمسانه‌ای طلب کمک می‌کند به نقش کسی که به خاطر بدرفتاری‌های گذشته می‌خواهد انتقام بگیرد تغییر می‌کند.

خودانگاره‌ی این افراد عموماً مبتنی بر احساس بد بودن است اما گاهی اوقات احساس می‌کنند که اصلاً وجود ندارند. این موضوع می‌تواند برای افراد مبتلا به این اختلال هم دردناک و هم ترسناک باشد. این تجربه‌ها معمولاً در موقعیت‌هایی رخ می‌دهد که در آن به فرد احساس کمبود یک رابطه‌ی معنادار، مراقبت و حمایت دست می‌دهد.

این افراد در موقعیت‌های بدون ساختار عملکرد بدتری دارند. این فقدان کامل و پایدار هویت، شناسایی الگوهای رفتاری ناسازگار را برای فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی دشوار می‌کند و می‌تواند منجر به الگوهای تکراری روابط آشفته شود.

ملاک چهارم: تکانشگری در دست‌کم دو زمینه آسیب‌زا

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی حداقل در دو زمینه که به طور بالقوه به خود آسیب می‌رسانند، تکانشگری نشان می‌دهند.

آن‌ها ممکن است قمار کنند، به طور غیرمسئولانه پول خرج کنند، پرخوری کنند، مواد مصرف کنند، درگیر رابطه‌ی جنسی ناامن شوند یا بی‌پروا رانندگی کنند.

ملاک پنجم: رفتار، ژست یا تهدید مکرر خودکشی، یا خودآسیب‌رسانی

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، رفتار، ژست‌ها یا تهدیدهای مکرر خودکشی یا رفتار خودزنی را نشان می‌دهند. افکار یا رفتارهای مکرر خودکشی اغلب دلیل مراجعه این افراد برای کمک است. اعمال خودویرانگر معمولاً با تهدید به جدایی یا طرد شدن، تسریع می‌شود.

رفتارهای خودآسیب‌رسان در اختلال شخصیت مرزی، مانند بریدن یا سوزاندن بخشی از بدن، بسیار رایج هستند و ممکن است در دوره‌های تجربه نشانه‌های تجزیه‌ای رخ دهند. این رفتارها اغلب از طریق بازگرداندن توانایی احساس کردن یا ایجاد حس مجازات شدن و کاهش موقت احساس بد یا شرور بودن، برای فرد تسکین کوتاه‌مدتی فراهم می‌کنند.

بنابراین، خودزنی در برخی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، دو کارکرد روان‌شناختی متفاوت دارد:

۱. پایان دادن به بی‌حسی

گاهی فرد در حالت تجزیه‌ای احساس می‌کند از بدن، هیجان‌ها یا محیط اطراف جدا شده است؛ انگار واقعی نیست، بدنش متعلق به او نیست یا اصلاً چیزی احساس نمی‌کند. درد جسمانی ناشی از بریدن یا سوزاندن می‌تواند موقتاً این بی‌حسی را بشکند و احساس حضور و واقعیت را بازگرداند: «درد را حس می‌کنم؛ پس هنوز وجود دارم و بدنم واقعی است».

از دیدگاه طرحواره‌درمانی، این کارکرد بیشتر با ذهنیت «محافظ بی‌تفاوت» ارتباط دارد. خودزنی در اینجا تلاشی ناسازگارانه برای خروج از کرختی، پوچی یا گسستگی است (Young et al., 2003).

۲. مجازات کردن خود و کاهش احساس «شرور بودن»

فرد ممکن است تحت تأثیر شرم و نفرت از خود احساس کند بد، گناهکار، کثیف یا سزاوار مجازات است. با آسیب‌زدن به خود، گویی مجازات لازم را اجرا کرده و موقتاً از فشار گناه و خودنفرتی رها می‌شود: «من بد هستم و باید مجازات شوم؛ حالا که مجازات شدم، فشار درونی کمتر شده است».

