وقتی جلسه شروع شد، بعد از چند دقیقه سکوت، گفت: میترسم اگر مردم خود واقعی مرا بشناسند، دیگر دوستم نداشته باشند.
او مدیر موفقی بود، دوستان زیادی داشت و همه فکر میکردند که او اعتماد به نفس بالایی دارد. اما درواقع او سالها با این احساس زندگی کرده بود که در وجودش نقصهایی وجود دارد که اگر آشکار شوند، باعث میشود که دیگران او را طرد کنند.
این تجربه، هستهی اصلی طرحواره نقص و شرم است. افرادی که این طرحواره را دارند، معمولاً خود را ذاتاً ناقص، بیارزش یا دوستنداشتنی میدانند. به همین دلیل، انتقاد، شکست یا حتی یک رابطهی صمیمی و عاشقانه میتواند احساس شرم و ناامنی شدیدی را در آنها فعال کند.
در این مقاله، در کنار توضیح مفاهیم اصلی، بارها به داستان این مراجع بازخواهیم گشت تا ببینیم طرحواره نقص و شرم چگونه بر روابط، احساسات، رفتارها و انتخابهای او تأثیر گذاشته است.
تعریف طرحواره نقص و شرم
مراجعی که در ابتدای مقاله با او آشنا شدیم، از بیرون فردی موفق و قابل احترام به نظر میرسید. اما احساسات درونی او چیز دیگری بود. برای مثال هر بار که کسی به او نزدیک میشد، نگران میشد که دیر یا زود یکی از جنبههای آشکار خواهد شد و دیگران میفهمند که او آدم بهدردبخوری نیست. برای او صمیمیت به عنوان یک خطر تلقی میشد.
طرحواره نقص و شر یعنی احساس کنید در جنبههای مهم شخصیت خود، ذاتاً فردی ناقص، بد، دوستنداشتنی، حقیر یا بیارزش هستید. ممکن است باور داشته باشید که اگر افراد مهم زندگیتان خود واقعی شما را بشناسند، دیگر شما را دوست نخواهند داشت یا شما را نخواهند پذیرفت.
این طرحواره معمولاً با حساسیت زیاد نسبت به انتقاد، طرد شدن یا سرزنش شدن همراه است. افراد دارای طرحواره نقص و شرم اغلب در حضور دیگران احساس ناامنی میکنند، دائماً خود را با دیگران مقایسه میکنند و نسبت به قضاوت دیگران حساس هستند. همچنین ممکن است به دلیل نقصهایی که در خود میبینند، احساس شرم عمیقی را تجربه کنند.
این نقصهای ادراکشده ممکن است پنهان باشند؛ مانند خودخواه بودن، خشم، یا داشتن افکار و امیال غیرقابلقبول. گاهی نیز ممکن است آشکار باشند؛ مانند نارضایتی از ظاهر، احساس جذاب نبودن یا دستوپاچلفتی بودن در موقعیتهای اجتماعی.
نشانههای طرحواره نقص و شرم
مراجعی که در ابتدای مقاله داستانش را توضیح دادم چند جلسهی بعد گفت که وقتی همکارش فقط یک ایراد کوچک از گزارشش گرفته بود، تمام روز با خودش فکر میکرد: «حتماً فهمیده من به اندازهی بقیه توانمند نیستم».
این واکنش برای او اتفاق تازهای نبود. هر انتقاد کوچکی، حتی اگر سازنده و محترمانه بیان میشد، احساس عمیقی از شرم و بیارزشی را در او فعال میکرد.
حساسیت به انتقاد فقط یکی از نشانههای تله نقص و شرم است. این طرحواره میتواند به شکل رفتارها، افکار و احساسات مختلفی در زندگی روزمره یا در تعاملات ما با دیگران خود را نشان دهد در ادامه برخی از نشانههای رایج این طرحواره عبارتاند از:
- احساس میکنید به اندازه دیگران ارزشمند یا دوستداشتنی نیستید.
