طرحوارهدرمانی یکی از رویکردهای شناختهشدهی رواندرمانی است که در سالهای اخیر توجه متخصصان سلامت روان و مراجعان را به خود جلب کرده است. پژوهشها نشان دادهاند که طرحوارهدرمانی میتواند به طیف وسیعی از مراجعان رواندرمانی کمک کند؛ زیرا تمرکز اصلی آن بر الگوهای مزمن و تکرارشوندهی مشکلات در زندگی است.
با این وجود، ممکن است برای تمام افراد مناسب نباشد. همانطور که تمام رویکردهای رواندرمانی دارای نقاط قوت و محدودیتهایی هستند، طرحوارهدرمانی نیز برای برخی افراد مناسبتر از دیگران است.
بنابراین پیش از انتخاب این رویکرد درمانی بهتر است بدانیم طرحواره درمانی برای چه کسانی مناسب است و چه نشانههایی میتوانند نشان دهند که این روش درمانی احتمالاً برای ما مناسب خواهد بود.
آیا طرحواره درمانی برای شما مناسب است؟
من در مقالهای دیگر به طور کامل به معرفی طرحوارهدرمانی، مفاهیم اصلی و تکنیکهای آن پرداختهام. اکنون میخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که طرحوارهدرمانی برای چه کسانی مناسب است.
پژوهشها نشان میدهند که هیچ رویکرد رواندرمانی برای همه افراد به یک اندازه مؤثر نیست. هر روش درمانی برای گروه خاصی از افراد و مشکلات طراحی شده است و ممکن است برای برخی افراد مناسبتر از دیگران باشد.
در مورد طرحوارهدرمانی، یکی از ویژگیهای مشترک افرادی که بیشترین سود را از این رویکرد میبرند آن است که مشکلات آنها معمولاً به یک موقعیت یا دوره خاص از زندگی محدود نمیشود. این افراد اغلب با الگوهای تکرارشوندهای در روابط، احساسات یا رفتارهای خود مواجه هستند؛ الگوهایی که بارها در زندگی آنها ظاهر میشوند و با وجود تلاشهای فراوان به سادگی تغییر نمیکنند.
در ادامه، به برخی از نشانههایی میپردازیم که میتوانند نشان دهند طرحوارهدرمانی احتمالاً برای شما انتخاب مناسبی است.
۱. افرادی که بارها با مشکلات مشابه روبرو میشوند.
اولین موضوعی که باید هنگام پاسخ دادن به پرسش طرحواره درمانی برای چه کسانی مناسب است در نظر بگیریم اشتباهات تکراری است.
یکی از پدیدههای رایج که درمانگران با آن روبرو میشوند، تکرار اشتباهات مشابه در موقعیتهای مختلف زندگی است و به نظرم این مورد، پرسش مهمی را پیش روی ما قرار میدهد. در اینجا یک سؤال اساسی مطرح میشود و آن هم این است که چرا با اینکه قبلاً مشکلی را تجربه کردهایم نمیتوانیم دوباره جلوی آن را بگیریم.
پل واکتل این موضوع را چرخههای پویشی و فروید آن را تکرار به اجبار نامیده است. هر یک از این نظریهها به نوبهی خود تلاش کردهاند توضیح دهند که چرا انسانها گاهی ناخواسته همان الگوهای آسیبزا را در زندگی تکرار میکنند. اما به نظرم طرحوارهدرمانی توضیح قابل قبولتری برای آن ارائه کرده است.
از منظر طرحوارهدرمانی، همهی ما طرحوارههای ناسازگاری داریم که الگوهای فکری، احساسی و رفتاری ما را شکل میدهند و درواقع نقش تعیینکنندهای در مشکلات ما دارند. بنابراین تا زمانی که مشکلات خود را به صورت ریشهای حل نکنیم یعنی اگر طرحوارههای ناسازگار خود را شناسایی و درمان نکنیم دوباره همان مشکلات قبلی را تجربه خواهیم کرد.