در طرحواره‌درمانی، این کارکرد بیشتر به ذهنیت «والد تنبیه‌گر» مربوط می‌شود. والد تنبیه‌گر فرد را متهم می‌کند و خودزنی به اجرای حکم این صدای درونی تبدیل می‌شود (Young et al., 2003). بنابراین، تسکینی که پس از خودزنی ایجاد می‌شود معمولاً کوتاه‌مدت است:

  • درد جسمانی جای بی‌حسی یا آشفتگی هیجانی را می‌گیرد؛
  • توجه فرد از رنج روانی به بدن منتقل می‌شود؛
  • احساس واقعی‌بودن موقتاً بازمی‌گردد؛
  • یا فشار ناشی از شرم و خودسرزنشگری کاهش می‌یابد.

اما چون علت اصلی—مانند گسستگی، شرم، احساس رهاشدگی یا والد تنبیه‌گر—حل نشده است، این چرخه ممکن است تکرار شود.

ملاک ششم: بی‌ثباتی هیجانی ناشی از واکنش‌پذیری شدید خلق

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است بی‌ثباتی عاطفی داشته باشند که به دلیل واکنش‌پذیری خلق‌ است. به عنوان مثال، ملال شدید دوره‌ای، تحریک‌پذیری یا اضطراب که معمولاً چند ساعت و به ندرت بیش از چند روز طول می‌کشد.

ملال اولیه در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب با دوره‌های خشم، وحشت، یا ناامیدی مختل می‌شود و به ندرت با دوره‌های بهزیستی یا رضایت‌مندی تسکین می‌یابد. این دوره‌ها ممکن است منعکس‌کننده واکنش شدید فرد به استرس‌های بین فردی باشد.

ملاک هفتم: احساس مزمن پوچی

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است احساس پوچی مزمن داشته باشند که می‌تواند با احساس دردناک تنهایی همراه باشد. آن‌ها به راحتی خسته می‌شوند و ممکن است اغلب به دنبال هیجان باشند تا از احساس پوچی خود اجتناب کنند.

ملاک هشتم: خشم شدید و نامتناسب یا دشواری در کنترل خشم

افراد مبتلا به این اختلال اغلب خشم نامناسب و شدیدی را ابراز می‌کنند یا در کنترل خشم خود مشکل دارند. آن‌ها ممکن است به صورت افراطی از طعنه زدن استفاده کنند، زبان تلخی داشته باشند یا اینکه به صورت کلامی پرخاشگری کنند.

خشم آن‌ها اغلب زمانی برانگیخته می‌شود که به این نتیجه برسند فرد مهم زندگی‌شان به آن‌ها بی‌توجه باشد یا رفتار طردکننده نشان دهد. البته چنین ابراز خشمی ‌اغلب با شرم و گناه همراه است.

ملاک نهم: افکار بدبینانه‌ی گذرا در شرایط استرس

در طول دوره‌های استرس شدید، افکار پارانوئیدی گذرا یا نشانه‌های تجزیه‌ای (مثلاً مسخ شخصیت) ممکن است رخ دهند. اما این نشانه‌ها معمولاً شدت یا مدت زمان کافی برای تشخیص سایر اختلال‌های روانی را ندارند.

این دوره‌ها اغلب در پاسخ به یک رهاشدگی واقعی یا خیالی رخ می‌دهند. نشانه‌ها معمولاً گذرا و چنددقیقه یا چند ساعت است. بازگشت واقعی یا احساس بازگشت فرد مهم زندگی ممکن است منجر به بهبود نشانه‌ها شود.

سایر ویژگی‌های اختلال شخصیت مرزی

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی ممکن است در لحظه‌ای که هدفی در شرف تحقق است، دست از تلاش بردارند. به عنوان مثال، ترک تحصیل درست قبل از فارغ‌التحصیلی، پسرفت شدید پس از بحث در مورد اینکه درمان چقدر خوب پیش می‌رود، نابود کردن یک رابطه‌ی خوب وقتی مشخص است که این رابطه می‌تواند ادامه داشته باشد.

برخی از افراد نشانه‌های روان‌پریشی (مانند توهم، تحریف تصویر بدن، افکار ارجاعی) را در زمان استرس تجربه می‌کنند. افراد مبتلا به این اختلال ممکن است با اشیاء انتقالی (مثلاً حیوان خانگی یا اشیاء بی‌جان) نسبت به روابط بین فردی احساس امنیت بیشتری کنند.

مرگ زودرس ناشی از خودکشی ممکن است در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی رخ دهد، به ویژه در افرادی که دارای اختلالات افسردگی همزمان یا اختلالات مصرف مواد هستند. با این حال، مرگ و میر ناشی از علل دیگر مانند تصادفات یا بیماری، بیش از دو برابر مرگ‌ومیر ناشی از خودکشی در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی شایع است.