- از اینکه دیگران خود واقعی شما را بشناسند، احساس نگرانی یا ترس میکنید.
- نسبت به انتقاد، سرزنش یا رد شدن حساسیت زیادی دارید.
- خودتان را دائماً با دیگران مقایسه میکنید و معمولاً خود را پایینتر از آنها میبینید.
- به سختی تعریف، تحسین یا محبت دیگران را باور میکنید.
- اشتباههای کوچک را نشانه بیارزش بودن خود میدانید.
- در موقعیتهای اجتماعی احساس ناامنی یا خجالت میکنید.
- برای پنهان کردن نقصهای خود تلاش میکنید همیشه کامل، موفق یا بیعیب به نظر برسید.
- ممکن است از صمیمیت اجتناب کنید، زیرا نگران هستید دیگران شما را همانگونه که هستید نپذیرند.
- اغلب خودتان را بیشتر از دیگران سرزنش میکنید و نسبت به خودتان بسیار سختگیر هستید.
- احساس شرم یا بیارزشی حتی پس از موفقیتها نیز از بین نمیرود.
- ممکن است سالها با این احساس زندگی کنید که اگر دیگران حقیقت مرا بدانند، مرا ترک خواهند کرد یا دیگر دوستم نخواهند داشت.
یک نکتهی مهم دربارهی این نشانهها وجود دارد و آن این است که اگر این الگوها به صورت پایدار در موقعیتهای مختلف زندگی تکرار شوند، بر عزتنفس و روابط شما تأثیر بگذارند و باعث رنج روانشناختی شوند. فقط در این صورت است که میتوانیم از وجود طرحواره نقص و شرم مطمئن شویم.
سبکهای مقابلهای در طرحواره نقص و شرم
در یکی از جلسات، از علی پرسیدم برای اینکه نقصهایت دیده نشوند چه کارهایی انجام میدهی؟
علی: همیشه سعی کردم که هیچ اشتباهی نکنم چون احساس میکنم اگر اشتباه کنم، همه میفهمند که واقعاً آدم بیعرضهای هستم.
به این دلیل که علی برای اشتباه نکردن سعی کرده بود انسان کمالگرایی باشد همیشه فکر میکرد که مشکل اصلی او کمالگرایی است اما بهتدریج متوجه شد کمالگرایی فقط راهی برای پنهان کردن احساس عمیق نقص و شرم بوده است.
در کنار کمالگرایی، روشهای دیگری نیز وجود دارند که افراد دارای طرحواره نقص و شرم برای کنار آمدن و مدیریت کردن نقصهایشان از آنها استفاده میکنند. در طرحوارهدرمانی سه روش اساسی تحت عنوان سبکهای مقابلهای در این زمینه معرفی شدهاند:
تسلیم
وقتی کسی در برابر طرحوارهاش تسلیم میشود به این معناست که باورهای طرحوارهای خود را کاملاً پذیرفته است. در این حالت او خود را واقعاً ناقص، بیارزش یا دوستنداشتنی میداند و معمولاً وارد رابطههایی میشود که این احساس را دوباره تأیید میکنند. انتقاد دیگران را بهراحتی میپذیرد، از حق خود دفاع نمیکند و اغلب خود را پایینتر از دیگران میبیند.
علی گاهی اوقات، وقتی مورد انتقاد قرار میگرفت با خودش فکر میکرد که انتقادها درست هستند. با این وجود، یکی از همکارانش از او دفاع میکرد و میگفت علی شایستهی این انتقادها نیست.
اجتناب
علی علاوه بر اینکه خودش را شایستهی انتقادها میدانست در جلسات دورهمی همکاران شرکت نمیکرد و در مهمانیهای خانوادگی، بدون تعامل زیاد با دیگران، یک گوشه مینشست و سعی میکرد فقط شنوندهی دیگران باشد. این رفتار علی، نشاندهندهی این بود که او تلاش میکرد از فعال شدن طرحوارهی خود جلوگیری کند که تعریف دقیقی از سبک مقابلهای اجتناب است.