بگذارید با یک مثال توضیح طرحوارهدرمانی درباره اشتباهات تکراری را توضیح بدهم. این مثال برای سؤال ما درباره اینکه طرحواره درمانی برای چه کسانی مناسب است کمک میکند.
سارا، ۴۲ ساله، زمانی به من مراجعه کرد که به شدت احساس ناامیدی و افسردگی میکرد. او معتقد بود بزرگترین شکست زندگیاش این بوده که هرگز نتوانسته یک رابطه عاطفی پایدار را تجربه کند.
وقتی درباره روابط گذشتهاش صحبت میکرد، یک الگوی مشترک به چشم میخورد. سارا در آغاز هر رابطه به شدت درگیر میشد. او ساعتها برای طرف مقابل وقت میگذاشت، مرتب تماس میگرفت، پیام میفرستاد، هدیه میخرید و تلاش میکرد محبت و توجه خود را نشان دهد. در نگاه اول، این رفتارها نشانه علاقه زیاد به نظر میرسید.
اما به مرور زمان، طرف مقابل احساس میکرد که تحت فشار قرار گرفته است. بسیاری از آدمهای زندگی سارا از این حجم از نیاز به اطمینان، تماس و توجه خسته میشدند و فاصله میگرفتند. بعضی از آنها نیز رابطه را به طور کامل پایان میدادند.
هر بار که رابطهای تمام میشد، سارا با اطمینان بیشتری به این نتیجه میرسید که آدمها ماندنی نیستند و دیر یا زود او را ترک خواهند کرد.
از نگاه طرحوارهدرمانی، مشکل اصلی سارا صرفاً انتخاب شریک عاطفی نامناسب نبود. آنچه بارها در زندگی او تکرار میشد یک چرخه آشنا بود: ترس از رها شدن باعث میشد بیش از حد به رابطه بچسبد، این رفتارها رابطه را تحت فشار قرار میداد و در نهایت همان چیزی را رقم میزد که از آن میترسید؛ یعنی از دست دادن رابطه.
طرحوارهدرمانی این نوع الگوهای تکرارشونده را نتیجه فعال شدن طرحوارههای ناسازگار اولیه میداند. در مورد سارا، طرحواره رهاشدگی باعث شده بود روابط جدید را از پشت عینک ترس از ترک شدن تجربه کند و ناخواسته شرایطی را ایجاد کند که این ترس بارها تأیید شود.
اگر متوجه شدهاید که بارها در روابط، شغل، تصمیمگیریها یا احساسات خود با نسخههای مختلف یک مشکل مشابه روبهرو میشوید، ممکن است مسئله فقط به شرایط بیرونی مربوط نباشد. از دیدگاه طرحوارهدرمانی، این الگوهای تکرارشونده اغلب ریشه در طرحوارههای ناسازگار اولیه دارند. به همین دلیل، افرادی که خود را در چرخههای تکراری زندگی گرفتار میبینند معمولاً از جمله کسانی هستند که میتوانند بیشترین سود را از طرحوارهدرمانی ببرند.
۲. افرادی که میدانند راه حل مشکلشان چیست اما نمیتوانند تغییر کنند.
بسیاری از افراد به خوبی میتوانند راهحل مشکل خود را شناسایی کنند و به خوبی میدانند که چه چیزی در زندگیشان به آنها آسیب میزند.
به عنوان مثال، سارا میدانست که بهتر است در روابطش به طرف مقابلش فضای شخصی کافی بدهد. بسیاری از افراد دیگر نیز میدانند که باید در روابط خود مرزهای روشنتری داشته باشند، اما همچنان نمیتوانند به دیگران «نه» بگویند.
این تجربه نیز ما را با چالش بزرگی روبرو میکند: «اگر افراد میدانند که مشکلشان چیست چرا برای تغییر آن نمیتوانند کاری بکنند».