ناتوانی‌های جسمی ممکن است ناشی از رفتارهای خودآزاری یا تلاش‌های ناموفق برای خودکشی باشد. از دست دادن مکرر شغل، وقفه در تحصیل و جدایی یا طلاق شایع هستند. آزار جسمی و جنسی، غفلت، درگیری خصمانه و از دست دادن زودهنگام والدین در تاریخچه‌ی کودکی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی شایع‌تر است.

شیوع اختلال شخصیت مرزی

برآوردها درباره‌ی شیوع اختلال شخصیت مرزی به نتایج متفاوتی رسیده‌اند. مطالعات نشان داده‌اند که حدود ۱٫۴ تا ۵٫۹ درصد از جمعیت عمومی ممکن است این اختلال را داشته باشند. در مجموع، میانگین نتایج چند پژوهش، شیوع آن را حدود ۲٫۷ درصد نشان می‌دهد. این اختلال در مراکز درمانی بیشتر دیده می‌شود:

  • حدود ۶ درصد از مراجعه‌کنندگان مراکز مراقبت‌های اولیه؛
  • حدود ۱۰ درصد از مراجعه‌کنندگان مراکز سرپایی سلامت روان؛
  • و حدود ۲۰ درصد از بیماران بستری در بیمارستان‌های روان‌پزشکی.

مسائل تشخیصی مرتبط با جنسیت

در حالی که اختلال شخصیت مرزی در نمونه‌های بالینی در بین زنان شایع‌تر از مردان است، نمونه‌های مبتنی بر جمعیت عمومی در جامعه هیچ تفاوتی بین مردان و زنان نشان نمی‌دهند. این اختلاف ممکن است نشان‌دهنده‌ی درجه بالاتری از کمک‌جویی در میان زنان باشد و آن‌ها را به سمت موقعیت‌های بالینی سوق دهد.

به نظر می‌رسد ویژگی‌های بالینی مردان و زنان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مشابه است، اما به طور بالقوه رفتارهای بیرونی‌سازی در پسران و مردان و رفتارهای درونی‌سازی در دختران و زنان بیشتر وجود دارند.

ارتباط با افکار یا رفتار خودکشی

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که رفتارهای تکانشی و ضداجتماعی در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی می‌توانند با افزایش خطر خودکشی همراه باشند.

در یک مطالعه‌ی طولانی‌مدت که بیماران بستری مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را به مدت ۲۴ سال پیگیری کرد، حدود ۶ درصد از آنان بر اثر خودکشی جان باختند. این میزان در گروهی از افراد مبتلا به سایر اختلالات شخصیت ۱٫۴ درصد بود.

مطالعه‌ای دیگر که افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را به مدت ۱۰ سال پیگیری کرد، نشان داد رفتارهای مکرر مرتبط با خودکشی یکی از ویژگی‌های مهم این اختلال است. بااین‌حال، میزان اقدام به خودکشی با گذشت زمان به‌طور چشمگیری کاهش یافت و از ۷۹ درصد در ابتدای دوره به ۱۳ درصد رسید.

تشخیص‌های افتراقی

  • اختلالات افسردگی و دوقطبی: اختلال شخصیت مرزی اغلب همراه با اختلالات افسردگی یا دوقطبی دیده می‌شود. اگر فرد معیارهای تشخیصی هر دو اختلال را داشته باشد، باید هر دو تشخیص ثبت شوند. بااین‌حال، برخی نشانه‌های اختلال شخصیت مرزی ممکن است در دوره‌های افسردگی یا دوقطبی نیز دیده شوند. بنابراین، درمانگر نباید فقط بر اساس وضعیت فعلی فرد، تشخیص اختلال شخصیت مرزی بدهد. برای این تشخیص باید مشخص شود که الگوی رفتاری فرد از سال‌های گذشته آغاز شده و برای مدت طولانی ادامه داشته است.
  • اختلال اضطراب جدایی در بزرگسالان: اختلال اضطراب جدایی و اختلال شخصیت مرزی با ترس از رها شدن توسط عزیزان مشخص می‌شود، اما علاوه بر ترس از رهاشدگی، مشکلات در هویت، بی‌ثباتی بین فردی  و تکانشگری، برای تشخیص اختلال شخصیت مرزی محوری هستند.
  • سایر اختلالات شخصیتی: سایر اختلالات شخصیت ممکن است با اختلال شخصیت مرزی اشتباه گرفته شوند زیرا ویژگی‌های مشترک خاصی دارند. بنابراین مهم است که بین این اختلالات بر اساس تفاوت در ویژگی‌های مشخصه آنها تمایز قائل شویم. با این حال، اگر فردی دارای ویژگی‌های شخصیتی باشد که علاوه بر اختلال شخصیت مرزی، معیارهای یک یا چند اختلال شخصیت را داشته باشد، همه آن ها قابل تشخیص هستند.