در سبک مقابلهای اجتناب، برخی افراد برای اینکه احساس شرم فعال نشود، از موقعیتهایی که ممکن است مورد ارزیابی قرار بگیرند دوری میکنند. ممکن است از صمیمیت، سخنرانی، درخواست شغل، آشنایی با افراد جدید یا حتی ابراز احساسات خود اجتناب کنند؛ زیرا نگران هستند دیگران متوجه نقصهای آنها شوند.
جبران افراطی
سبک غالب علی برای مدیریت طرحواره نقص خود پناه بردن به کمالگرایی بود. درواقع او میخواست نشان دهد که آدم بسیار پرتلاش و خوبی است و دیگران میتوانند او را به خاطر دستاوردهایش دوست داشته باشند. اما این کمالگرایی درواقع باعث شده بود که علی از هیچچیزی در زندگیاش لذت نبرد زیرا به صورت افراطی این کار را میکرد.
کمالگرایی علی، نماینده سبک جبران افرطی در طرحواره نقص و شرم است. در این سبک، فرد تلاش میکند دقیقاً برعکس احساس درونی خود رفتار کند. او ممکن است به شدت کمالگرا، موفقیتطلب، رقابتجو یا حتی خودبزرگبین به نظر برسد. برخی افراد نیز دیگران را تحقیر یا به شدت نقد میکنند تا برای لحظاتی احساس کنند خودشان نقصی ندارند.
اما در بلندمدت به صورت متناقضی، باعث تقویت طرحواره نقص و شرم میشوند. به عنوان مثال، علی با کمالگرایی در کوتاهمدت توانسته بود برای خود اعتبار شغلی به دست بیاورد، اما همه فهمیده بودند که تنها چیزی که برای او مهم است کار کردن است و به همین دلیل تعامل صمیمانهای با او نداشتند. در نتیجه علی دقیقاً به خاطر نداشتن تعاملات دوستانه، احساس میکرد نقص بزرگی دارد که دیگران دوست ندارند با او وارد تعامل شوند.
تأثیر طرحواره نقص و شرم بر روابط عاطفی
وقتی به روابط عاطفی علی پرداختیم تا تأثیر طرحواره نقص و شرم بر روابطش را بررسی کنیم ابتدا علی گفت که همیشه فکر میکردم مشکل از آدمهایی است که وارد زندگیام میشوند، اما حالا میبینم قبل از اینکه آنها مرا طرد کنند، خودم از آنها فاصله میگیرم.
وقتی علی با یک نفر وارد رابطه میشد سعی میکرد خود واقعیاش را نشان ندهد و دخترها بیشتر جذب کمالگرایی و دستاوردهای او میشدند. اما هر چه رابطه جلوتر میرفت و بعد عاطفی آن پررنگتر میشد علی از صمیمی شدن بیشتر اجتناب میکرد.
روابط علی نشان میدهد که نقص و شرم به روشهای مختلفی بر روابط تأثیر میگذارند که برخی از مهمترین آنها را را ادامه توضیح میدهم.
وقتی باور داشته باشید که در اعماق وجودتان نقصی اساسی وجود دارد، صمیمیت برای شما به یک تجربهی ترسناک تبدیل شود؛ زیرا هرچه رابطه عمیقتر شود، احتمال دیده شدن خود واقعیتان بیشتر میشود.
به همین دلیل، برخی افراد مثل علی از همان ابتدای رابطه تلاش میکنند تصویری کامل، موفق یا بینقص از خود ارائه دهند. آنها از نشان دادن ضعفها، نیازها و آسیبپذیریهای خود اجتناب میکنند، زیرا نگران هستند اگر طرف مقابل آنها را همانگونه که هستند بشناسد، دیگر دوستشان نداشته باشد.
برخی دیگر جذب افرادی میشوند که آنها را تحقیر، سرزنش یا بیارزش میکنند. این روابط، اگرچه دردناک هستند، اما با باورهای قدیمی آنها همخوانی دارند و به همین دلیل ناآشنا نیستند.