اولین پاسخ طرحوارهدرمانی این است که بسیاری از مشکلاتی که ما تجربه میکنیم صرفاً پوستهی بیرونی مشکلات عمیقتری هستند که ممکن است از آنها بیاطلاع باشیم. به عبارت دیگر، ریشههای این مشکلات در ناخودآگاه ما وجود دارند. بنابراین دانستن اینکه «من میدانم که باید منظم باشم تا به اهدافم برسم» کافی نیست.
دلیل دوم این است که طرحوارههای ناسازگار اولیه، مجموعهای از خاطرات، هیجانها و تجربههای اولیه هستند که تغییر دادن آنها را دشوار میسازند. از این رو، تصمیمگیری آگاهانه برای تغییر آنها لزوماً به تغییرات پایداری منجر نمیشود.
در نتیجه اگر بار دیگر به سؤال اصلیمان، طرحواره درمانی برای چه کسانی مناسب است؟، برگردیم باید این موضوع را نیز در نظر بگیریم که آگاهی از مشکلات یک چیز است و تغییر آنها چیزی دیگر. به همین دلیل، افرادی که احساس میکنند با وجود آگاهی از مشکل خود همچنان در همان چرخههای قبلی گرفتار میشوند، معمولاً از جمله کسانی هستند که میتوانند از طرحوارهدرمانی سود ببرند.
۳. افرادی که روابط عاطفی دشواری را تجربه میکنند
بیشترین تأثیر طرحوارههای ناسازگار اولیه بر روابط عاطفی است؛ زیرا آنها در اولین رابطههای زندگیمان یعنی روابطی که با والدین داشتهایم شکل گرفتهاند و بعدها، روابط عاطفی صحنهای است که این طرحوارهها نقش خود را ایفا میکنند.
به عنوان مثال، بخش قابل توجهی از مراجعان رواندرمانی دائماً نگران از دست دادن دیگران هستند. برخی دیگر به سختی میتوانند به دیگران اعتماد کنند. عدهی دیگری، نیازهای خود را نادیده میگیرند.
اکثر مشکلاتی که در روابط عاطفی تجربه میشوند ناشی از طرحوارههای ناسازگار اولیه هستند. به عنوان مثال، در مورد مراجعی که به سختی به دیگران اعتماد میکند حتی زمانی که دلیل کافی برای آن وجود ندارد، این طرحوارهی بیاعتمادی است که در حال تخریب رابطه است. یا فردی که به صورت مداوم نیازهای پارتنرش را در اولویت قرار میدهد در حال اجرا کردن طرحوارهی خودقربانگری خود است.
اگر متوجه شدهاید که مشکلات مشابهی بارها در روابط شما تکرار میشوند، یا احساس میکنید روابط صمیمانه برای شما همواره با نگرانی، تنش یا ناکامی همراه هستند، طرحوارهدرمانی میتواند به شما کمک کند ریشه این الگوها را بهتر درک کرده و آنها را تغییر دهید. جالب است بدانید که امروزه، طرحوارهدرمانی برای زوجها پیشرفتهای زیادی کرده است.
۴. افرادی که دائماً خود را قضاوت میکنند و احساس ناکافی بودن میکنند.
با توجه به آنچه درمانگران در اتاق درمان مشاهده میکنند، میتوانیم نتیجه بگیریم که یکی از مشکلات رایج، این است که افراد بسیاری خودشان را سرزنش میکنند.
برخی از این افراد حتی با وجود اینکه آدمهای موفقی هستند و دستاوردهای سطح بالایی داشتهاند باز هم احساس ناکافی بودن میکنند و خودشان را به باد انتقاد میگیرند. این الگو، برخاسته از طرحوارههای معیارهای سختگیرانه و نقص و شرم است.
برخی دیگر، خودشان را حتی به خاطر اشتباهات بسیار کوچک و گاهی پیشافتاده، طوری سرزنش و شماتت میکنند که گویا فاجعهی بزرگی رخ داده است. آنها باید و نبایدهای بسیار انعطافناپذیری دارند که تخطی از آنها، مساوی است با احساس گناه و سرزنش کردن خود. این الگوها نیز برخاسته از طرحوارهی تنبیهگری و ذهنیت والد پرتوقع و سرزنشگر است که در طرحوارهدرمانی برای کار کردن با آنها تکنیکهای مختلفی طراحی شده است.
بنابراین اگر جزء افرادی هستید که مدام خودشان را سرزنش میکنند و سوال شما این است که طرحواره درمانی برای چه کسانی مناسب است بهتر است با مفاهیم این درمان آشنا شوید.
۵. افرادی که از درمانهای دیگر سود چندانی نبردهاند
وقتی درمانهای قبلی پاسخ ندادهاند استفاده از یک روش دیگر منطقی است. اما شاید سؤال اساسی این است که چرا درمانهای دیگر اثربخش نبودهاند؟
دلیل این مورد، صرفاً به درمانگر و روش درمانی او یا عدم همکاری مراجع برنمیگردد. همانطور که در این مقاله بارها به آن اشاره شده است ما باید بدانیم چه رویکردی برای چه کسی مناسب است.
اما صرف از نظر عدم تناسب درمان با مراجع، دلیل دیگری هم وجود دارد و آن این است که برخی از درمانها به جای تمرکز کردن بر ریشههای مشکلات، صرفاً به درمان نشانهها میپردازند.
برای مثال، برخی درمانها سعی میکنید افکار خودکشی را کاهش دهند اما در طرحوارهدرمانی هدف این است که فرد بفهمد چرا نیازهای هیجانیاش برآورده نمیشود و ببینند که افکار خودکشی نوعی روش مقابلهی او با مشکلات است. بنابراین وقتی به مشکلات او به صورت ریشهای پرداخته میشود از بین بردن افکار خودکشی راحتتر میشود.
۵. افرادی که در درمانهای قبلی به طور کامل بهبود نیافتهاند
افرادی که درمانهای دیگری را تجربه کردهاند ولی به نتیجهی مناسبی نرسیدهاند نیز این سوال را مطرح میکنند که طرحواره درمانی برای چه کسانی مناسب است؟
اگر درمانهای قبلی نتوانستهاند تغییر پایداری در زندگی شما ایجاد کنند، ممکن است ارزش آن را داشته باشد که رویکرد دیگری را امتحان کنید. البته این موضوع لزوماً به معنای ناکارآمد بودن درمانگر، روش درمانی یا عدم همکاری مراجع نیست.
واقعیت این است که هیچ رویکردی برای همه افراد مناسب نیست و گاهی مشکل اصلی در عدم تناسب بین نیازهای مراجع و نوع درمان است.
علاوه بر این، برخی افراد متوجه میشوند که با وجود کاهش علائم، الگوهای اصلی زندگی آنها همچنان پابرجاست. برای مثال، ممکن است اضطراب یا افسردگی آنها کمتر شده باشد، اما همچنان در روابط خود با همان مشکلات قبلی روبهرو شوند، خود را به شدت سرزنش کنند یا بارها تصمیمهای مشابهی بگیرند که به نتایج مشابهی منجر میشود.
طرحوارهدرمانی به طور ویژه بر این الگوهای پایدار تمرکز میکند. هدف آن تنها کاهش نشانهها نیست، بلکه تلاش میکند نیازهای هیجانی برآوردهنشده، طرحوارههای ناسازگار اولیه و سبکهای مقابلهایای را شناسایی کند که در پس بسیاری از مشکلات روانشناختی قرار دارند.
به همین دلیل، افرادی که احساس میکنند با وجود تلاشهای درمانی قبلی هنوز در همان چرخههای آشنا گرفتار هستند، ممکن است از طرحوارهدرمانی سود ببرند.
طرحواره درمانی برای چه کسانی مناسب نیست؟
علاوه بر پاسخ دادن به این پرسش که طرحواره درمانی برای چه کسانی مناسب است باید به این پرسش که چه کسانی به آن نیاز ندارند نیز پاسخ دهیم.
در سالهای اخیر کاربرد طرحوارهدرمانی به گروههای مختلفی از مراجعان گسترش یافته است و پژوهشها نشان دادهاند که این رویکرد میتواند برای مشکلات متنوعی مورد استفاده قرار گیرد. هیچ درمانی وجود ندارد که برای همه مناسب باشد.
افرادی که مشکلات آنها موقعیتی است برای طرحوارهدرمانی که بر ریشهها و الگوهای مزمن تمرکز میکند، کاندیداری مناسبی نیستند. به عنوان مثال، اگر در حال سوگواری برای کسی هستید که مدت زمان زیادی از مرگ او نگذشته است، احتمالاً نباید به طرحوارهدرمانی مراجعه کنید. فقط در صورتی که سوگواری حل نشود، یعنی برای مدت طولانی ادامه پیدا کند یا اینکه از روند طبیعی خود خارج شود لازم میشود که طرحوارهدرمانی را نیز در نظر بگیرید.
علاوه بر این، هنگامی که کاهش سریع نشانهها باید در اولویت درمان قرار بگیرند، باید از رویکردهای دیگر استفاده کرد. به عنوان مثال برای افرادی که هماکنون در دورهی افسردگی حاد هستند بهتر است از رویکردهای حمایتیتر استفاده شود. به عبارت دیگر، در برخی شرایط، تثبیت وضعیت روانی و کاهش علائم فوری اهمیت بیشتری از پرداختن به الگوهای عمیق شخصیت دارد.
در نهایت، انتخاب بهترین روش درمانی به ماهیت مشکل، شرایط فعلی فرد و اهداف درمان بستگی دارد. به همین دلیل، ارزیابی دقیق توسط یک متخصص سلامت روان اهمیت زیادی دارد.
جمعبندی
ما در این مقاله سعی کردیم که به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که طرحواره درمانی برای چه کسانی مناسب است؟ به طور کلی، افرادی که بارها با مشکلات مشابهی در زندگی خود روبهرو میشوند، با وجود آگاهی از مشکل نمیتوانند الگوهای رفتاری خود را تغییر دهند، در روابط عاطفی خود با دشواریهای تکرارشونده مواجه هستند یا سالها با خودانتقادی، احساس ناکافی بودن و شرم دست و پنجه نرم کردهاند، معمولاً میتوانند از این رویکرد سود ببرند.
همچنین افرادی که احساس میکنند درمانهای قبلی نتوانستهاند تغییرات عمیق و پایداری در زندگی آنها ایجاد کنند، ممکن است در طرحوارهدرمانی راه حل خود را پیدا کنند. این رویکرد تلاش میکند فراتر از کاهش علائم، الگوهای ناسازگار و نیازهای هیجانی برآوردهنشدهای را شناسایی کند که در پس بسیاری از مشکلات روانشناختی قرار دارند.
با این حال، انتخاب یک روش درمانی مناسب همیشه باید بر اساس ماهیت مشکل، شرایط فعلی فرد و اهداف درمان انجام شود. اگر مطمئن نیستید که طرحوارهدرمانی برای شما مناسب است یا نه، مشورت با یک متخصص سلامت روان میتواند به شما کمک کند بهترین تصمیم را برای مسیر درمان خود بگیرید.
سؤالات متداول
۱. طرحواره درمانی برای چه کسانی مناسب اس؟
اگر مشکلات مشابهی را بارها در زندگی خود تجربه میکنید، با وجود آگاهی از مشکل نمیتوانید آن را تغییر دهید یا در روابط خود با الگوهای تکرارشونده روبهرو هستید، طرحوارهدرمانی میتواند گزینه مناسبی برای شما باشد.
۲. آیا همه افراد دارای طرحواره هستند؟
بله. همه افراد دارای طرحواره هستند. تفاوت در این است که برخی طرحوارهها سازگار و برخی ناسازگار هستند. طرحوارهدرمانی بیشتر بر طرحوارههای ناسازگار اولیه تمرکز میکند که باعث رنج روانشناختی میشوند.
۳. آیا طرحوارهدرمانی یک درمان کوتاهمدت است؟
معمولاً خیر. از آنجا که این رویکرد بر الگوهای عمیق و پایدار زندگی تمرکز دارد، اغلب نسبت به بسیاری از درمانهای کوتاهمدت زمان بیشتری نیاز دارد.
۴. آیا میتوان طرحوارهدرمانی را با سایر روشهای درمانی ترکیب کرد؟
بله. بسیاری از درمانگران از طرحوارهدرمانی در کنار رویکردهای دیگر استفاده میکنند و نوع درمان را بر اساس نیازهای هر مراجع تنظیم میکنند.
مطالعه بیشتر
اگر این مقالهی برای شما مفید بوده و تصمیم گرفتهاید که به طرحوارهدرمانی مراجعه کنید یا هنوز در مسیر تصمیمگیری هستید میتوانید مقالات زیر را نیز مطالعه کنید:
- طرحوارهدرمانی چیست؟ این مقاله دربارهی مفاهیم طرحوارهدرمانی و تکنیکهای اصلی آن چشمانداز مناسبی ارائه میکند.
- طرحواره ناسازگار اولیه. این مقاله به طور کامل ۱۸ طرحوارهی ناسازگار اولیه را معرفی کرده است و اطلاعات ارزشمندی برای شناسایی آنها در اختیارتان میگذارد.
- مدل ذهنیت طرحوارهای. در این مقاله میتوانید جدیدترین روشهای طرحوارهدرمانی برای کمک به مشکلات روانشناختی را مطالعه کنید.
- سبکهای مقابلهای در طرحوارهدرمانی. در این مقاله، روشهایی که به صورت ناخودآگاه برای مدیریت کردن طرحوارهها به کار میبریم توضیح داده شده است.
منابع
Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema Therapy: A Practitioner’s Guide. New York: Guilford Press.
Arntz, A., & Jacob, G. (2012). Schema Therapy in Practice: An Introductory Guide to the Schema Mode Approach. Wiley-Blackwell.
Farrell, J. M., Reiss, N., & Shaw, I. A. (2014). The Schema Therapy Clinician’s Guide: A Complete Resource for Building and Delivering Individual, Group and Integrated Schema Mode Treatment Programs. Wiley-Blackwell.
Masley, S. A., Gillanders, D. T., Simpson, S. G., & Taylor, M. A. (2012). A systematic review of the evidence base for Schema Therapy. Cognitive Behaviour Therapy, 41(3), 185–202.
Bamelis, L. L. M., Evers, S. M. A. A., Spinhoven, P., & Arntz, A. (2014). Results of a multicenter randomized controlled trial of the clinical effectiveness of schema therapy for personality disorders. American Journal of Psychiatry, 171(3), 305–322.
Masley, S. A., Gillanders, D. T., Simpson, S. G., & Taylor, M. A. (2012). A systematic review of the evidence base for schema therapy. Cognitive Behaviour Therapy, 41(3), 185–202.
Young’s schema therapy was originally developed for personality disorders and later adapted for chronic depression, anxiety and other enduring difficulties.
این مقاله توسط دکتر حمید بهرامیزاده، روانشناس و طرحوارهدرمانگر، نوشته و بازبینی شده است.
درباره نویسنده:
- دکتر حمید بهرامیزاده بیش از ۱۵ سال سابقه فعالیت در حوزه رواندرمانی دارد و به طور تخصصی در زمینه طرحوارهدرمانی و اختلالات شخصیت فعالیت میکند. برای آشنایی بیشتر با سوابق علمی و حرفهای نویسنده، صفحه «درباره من» را مطالعه کنید.