اگرچه اختلال شخصیت هیستریونیک را می‌توان با توجه‌طلبی، رفتار دستکاری و احساسات در حال تغییر مشخص کرد، اختلال شخصیت مرزی با خودتخریبی و احساس مزمن پوچی عمیق و تنهایی مشخص می‌شود.

اگرچه اختلال شخصیت پارانوئید و اختلال شخصیت خودشیفته نیز ممکن است با واکنش خشمگینانه به محرک‌های جزئی مشخص شوند، ثبات نسبی تصویر از خود و همچنین فقدان نسبی خودتخریبی جسمانی، تکانشگری مکرر و نگرانی‌های عمیق در مورد رهاشدگی، این موارد را متمایز می‌کند.

اگرچه اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال شخصیت مرزی هر دو با رفتارهای دستکاری‌کننده مشخص می‌شوند، افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی برای به دست آوردن سود، قدرت یا سایر رضایت‌های مادی دستکاری می‌کنند، در حالی که هدف در اختلال شخصیت مرزی بیشتر به سمت جلب توجه مراقبین است.

هر دو اختلال شخصیت وابسته و اختلال شخصیت مرزی با ترس از رهاشدگی مشخص می‌شوند. با این حال، فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی با احساس پوچی عاطفی، خشم به رهاشدگی واکنش نشان می‌دهد، در حالی که فرد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته با مماشات و تسلیم فزاینده واکنش نشان می‌دهد و فوراً به دنبال یک رابطه جایگزین برای ارائه مراقبت و حمایت است. اختلال شخصیت مرزی را می‌توان با الگوی معمول روابط ناپایدار و شدید از اختلال شخصیت وابسته متمایز کرد.

  • تغییر شخصیت به دلیل شرایط پزشکی دیگر: اختلال شخصیت مرزی را باید از تغییر شخصیت به دلیل شرایط پزشکی دیگر متمایز کرد، که در آن ویژگی‌هایی که ظاهر می‌شوند پیامد فیزیولوژیکی مستقیم یک وضعیت پزشکی دیگر هستند.
  • اختلالات مصرف مواد: اختلال شخصیت مرزی نیز باید از علائمی که ممکن است در ارتباط با مصرف مداوم مواد ایجاد شود متمایز شود.
  • مشکلات هویتی: اختلال شخصیت مرزی باید از یک مشکل هویتی متمایز شود، که به نگرانی‌های هویتی مربوط به مرحله رشد (مثلاً نوجوانی) اختصاص دارد و واجد شرایط به عنوان یک اختلال روانی نیست.

نوجوانان و بزرگسالان جوان با مشکلات هویتی (به ویژه زمانی که با مصرف مواد همراه باشد) ممکن است به طور موقت رفتارهایی از خود نشان دهند که به طور گمراه‌کننده شبیه اختلال شخصیت مرزی هستند. چنین موقعیت‌هایی با بی‌ثباتی عاطفی، دوراهی‌های وجودی، عدم اطمینان، انتخاب‌های اضطراب‌آور، تعارض در مورد گرایش جنسی و فشارهای اجتماعی رقابتی برای تصمیم‌گیری در مورد شغل مشخص می‌شوند.

همبودی

تشخیص‌های همبود به اختلالاتی گفته می‌شود که علاوه بر اختلال اصلی، قابل تشخیص هستند. اختلالات رایج همبود با اختلال شخصیت مرزی شامل اختلالات افسردگی و دوقطبی، اختلالات مصرف مواد، اختلالات اضطرابی (به ویژه اختلال هراس و اختلال اضطراب اجتماعی)، اختلالات خوردن (به ویژه پرخوری عصبی و اختلال پرخوری)، اختلال استرس پس از سانحه، و کمبود توجه/بیش فعالی است.