گروهی نیز هر بار که رابطه صمیمیتر میشود، به تدریج فاصله میگیرند، احساسات خود را پنهان میکنند یا رابطه را پایان میدهند. آنها تصور میکنند اگر فاصله را خودشان ایجاد کنند، آسیب کمتری خواهند دید.
طرحواره نقص و شرم چگونه شکل میگیرد؟
در یکی از جلسات طرحوارهدرمانی، علی عکسی از دوران کودکیاش را آورده بود. در عکس کودکی هشت یا نه ساله بود که با لبخندی محو به دوربین نگاه میکرد. علی با اشاره به عکس گفت: هر بار این عکس را میبینم، دلم برایش میسوزد. تمام تلاشش را میکرد که بچه خوبی باشد، اما هیچوقت احساس نمیکرد کافی است.
در بسیاری از موارد، طرحواره نقص و شرم دقیقاً از همینجایی آغاز میشود که کودک به این نتیجه میرسد که برای والدینش به اندازهی کافی خوب نیست.
تما کودکان نیاز دارند احساس کنند همانگونه که هستند پذیرفته و دوست داشته میشوند و ارزشمند به حساب میآیند. کودک باید این پیام را از والدین یا مراقبان خود دریافت کند که اشتباه کردن، کامل نبودن یا متفاوت بودن، ارزش او را به عنوان یک انسان زیر سؤال نمیبرد.
اما اگر کودک بارها تجربه کند که تنها زمانی مورد توجه یا محبت قرار میگیرد که بینقص، موفق یا مطابق انتظار دیگران باشد، ممکن است به تدریج به نتیجهای دردناک برسد؛ نه اینکه «رفتار من اشتباه بود»، بلکه اینکه «خود من اشتباه هستم». این عشق مشروط، میتوانند به باورهای عمیقی دربارهی دوستنداشتنی بود کودک ختم شود.
این پیام گاهی به صورت مستقیم منتقل میشود؛ مانند تحقیر، تمسخر، مقایسه مداوم، برچسب زدن، سرزنش یا تنبیههای شدید. اما گاهی بسیار ظریفتر است. والدینی که محبت خود را مشروط به موفقیت میکنند، کودک را دائماً با دیگران مقایسه میکنند یا هیچگاه از او رضایت ندارند، ممکن است ناخواسته همین احساس را در او ایجاد کنند.
در برخی افراد، تجربههایی مانند قلدری، طرد شدن از سوی همسالان، سوءاستفاده جسمی یا جنسی، یا مورد تمسخر قرار گرفتن به دلیل ظاهر، وزن، لکنت، ناتوانیهای یادگیری یا هر ویژگی دیگری نیز میتواند زمینهی شکلگیری این طرحواره را فراهم کند. اگر کودک در چنین شرایطی حمایت هیجانی کافی دریافت نکند، احتمال اینکه این تجربهها به بخشی از هویت او تبدیل شوند، افزایش پیدا میکند.
به تدریج، کودک دیگر فقط احساس شرم نمیکند؛ بلکه شرم را بخشی از هویت خود میداند. او باور میکند که اگر دیگران او را همانگونه که واقعاً هست بشناسند، دیگر دوستش نخواهند داشت.
البته آنچه نقش تعیینکنندهای در شکلگیری طرحواره نقص و شرم دارد، معنایی است که کودک از این تجربهها میسازد. دو کودک ممکن است انتقاد مشابهی را تجربه کنند، اما یکی به این نتیجه برسد که «اشتباه کردم» و دیگری باور کند که «من ذاتاً آدم بد یا ناکافیای هستم».
بنابراین به طور کلی همانند تمامی طرحواره های ناسازگار اولیه دیگر، طرحواره نقص و شرم بر اساس اتفاقات ناگوار و تجربههای بدرفتاری در خانواده در ارتباط با والدین و مراقبین شکل میگیرد. خانوادههایی که در آنها عشق و محبت، حمایت و پذیرش وجود ندارد معمولاً باعث شکلگیری این طرحواره میشوند.
به خاطر داشته باشید که لازم نیست همه موارد زیر را تجربه کرده باشید تا طرحواره نقص و شرم در شما شکل بگیرد. یکی دو مورد هم میتواند نقش بسزایی در شکل گیری این طرحواره داشته باشد.
آیا طرحواره نقص و شرم قابل درمان است؟
جلسات طرحوارهدرمانی علی به کندی پیش میرفت. برای او خیلی سخت بود که خودافشایی کند یا اینکه نقصهایش را نشان دهد. اما از آنجایی که انگیزهی بالایی داشت جلساتش را ادامه داد. بعد از گذشت چندین ماه طولانی، بالاخره علی در جلسه گفت که برای اولین بار احساس میکنم لازم نیست آدم دیگری باشم تا ارزش دوست داشته شدن داشته باشم.
تغییر طرحواره نقص و شرم، به معنای تغییر رابطهی فرد با خویش است. در آغاز درمان، فرد معمولاً زندگی خود را از پشت عینکی میبیند که هر اشتباه را نشانه بیارزشی و هر انتقاد را تأییدی بر ناقص بودن خود میداند. به تدریج یاد میگیرد این عینک را کنار بگذارد و خود را با نگاهی واقعبینانهتر ببیند.
در طرحوارهدرمانی، هدف این نیست که شما به انسانی کامل تبدیل شوید. هدف این است که دیگر برای ارزشمند بودن، مجبور نباشید کامل باشید. شما یاد میگیرید همانگونه که هستید، با توانمندیها، ضعفها، اشتباهها و آسیبپذیریهایتان، خود را بپذیرید و باور کنید که دوست داشته شدن، مشروط به بینقص بودن نیست.
این تغییر معمولاً یکشبه اتفاق نمیافتد. طرحواره نقص و شرم اغلب سالها فرصت داشته تا به بخشی از هویت فرد تبدیل شود. اما تجربه بالینی و پژوهشهای انجامشده درباره طرحوارهدرمانی نشان میدهد که با درمان مناسب، این باورهای عمیق میتوانند به تدریج تغییر کنند و جای خود را به احساس ارزشمندی، پذیرش خود و روابطی سالمتر بدهند.
اگر مایل هستید با مراحل درمان، تکنیکهای طرحوارهدرمانی و راهکارهای عملی تغییر این طرحواره بیشتر آشنا شوید، میتوانید مقاله «درمان طرحواره نقص و شرم» مرا مطالعه کنید.
جمعبندی
علی در آخرین جلسه که درواقع دوسال بعد از شروع اولین جلسه بود گفت: قبلاً تمام تلاشم این بود که کسی متوجه نقصهایم نشود. حالا میدانم که همهی انسانها نقص دارند و ارزش من را این نقصها تعیین نمیکنند.
این جمله به معنای کامل شدن او نبود. هنوز گاهی از انتقاد ناراحت میشد، هنوز بعضی روزها خودش را با دیگران مقایسه میکرد و هنوز گاهی صدای منتقد درونیاش را میشنید. اما یک تفاوت اساسی ایجاد شده بود؛ دیگر آن صدا را حقیقت مطلق نمیدانست.
طرحواره نقص و شرم باعث میشود سالها با این باور زندگی کنیم که «مشکل از من است». اما این باور، واقعیت نیست؛ زیرا در نتیجهی تجربههایی شکل گرفته است که در سالهای اولیه زندگی دربارهی خودمان آموختهایم.
شناخت این طرحواره، نخستین گام برای رهایی از آن است. وقتی بفهمید احساس شرم و بیارزشی، بخشی از هویت واقعی شما نیست، بلکه الگویی آموختهشده است، میتوانید به تدریج رابطه مهربانانهتر و واقعبینانهتری با خودتان برقرار کنید.
شاید مهمترین تغییر این باشد که دیگر لازم نباشد تمام عمرتان را صرف اثبات ارزشمند بودن خود کنید. ارزشمندی، چیزی نیست که با کامل بودن به دست بیاید؛ بلکه چیزی است که از همان ابتدا، به عنوان یک انسان، آن را داشتهاید.
سؤالات متداول درباره طرحواره نقص و شرم
۱. آیا طرحواره نقص و شرم همان عزتنفس پایین است؟
پاسخ منفی است. عزتنفس پایین به ارزیابی منفی از تواناییها یا ارزش خود اشاره دارد، اما در طرحواره نقص و شرم، فرد احساس میکند خودش ذاتاً ناقص، بیارزش یا دوستنداشتنی است. به همین دلیل حتی موفقیت یا تحسین دیگران نیز معمولاً این احساس را از بین نمیبرد.
۲. آیا افراد دارای طرحواره نقص و شرم همیشه خجالتی هستند؟
برخی از کسانی که این طرحواره را دارند بسیار کمحرف و گوشهگیر هستند، اما برخی دیگر برعکس، اعتمادبهنفس زیادی از خود نشان میدهند یا به شدت موفقیتطلب و کمالگرا هستند (جبران افراطی نقص و شرم). این رفتارها گاهی راهی برای پنهان کردن احساس نقص درونی است.
۳. آیا کمالگرایی میتواند نشانه طرحواره نقص و شرم باشد؟
بسیاری از افراد دارای این طرحواره تلاش میکنند همیشه بینقص باشند، زیرا تصور میکنند اگر اشتباه کنند، دیگران آنها را بیارزش یا ناکافی خواهند دانست. البته همهی افراد کمالگرا لزوماً طرحواره نقص و شرم ندارند.
۴. آیا طرحواره نقص و شرم باعث مشکلات در روابط عاطفی میشود؟
این طرحواره میتواند باعث شود فرد از صمیمیت بترسد، محبت دیگران را باور نکند، دائماً نگران قضاوت شدن باشد یا وارد رابطههایی شود که احساس بیارزشی او را تأیید میکنند.
۵. آیا طرحواره نقص و شرم قابل درمان است؟
طرحوارهدرمانی یکی از مؤثرترین رویکردها برای شناسایی و تغییر این طرحواره است. در طول درمان، فرد به تدریج یاد میگیرد خود را واقعبینانهتر ببیند، احساس ارزشمندی بیشتری را تجربه کند و رابطه سالمتری با خود و دیگران برقرار کند.
۶. از کجا بفهمم طرحواره نقص و شرم دارم؟
اگر معمولاً خود را ناقص، دوستنداشتنی یا بیارزش میدانید، از آشکار شدن خود واقعیتان میترسید یا انتقاد و طرد شدن را بسیار شدیدتر از دیگران تجربه میکنید، ممکن است نشانههایی از این طرحواره را داشته باشید. البته تشخیص دقیق نیازمند ارزیابی توسط روانشناس یا طرحوارهدرمانگر است.
مطالعه بیشتر
اگر این مقاله را تا انتها خواندهاید، احتمالاً بخشی از تجربههای مطرحشده برایتان آشنا بوده است. آشنایی با طرحواره نقص و شرم، تنها آغاز مسیر است. هرچه بیشتر دربارهی این طرحواره و ارتباط آن با روابط، عزتنفس و تجربههای دوران کودکی بدانید، بهتر میتوانید الگوهای تکرارشوندهی زندگی خود را درک کنید.
اگر به دنبال مطالعهای ساده و کاربردی هستید، کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید (Reinventing Your Life) نوشتهی جفری یانگ و جانت کلوسک ویکی از بهترین منابع برای آشنایی با تلههای زندگی، از جمله طرحواره نقص و شرم است. این کتاب با مثالهای فراوان نشان میدهد که چگونه تجربههای دوران کودکی میتوانند بر احساسات، روابط و انتخابهای ما در بزرگسالی تأثیر بگذارند.
برای مطالعهی تخصصیتر دربارهی طرحوارهدرمانی، کتاب Schema Therapy: A Practitioner’s Guide نوشتهیجفری یانگ، جانت کلوسکو و مارجوری ویشار همچنان مهمترین منبع این رویکرد محسوب میشود و مبانی نظری و بالینی طرحواره نقص و شرم را بهطور جامع توضیح میدهد. البته این کتاب بیشتر برای دانشجویان و درمانگران مناسب است.
اگر علاقهمند هستید دربارهی شرم به صورت گستردهتری مطالعه کنید، آثار برنه براون، بهویژه کتاب I Thought It Was Just Me (But It Isn’t)، توضیح میدهد که شرم چگونه بر هویت، روابط و احساس ارزشمندی انسان اثر میگذارد و چرا پذیرش آسیبپذیری نقش مهمی در سلامت روان دارد.
همچنین برای آشنایی با جدیدترین آموزشها، پژوهشها و منابع مرتبط با طرحوارهدرمانی، میتوانید به وبسایت International Society of Schema Therapy (ISST) مراجعه کنید.
در وبسایت Schemalogy نیز مطالعه مقالات طرحواره رهاشدگی، طرحواره محرومیت هیجانی، طرحواره معیارهای سرسختانه، سبکهای مقابلهای در طرحوارهدرمانی و درمان طرحواره نقص و شرم میتواند درک عمیقتری از این موضوع به شما بدهد.
منابع و کتابهای پیشنهادی بیشتر
منابع اصلی
Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema Therapy: A Practitioner’s Guide. New York: Guilford Press.
Young, J. E., & Klosko, J. S. (1994). Reinventing Your Life*. New York: Plume.
Rafaeli, E., Bernstein, D. P., & Young, J. E. (2011). Schema Therapy: Distinctive Features. Routledge.
منابع تکمیلی
Brown, B. (2012). Daring Greatly. Gotham Books.
Brown, B. (2007). I Thought It Was Just Me (But It Isn’t). Gotham Books.
Gilbert, P. (2009). The Compassionate Mind. New Harbinger Publications.
Masley, S. A., Gillanders, D. T., Simpson, S. G., & Taylor, M. A. (2012). A systematic review of the evidence base for schema therapy. Cognitive Behaviour Therapy, 41 (3), 185–202.
این مقاله توسط دکتر حمید بهرامیزاده، روانشناس و طرحوارهدرمانگر، نوشته و بازبینی شده است.
درباره نویسنده:
- دکتر حمید بهرامیزاده بیش از ۱۵ سال سابقه فعالیت در حوزه رواندرمانی دارد و به طور تخصصی در زمینه طرحوارهدرمانی و اختلالات شخصیت فعالیت میکند. برای آشنایی بیشتر با سوابق علمی و حرفهای نویسنده، صفحه «درباره من» را مطالعه کنید.






درود بر شما. بسیار کامل و جامع بود.
خیلی ممنون از لطف شما. اگه پیشنهادی برای ارتقای مطلب دارین خوشحال میشیم که با ما درمیون بگذارید
با سلام. و تشکر بی پایان. آقای دکتر آیا امکان دارد تکنیکهای تجربه ای و هیجانی رو خودمون انجام دهیم بدون کمک بقیه؟در ضمن من فقط در مورد انتقاد عصبانی می شوم ولی بقیه موارد رو ندارم. چطوری این حساسیت رو پاک کنم؟ تو دلم میگم به اونها چه ربطی داره نظر میدن؟تکنیکهای فوق همون کودک درون هستند؟
با سلام.
انجام تکنیکهای تجربهای یا هیجانی به تنهایی کار واقعاً دشواریه. اما میتوانید برای داشتن یک راهنمایی از کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید استفاده کنید. حساسیت به انتقاد دلایل مختلفی داره که با شناخت اونها میشه در کاهش حساسیت به انتقاد کمک کرد.
درواقع به دیگران ربطی نداره ولی دیگران حق اظهارنظر دارن و ما حق رد کردن یا تأیید کردن.