چه چیزی باعث اختلال شخصیت مرزی می‌شود؟

مانند سایر اختلالات سلامت روان، علل اختلال شخصیت مرزی به طور کامل شناخته نشده است. علاوه بر عوامل محیطی – مانند سابقه کودک آزاری یا بی‌توجهی – اختلال شخصیت مرزی ممکن است به موارد زیر مرتبط باشد:

  • ژنتیک. برخی از مطالعات روی دوقلوها و خانواده‌ها نشان می‌دهد که اختلالات شخصیت ممکن است ارثی باشد یا به شدت با سایر اختلالات سلامت روان در میان اعضای خانواده مرتبط باشد. اگر یکی از بستگان نزدیک فرد – مادر، پدر، برادر یا خواهر- به همین اختلال یا اختلال مشابه مبتلا باشد، ممکن است در معرض خطر بیشتری باشد.
  • ناهنجاری‌های مغزی. برخی تحقیقات تغییراتی را در نواحی خاصی از مغز که در تنظیم احساسات، تکانشگری و پرخاشگری دخیل هستند نشان داده است. علاوه بر این، برخی از مواد شیمیایی مغز که به تنظیم خلق کمک می‌کنند، مانند سروتونین، ممکن است به درستی عمل نکنند.
  • کودکی پر استرس. بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال گزارش می‌دهند که در دوران کودکی مورد آزار جنسی یا جسمی یا مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند. برخی از افراد در جوانی والدین یا مراقبان خود را با سوء مصرف مواد یا سایر مشکلات روانی از دست داده‌اند یا از آنها جدا شده‌اند. برخی دیگر در معرض درگیری خصمانه و روابط خانوادگی ناپایدار قرار گرفته‌اند.

درمان اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت مرزی عمدتاً با استفاده از روان‌درمانی مورد درمان قرار می‌گیرد، اما ممکن است دارو نیز اضافه شود. در صورتی که ایمنی فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در خطر باشد، درمانگر ممکن است بستری شدن در بیمارستان را نیز توصیه کند.

درمان می‌تواند به افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی کمک کند مهارت‌هایی را برای مدیریت و کنار آمدن با شرایط خود بیاموزند. همچنین لازم است برای سایر اختلالات سلامت روان که اغلب همراه با اختلال شخصیت مرزی رخ می‌دهد، مانند افسردگی یا سوء مصرف مواد، تحت درمان قرار بگیرند. با درمان، می‌توانند احساس بهتری نسبت به خود داشته باشند و زندگی پایدارتر و پربارتری داشته باشند.

روان‌درمانی

روان‌درمانی یک رویکرد درمانی اساسی برای اختلال شخصیت مرزی است. درمانگر ممکن است درمان انتخابی خود را برای برآورده کردن بهترین نیازهای بیمار تطبیق دهد. اهداف روان‌درمانی برای کمک به فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی:

  • آشنایی با اختلال شخصیت مرزی
  • تمرکز بر توانایی فعلی برای عملکرد بهتر
  • مدیریت احساسات
  • کاهش تکانگشری
  • آگاهی از احساسات خود و دیگران
  • بهبود روابط

انواع روان‌درمانی که در بهبودی اختلال شخصیت مرزی مؤثر بوده‌اند عبارتند از:

  • رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT). رفتاردرمانی دیالکتیک شامل درمان گروهی و فردی است که به طور خاص برای درمان اختلال شخصیت مرزی طراحی شده است. رفتاردرمانی دیالکتیک از یک رویکرد مبتنی بر مهارت استفاده می‌کند تا به بیمار یاد دهد چگونه احساسات خود را مدیریت کند، پریشانی را تحمل کند و روابطش را بهبود بخشد.
  • طرحواره‌درمانی. طرحواره‌درمانی می‌تواند به صورت فردی یا گروهی انجام شود. این درمان می‌تواند به بیمار کمک کند نیازهای برآورده نشده‌ای را که منجر به الگوهای منفی زندگی شده است، شناسایی کند، که در برخی مواقع ممکن است برای سازگاری با رویدادهای ناگوار مفید بوده باشند، اما به عنوان یک بزرگسال در بسیاری از زمینه‌های زندگی آسیب‌زا بوده‌اند. درمان بر کمک به برآوردن نیازهای خود به شیوه‌ای سالم برای ترویج الگوهای مثبت زندگی متمرکز است.
  • درمان مبتنی بر ذهنیت (MBT). درمان مبتنی بر ذهنیت نوعی روان‌درمانی است که به بیمار کمک می‌کند افکار و احساسات خود را در هر لحظه شناسایی کند و دیدگاهی جایگزین در مورد موقعیت ایجاد کند. درمان مبتنی بر ذهنیت بر تفکر قبل از واکنش تاکید دارد.
  • آموزش سیستمی برای پیش‌بینی‌پذیری هیجانی و حل مسئله (STEPPS). یک درمان 20 هفته‌ای است که شامل کار در گروه‌هایی است که اعضای خانواده، مراقبان، دوستان یا افراد مهم بیمار را در درمان شرکت می‌دهد. این درمان به همراه انواع دیگر روان‌درمانی استفاده می‌شود.
  • روان‌درمانی متمرکز بر انتقال (TFP). هدف TFP که روان‌درمانی روان‌پویشی نیز نامیده می‌شود، کمک به درک احساسات و مشکلات بین فردی خود از طریق ایجاد رابطه بین بیمار و درمانگر است. سپس این بینش‌ها را در موقعیت‌های واقعی به کار گرفته می‌شود.
  • مدیریت روانپزشکی خوب. این رویکرد درمانی بر مدیریت موردی، تثبیت درمان در انتظار مشارکت در کار یا مدرسه متکی است. با در نظر گرفتن زمینه بین فردی احساسات، بر درک لحظات دشوار احساسی تمرکز دارد. ممکن است داروها، گروه‌ها، آموزش خانواده و درمان فردی را ادغام کند.
  • درمان شناختی رفتاری (CBT). این درمان می‌تواند به افراد کمک کند تا باورها و رفتارهای اصلی را که ناشی از درک نادرست از خود و دیگران و مشکلات در تعامل با دیگران است، شناسایی و تغییر دهند. ممکن است به افراد در کاهش نوسانات خلقی و علائم اضطراب کمک کند و ممکن است تعداد رفتارهای خودآزاری یا خودکشی را کاهش دهد.

دارودرمانی

اگرچه هیچ دارویی توسط سازمان غذا و دارو به طور خاص برای درمان اختلال شخصیت مرزی تایید نشده است، برخی از داروها ممکن است به علائم یا مشکلات همزمان مانند افسردگی، تکانشگری، پرخاشگری یا اضطراب کمک کنند. داروها ممکن است شامل داروهای ضدافسردگی، ضدروان‌پریشی یا داروهای تثبیت‌کننده خلق باشند.

بستری شدن در بیمارستان

گاهی ممکن است به درمان شدیدتری در بیمارستان یا کلینیک روانپزشکی نیاز باشد. بستری شدن در بیمارستان همچنین ممکن است بیمار را از آسیب به خود در امان نگه دارد یا افکار یا رفتارهای خودکشی را برطرف کند.

جمع‌بندی

اختلال شخصیت مرزی، اصولاً با بی‌ثباتی در خلق، عاطفه، روابط بین فردی و هویت مشخص می‌شود. این افراد معمولاً ممکن است رفتارهای خودکشی، احساس پوچی، خودزنی و حتی افکار پارانوئید داشته باشند. دارودرمانی و انواع روان‌درمانی مانند طرحواره‌درمانی برای درمان اختلال شخصیت مرزی در دسترس هستند.

منبع

American Psychiatric Association. (2022). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed., text rev.; DSM-5-TR). American Psychiatric Association Publishing.

دکتر حمید بهرامی زاده

رویکرد من طرحواره‌‌درمانی و روانکاوی است و تاکنون ۳ کتاب در حوزه طرحواره‌درمانی منتشر کرده‌ام و یک کتاب درباره‌ی درمان افسردگی. علاقه‌ی اصلی من یکپارچه‌نگری رویکردهای روان‌درمانی است. من فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های فردوسی، تهران و علامه‌طباطبایی هستم. شعار من این است: زندگی آب‌تنی کردن در حوضچه اکنون است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا