طرحواره بی‌اعتمادی/بدرفتاری چگونه روابط صمیمانه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؟

تصور کردن یک رابطه‌ی عاطفی پایدار و صمیمانه بدون وجود اعتماد تقریباً محال است؛ اما فردی که طرحواره بی‌اعتمادی دارد روابط صمیمانه را خطرناک می‌داند زیرا معمولاً انتظار دارد که دیگران سرانجام به او دروغ  بگویند، فریبش دهند، تحقیرش کنند یا از آسیب‌پذیری او سوءاستفاده کنند.

حتی وقتی فرد یک رابطه‌ی امن دارد، بخشی از ذهن او همچنان منتظر آشکار شدن یک نیت پنهانی است.

این طرحواره می‌تواند بر انتخاب شریک عاطفی، نحوه‌ی تفسیر رفتارهای او، مدیریت تعارض، تجربه‌ی رابطه‌ی جنسی و میزان نزدیکی عاطفی تأثیر بگذارد.

در این مقاله قصد داریم تأثیر طرحواره بی اعتمادی بر روابط عاطفی را بررسی کنیم و روش‌های عملی برای کاهش اثرات مخرب آن بر روابط را به صورت مفصل توضیح دهیم.

طرحواره بی‌اعتمادی/بدرفتاری چیست؟

طبق تعریف انجمن بین‌المللی طرحواره‌درمانی،‌ طرحواره بی‌اعتمادی/بدرفتاری به این معناست که فرد انتظار دارد دیگران به او آسیب بزنند، دروغ بگویند، خیانت کنند، تحقیرش کنند، او را فریب دهند یا از او سوءاستفاده کنند. از نظر او، آسیبی که دیگران وارد می‌کنند عمدی است یا از بی‌توجهی شدید و رفتار غیرمنصفانه‌ی آن‌ها ناشی می‌شود (Young et al., 2003).

باید این نکته را مد نظر قرار دارد که زمانی تأثیر طرحواره بی اعتمادی بر روابط مطرح می‌شود که انتظار آسیب و عدم اعتماد به دیگران به الگویی فراگیر تبدیل شود؛ به‌طوری‌که فرد حتی در روابط نسبتاً امن نیز نشانه‌های مبهم را به‌عنوان مدرکی برای فریب، خیانت یا سوءاستفاده تفسیر کند (Pilkington et al., 2021).

 طرحواره بی‌اعتمادی چگونه شکل می‌گیرد؟

طرحواره بی‌اعتمادی/بدرفتاری معمولاً در خانواده‌ای شکل می‌گیرد که نیاز کودک به امنیت، حمایت و برخورد محترمانه به‌اندازه‌ی کافی برآورده نشده است. به عنوان مثال، تجربه‌های زیر می‌توانند در شکل‌گیری آن نقش داشته باشند (Arntz & Jacob, 2013):

  • آزار جسمی، جنسی یا هیجانی؛
  • تحقیر، تهدید یا تنبیه شدید؛
  • دروغ‌گویی و فریب مکرر از سوی والدین؛
  • سوءاستفاده از اعتماد یا آسیب‌پذیری کودک؛
  • تمسخر احساسات، ضعف‌ها یا اشتباهات کودک؛
  • بی‌توجهی شدید به امنیت و نیازهای او؛
  • زندگی در محیطی خشن، ترس‌آور یا غیرقابل‌پیش‌بینی؛
  • مشاهده‌ی خشونت میان اعضای خانواده؛
  • تجربه‌ی قلدری، طرد یا سوءاستفاده در خارج از خانواده.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تجربه‌های نامطلوب دوران کودکی با شکل‌گیری طرحواره‌ بی اعتمادی و مشکلات بعدی در روابط ارتباط دارند.

نشانه‌های طرحواره بی‌اعتمادی در رابطه عاطفی

برای شناخت تأثیر طرحواره بی اعتمادی بر روابط عاطفی و صمیمانه بهتر است نشانه‌های آن را به خوبی بشناسیم. این طرحواره در همه‌ی افراد به یک شکل ظاهر نمی‌شود. بعضی افراد آشکارا بدبین، کنترل‌گر یا خشمگین می‌شوند؛ درحالی‌که برخی دیگر احساسات خود را پنهان می‌کنند و اجازه نمی‌دهند کسی بیش از اندازه به آن‌ها نزدیک شود. در ادامه برخی از مهم‌ترین نشانه‌های بی‌اعتمادی در روابط را بررسی می‌کنیم.

  1. جست‌وجوی مداوم نشانه‌های خیانت: فرد ممکن است دیر پاسخ ‌دادن، تغییر لحن، کاهش موقت صمیمیت یا ارتباط شریک عاطفی با دیگران را نشانه‌ی خیانت یا پنهان‌کاری بداند.
  2. دشواری در باور کردن محبت دیگران: یکی از موضوعاتی که تأثیر طرحواره بی اعتمادی بر روابط عاطفی را نشان می‌دهد دشواری در باور کردن محبت‌های دیگران است. فردی که طرحواره بی اعتمادی دارد احتمال می‌دهد که دیگران برای رسیدن به یک هدف خاص مهربانی می‌کنند، قصد کنترل او را دارند یا پس از جلب اعتماد، چهره‌ی واقعی خود را نشان خواهند داد. او در واقع همیشه فکر می‌کند که کاسه‌ای زیر نیم کاسه است (Young et al., 2003).
  3. حساسیت شدید به دروغ و تناقض: وجود تناقض در رفتارهای ما، نسبتاً یک امر عادی است؛ زیرا گاهی به دلیل شرایط یا حتی به خاطر خستگی و سایر مسائل ممکن است حرفی بزنیم یا چیزی بگوییم که با رفتارها و گفته‌های قبلی‌مان متناقض است. اما برای کسی که طرحواره بی اعتمادی دارد حتی تناقض‌های کوچک ممکن است واکنشی بسیار شدید ایجاد و دیگران را به دروغ‌گویی متهم کنند.
  4. آزمایش کردن شریک عاطفی: فرد ممکن است عمداً شریک خود را در موقعیت‌هایی قرار دهد تا صداقت یا وفاداری او را آزمایش کند. به عنوان مثال گاهی سؤالاتی می‌پرسد که بیشتر برای کشف یک تناقض است. همچنین، ایجاد حسادت، قطع ناگهانی ارتباط یا تهدید به جدایی می‌توانند بخشی از این آزمایش‌ها باشند.
  5. کنترل و نظارت بیش از اندازه: بررسی تلفن همراه، کنترل شبکه‌های اجتماعی، پرس‌وجوی مکرر درباره‌ی رفت‌وآمدها یا درخواست گزارش دقیق ممکن است برای کاهش اضطراب انجام شود (Arntz & Jacob, 2013).
  6. خودداری از نشان‌دادن آسیب‌پذیری: فرد ممکن است درباره‌ی ترس‌ها، نیازها و نقاط ضعف خود صحبت نکند؛ زیرا تصور می‌کند این اطلاعات در آینده علیه او استفاده خواهند شد. در نتیجه، حتی در یک رابطه‌ی طولانی نیز بخشی از دنیای درونی او پنهان باقی می‌ماند (Young & Klosko, 1993).
  7. بدترین تفسیر از رفتارهای مبهم: یکی از مهم‌ترین روش‌های تأثیر طرحواره بی اعتمادی بر روابط زمانی ایجاد می‌شود که فرد دارای این طرحواره با یک موقعیت مبهم مواجه می‌شود. ابهام برای فرد دارای این طرحواره به‌آسانی تحمل‌پذیر نیست. اگر شریک عاطفی ساکت باشد، ممکن است نتیجه بگیرد چیزی را پنهان می‌کند. اگر به فرد دیگری توجه نشان دهد، احتمال خیانت را مطرح می‌کند و اگر ناراحت باشد، آن را مقدمه‌ي حمله یا تحقیر می‌داند.
  8. کینه‌ورزی و دشواری در بخشیدن: خطاهای کوچک ممکن است برای مدت زیادی در ذهن فردی که بی‌اعتمادی دارد باقی بمانند. بخشیدن خطرناک به نظر می‌رسد، زیرا فرد احساس می‌کند چشم‌پوشی از خطا باعث می‌شود دیگران دوباره از او سوءاستفاده کنند. در این حالت، طرحواره‌ی بی‌اعتمادی با طرحواره‌ی تنبیه ترکیب می‌شود.
نشانه های طرحواره بی اعتمادی در روابط عاطفی
نشانه های طرحواره بی اعتمادی در روابط عاطفی

سه سبک مقابله با طرحواره بی‌اعتمادی

تمام طرحواره‌ها از طریق سبک‌های مقابله‌ای روی رفتارهای ما تأثیر می‌گذارند. این سبک‌ها درواقع به‌نوعی نمایانگر تأثیر طرحواره بی اعتمادی بر روابط عاطفی هستند. طرحواره‌درمانی در مجموع سه سبک مقاله‌ای معرفی کرده است:

تسلیم

در سبک تسلیم، فرد ممکن است با کسانی وارد رابطه شود که واقعاً فریب‌کار، تحقیرکننده، کنترل‌گر یا سوءاستفاده‌گرند. چنین رابطه‌ای با انتظارهای درونی او هماهنگ است. گاهی فرد نشانه‌های خطر را در آغاز رابطه نادیده می‌گیرد و پس از تکرار بدرفتاری به این نتیجه می‌رسد که «هیچ‌کس قابل‌اعتماد نیست». برخی از رفتارهای رایج مرتبط با تسلیم در برابر بی‌اعتمادی به شکل زیر است (بروکمن و همکاران، ۲۰۲۳):

  • به دیگران اجازه می‌دهید با شما بدرفتاری کنند، زیرا از آن‌ها می‌ترسید یا تصور می‌کنید سزاوار رفتار بهتری نیستید.
  • به دلیل ترس، خیلی زود در برابر خواسته‌های دیگران تسلیم می‌شوید.
  • اجازه می‌دهید دیگران از شما سوءاستفاده کنند، زیرا با خود می‌گویید: «از تنها ماندن بهتر است».
  • با وجود آگاهی از آسیب‌زا بودن رابطه، جداشدن یا دفاع از حقوق خود را بسیار دشوار می‌یابید.

اجتناب

در سبک اجتنابی، فرد از صمیمیت عمیق دوری می‌کند، اطلاعات شخصی خود را به اشتراک نمی‌گذارد یا با نخستین نشانه‌ی اختلاف از رابطه خارج می‌شود. ممکن است روابط سطحی یا کوتاه‌مدت را ترجیح دهد تا هیچ‌کس فرصت آسیب‌زدن پیدا نکند.

این راهبرد احتمال بدرفتاری را کاهش می‌دهد، اما امکان تجربه‌ی اعتماد، امنیت و صمیمیت واقعی را نیز محدود می‌کند (فارل و همکاران، ۲۰۱۴).

رفتارهای نشان‌دهنده‌ی اجتناب که روابط عاطفی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند در زیر ذکر شده‌اند:

  • از بیان اطلاعات شخصی خودداری می‌کنید، زیرا نگرانید دیگران بعدها از آن‌ها علیه شما استفاده کنند.
  • تمایلی به نشان‌دادن ضعف‌هایتان ندارید، زیرا انتظار دارید دیگران از آن‌ها سوءاستفاده کنند.
  • در حضور دیگران مضطرب می‌شوید، چون می‌ترسید تحقیرتان کنند.
  • از نزدیک‌شدن عاطفی اجتناب می‌کنید، زیرا نمی‌توانید به دیگران اعتماد کنید.

جبران افراطی

در جبران افراطی، فرد ممکن است دیگران را کنترل، بازجویی یا تهدید کند، به صورت مکرر وفاداری آن‌ها را بیازماید یا پیش از آنکه احتمالاً آسیب ببیند، خودش رابطه را تخریب کند. گاهی نیز با دروغ، خیانت یا تحقیر شریک عاطفی تلاش می‌کند در موضع قدرت باقی بماند (Molina، 2026).

برخی از رفتارهایی که ممکن است در رابطه‌ی عاطفی صورت گیرد به شکل زیر است:

  • خیلی سریع به شریک عاطفی خود حمله می‌کنید، زیرا انتظار دارید شما را مورد آزار و اذیت قرار دهد یا تحقیرتان کند.
  • ممکن است پیش از آنکه آسیب‌پذیر شوید، پارتنر خود را بترسانید یا تحت کنترل قرار دهید.
  • گاهی با نزدیک‌ترین افراد زندگی خود رفتاری بی‌رحمانه یا آزارگرانه داشته‌اید.
  • ممکن است بخشی خشن یا آزارگر در خود احساس کنید، حتی اگر معمولاً آن را نشان ندهید.

خطر تکرار روابط آزارگرانه

یکی از پیامدهای جدی طرحواره بی‌اعتمادی این است که فرد ممکن است ناخواسته جذب کسانی شود که واقعاً قابل‌اعتماد نیستند یا رفتار آزارگرانه دارند (Young et al., 2003). این موضوع در نگاه نخست متناقض به نظر می‌رسد: چرا کسی که بیش از دیگران از آسیب‌ دیدن می‌ترسد، باید وارد رابطه‌ای شود که احتمال آسیب در آن زیاد است؟

بخشی از پاسخ را می‌توان در تسلیم در برابر طرحواره یافت. ذهن انسان گاهی به‌جای انتخاب موقعیتی سالم اما ناآشنا، به سمت الگوهایی کشیده می‌شود که با تجربه‌های گذشته او هماهنگ‌اند.

رابطه‌ی آزارگرانه دردناک است، اما ممکن است برای بخشی از روان فرد آشنا و قابل‌پیش‌بینی باشد. در مقابل، احترام، ثبات و محبت واقعی ممکن است ناآشنا، غیرقابل‌باور یا حتی اضطراب‌آور به نظر برسند. به همین دلیل، بعضی افراد دارای این طرحواره ممکن است کشش عاطفی بیشتری با افراد سلطه‌گر، تحقیرکننده، بی‌ثبات یا سوءاستفاده‌گر احساس کنند.

این الگو درباره‌ی همه‌ی افراد صدق نمی‌کند و به معنای آن نیست که فرد آگاهانه خواهان آزار است یا مسئول بدرفتاری پارتنر خود محسوب می‌شود. مسئولیت خشونت و سوءاستفاده همواره بر عهده‌ی فرد آزارگر است (Arntz & Jacob, 2013).

نشانه‌های خطر در انتخاب شریک عاطفی

اگر تسلیم طرحواره‌ی بی‌اعتمادی خود باشید ممکن است به صورت ناخودآگاه جذب افراد آزارگر شوید بدون اینکه از این فرایند آگاهی داشته باشید (Young & Klosko, 1993). به همین دلیل لازم است که نشانه‌هایی را که نشان می‌دهند فرد مقابل، قابل اعتماد نیست را شناسایی کنید. یانگ و کلسکو (۱۹۹۴) این نشانه‌ها را توضیح داده‌اند:

  • خشم انفجاری دارد و عصبانیت او شما را می‌ترساند.
  • در حضور دوستان یا اعضای خانواده شما را تحقیر می‌کند.
  • به صورت مرتب شما را کوچک می‌شمارد، سرزنش می‌کند یا باعث می‌شود احساس بی‌ارزشی کنید.
  • برای نیازها، احساسات و مرزهای شما احترام قائل نیست.
  • برای رسیدن به خواسته‌ی خود از دروغ، فریب یا دست‌کاری روان‌شناختی استفاده می‌کند.
  • در روابط کاری یا مالی نیز دیگران را فریب می‌دهد و از آن‌ها سوءاستفاده می‌کند.
  • رفتاری بی‌رحمانه یا آزارگرانه دارد و به نظر می‌رسد از رنج دیگران لذت می‌برد.
  • وقتی مطابق میل او رفتار نمی‌کنید، شما را می‌زند یا به خشونت تهدید می‌کند.
  • بدون رضایت شما، برای برقراری رابطه جنسی فشار وارد می‌کند یا شما را مجبور می‌کند.
  • نقاط ضعف و اطلاعات شخصی شما را علیه خودتان به کار می‌برد.
  • بدون اطلاع شما روابط عاطفی یا جنسی دیگری برقرار می‌کند.
  • به‌شدت غیرقابل‌اعتماد است و از محبت یا بخشندگی شما سوءاستفاده می‌کند.

چرخه بی‌اعتمادی در رابطه چگونه شکل می‌گیرد؟

جلوه‌ی اصلی تأثیر طرحواره بی اعتمادی بر روابط عاطفی شکل‌گیری چرخه‌ی بی‌اعتمادی است (Stevens & Roediger, 2016). این چرخه را می‌توانیم به شکل زیر توضیح دهیم:

یک اتفاق مبهم رخ می‌دهد؛ برای مثال، ممکن است شریک عاطفی‌تان دیر پاسخ می‌دهد. در این حالت، طرحواره ‌بی‌اعتمادی فعال می‌شود و با خود فکر می‌کنید که: «حتماً دارد چیزی را از من پنهان می‌کند».

در این حالت، احساس ترس، خشم یا احساس تحقیر می‌کنید. در نتیجه ممکن است شروع به بازجویی، کنترل، حمله یا کناره‌گیری می‌کنید. در این شرایط طرف مقابل احساس می‌کند متهم، کنترل یا طرد شده است. او حالت دفاعی می‌گیرد، عصبانی می‌شود یا فاصله می‌گیرد.

سپس واکنش دفاعی یا فاصله‌گرفتن او را به‌عنوان مدرکی برای پنهان‌کاری‌اش تفسیر می‌کنید که درنهایت باور اولیه تقویت می‌شود: «دیدی او قابل اعتماد نیست» (Young et al., 2003).

تأثیر طرحواره بی‌اعتمادی بر صمیمیت

صمیمیت زمانی شکل می‌گیرد که دو نفر بتوانند احساسات، نیازها، ترس‌ها و ضعف‌های خود را بدون انتظار تحقیر یا سوءاستفاده بیان کنند. فرد دارای طرحواره بی‌اعتمادی ممکن است عمیقاً خواهان این نزدیکی باشد، اما هم‌زمان از آن بترسد.

هرچه رابطه عمیق‌تر می‌شود، امکان آسیب‌دیدن نیز در ذهن فرد بیشتر می‌شود. بنابراین، ممکن است پس از لحظات صمیمیت ناگهان سرد شود، ایرادی در شریک خود پیدا کند یا تعارضی ایجاد کند تا فاصله‌ی امن دوباره برقرار شود.

به‌این‌ترتیب، رابطه وضعیتی متناقض پیدا می‌کند: فرد از فاصله‌ گرفتن شریک عاطفی ناراحت می‌شود، اما نزدیکی او نیز احساس خطر را فعال می‌کند (Young & Klosko, 1993).

تأثیر طرحواره بی‌اعتمادی بر رابطه جنسی

اعتماد و احساس امنیت نقش مهمی در تجربه‌ی لذت جنسی دارند. اگر نزدیکی با خطر، اجبار، تحقیر یا سوءاستفاده پیوند خورده باشد، فرد ممکن است هنگام رابطه‌ی جنسی نتواند احساس آرامش و حضور داشته باشد. برخی جلوه‌های احتمالی عبارت‌اند از:

  • دشواری در لذت‌ بردن از رابطه‌ی جنسی؛
  • تجربه‌ی رابطه‌ی جنسی به‌عنوان وظیفه یا اجبار؛
  • ناتوانی در بیان خواسته‌ها و مرزهای جنسی؛
  • ترس از سوءاستفاده هنگام آسیب‌پذیری جسمانی؛
  • احساس کرختی یا جداشدن از بدن هنگام نزدیکی؛
  • اجتناب از رابطه‌ی جنسی یا کنترل افراطی آن.

برخی افراد ممکن است خیال‌پردازی‌هایی با مضمون سلطه، خشونت یا رابطه‌ی سادومازوخیستی داشته باشند. وجود چنین خیال‌پردازی‌هایی به‌تنهایی نشانه‌ی اختلال، سابقه‌ی آزار یا طرحواره بی‌اعتمادی نیست. اهمیت بالینی آن‌ها به معنای شخصی، میزان ناراحتی فرد، رضایت دو طرف و تأثیرشان بر زندگی و رابطه بستگی دارد.

گسستگی و خلأهای حافظه

بعضی از افرادی که تجربه‌های آسیب‌زای شدید داشته‌اند ممکن است در موقعیت‌های ترس‌آور واکنش‌های گسستگی را تجربه کنند (Young & Klosko, 1993). برای مثال:

  • بخش‌هایی از دوران کودکی خود را به یاد نمی‌آورند؛
  • هنگام ترس احساس می‌کنند بخشی از آن‌ها واقعاً در آن موقعیت حضور ندارد؛
  • محیط یا بدن خود را غیرواقعی و دور احساس می‌کنند؛
  • هنگام تعارض شدید دچار کرختی هیجانی می‌شوند.

این نشانه‌ها می‌توانند با گسستگی مرتبط باشند؛ اما فراموشی بخش‌هایی از کودکی به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که آزار یا تروما رخ داده است. حافظه‌ی دوران کودکی به دلایل مختلف می‌تواند محدود یا ناقص باشد و تفسیر آن به ارزیابی تخصصی نیاز دارد (Young et al., 2003).

تأثیر این طرحواره بر شریک عاطفی

اگر بخواهیم از زاویه دیگری به تأثیر طرحواره بی اعتمادی بر روابط بپردازیم باید ببینیم تأثیر آن بر طرف مقابل چیست؟

زندگی در کنار فردی که دائماً انتظار فریب یا آسیب دارد، می‌تواند برای شریک عاطفی فرساینده باشد. او ممکن است احساس کند باید بی‌گناهی خود را بارها ثابت کند و با وجود صداقت، همچنان متهم باقی می‌ماند. در نتیجه طرف مقابل ممکن است به‌تدریج:

  • احساس کند مورد اعتماد و احترام نیست؛
  • از توضیح‌دادن‌های مکرر خسته شود؛
  • برای جلوگیری از سوءتفاهم، رفتارهای معمول خود را محدود کند؛
  • از بیان نظر یا ناراحتی خود بترسد؛
  • در برابر کنترل و بازجویی حالت دفاعی پیدا کند؛
  • از نظر عاطفی فاصله بگیرد؛
  • احساس کند مسئول درمان تمام زخم‌های گذشته فرد است.

گاهی شریک عاطفی برای آرام‌ کردن فرد به اطمینان‌بخشی بی‌پایان روی می‌آورد. این کار ممکن است موقتاً اضطراب را کاهش دهد، اما اگر به تنها راه تنظیم هیجان تبدیل شود، نیاز به اطمینان‌خواهی را بیشتر می‌کند. هیچ‌کسی نمی‌تواند صرفاً با اثبات مداوم بی‌گناهی، طرحواره‌ی بی‌اعتمادی را درمان کند (Young & Klosko, 1993).

آیا افراد دارای این طرحواره همیشه بدبین و کنترل‌گرند؟

برخی افراد بی‌اعتمادی خود را آشکارا نشان می‌دهند؛ اما بعضی دیگر ظاهری مستقل، آرام و حتی بی‌تفاوت دارند. آن‌ها ممکن است به‌جای کنترل شریک، از نظر هیجانی عقب‌نشینی کنند و هیچ‌گاه اجازه ندهند رابطه بیش از اندازه عمیق شود.

در بعضی افراد نیز طرحواره فقط در شرایط خاص فعال می‌شود؛ برای مثال، هنگام دوری، تعارض، ارتباط شریک با فردی دیگر یا آشکارشدن یک راز. شدت و فراگیری طرحواره و سبک مقابله با آن تعیین می‌کند که بی‌اعتمادی چگونه در رابطه ظاهر شود.

تفاوت طرحواره بی‌اعتمادی با احتیاط منطقی

با این حال، هرگونه بی‌اعتمادی را نمی‌توان نشانه‌ی طرحواره در نظر گرفت. اگر فرد مقابل سابقه‌ی دروغ‌گویی، خیانت، خشونت یا نقض مرزها دارد، تردید کردن می‌تواند واکنشی واقع‌بینانه و محافظتی باشد.

احتیاط منطقیبی‌اعتمادی طرحواره‌ای
بر شواهد مشخص استوار استبا نشانه‌های مبهم یا احتمال‌های دور فعال می‌شود
با تغییر رفتار طرف مقابل تعدیل می‌شوددر برابر شواهد اطمینان‌بخش مقاومت می‌کند
معمولاً به شخص یا موقعیتی خاص محدود استدر روابط مختلف تکرار می‌شود
امکان گفت‌وگو و بررسی واقعیت وجود داردذهن سریعاً به نتیجه قطعی می‌رسد
انعطاف‌پذیر و متناسب با موقعیت استمعمولاً به کنترل، حمله یا فاصله‌گیری منجر می‌شود

مقابله با تأثیر بی‌اعتمادی بر روابط

اگرچه تأثیر طرحواره بی اعتمادی بر روابط عاطفی می‌تواند گسترده باشد اما تغییر آن امکان‌پذیر است. با این وجود، انتظار تغییر سریع نباید داشته باشید. قبل از هر چیز باید این نکته را در نظر بگیرید که اعتماد سالم به‌تدریج و براساس تجربه‌های مکرر ساخته می‌شود.

در ادامه برخی از مهم‌ترین اقداماتی را که می‌توان برای کاهش نقش طرحواره بی‌اعتمادی انجام داد توضیح می‌دهم. هر مرحله را به‌تدریج انجام دهید. به‌هیچ‌وجه نیازی به عجله کردن نیست. ممکن است لازم باشد برای هر مرحله دو یا سه روز وقت بگذارید.

محرک‌ها را شناسایی کنید

اول از همه باید بدانید که در چه موقعیت‌هایی احساس بی‌اعتمادی می‌کنید. بنابراین بهتر است برای آگاهی کامل از طرحواره‌ی خود، موقعیت‌هایی که بی‌اعتمادی را فعال می‌کنند ثبت کنید؛ مانند تأخیر در پاسخ، تغییر برنامه، ارتباط پارتنر با دیگران، انتقاد یا درخواست حریم خصوصی. سپس افکار، احساسات و واکنش‌های خود را بنویسید.

احساس را از واقعیت جدا کنید

جمله «احساس می‌کنم در خطرم» با «قطعاً به من خیانت شده است» یکسان نیست. بسیاری از افرادی که دچار بی‌اعتمادی هستند احساسات خود را با واقعیت‌ها یکسان می‌دانند. آن‌ها فکر می‌کنند چون احساس می‌کنند اتفاق بدی در حال رخ دادن است پس حتماً چنین اتفاقی رخ داده است. با این وجود، احساس در خطر بودن با این تفسیر که قطعاً همسرم دارد به من خیانت می‌کند متفاوت است.

توضیح‌های جایگزین را بررسی کنید

اگر موفق شدید میان احساس خیانت و واقعیت بیرونی تفاوت قائل شوید، وقت آن است که تفسیرهای جایگزین را نیز بررسی کنید.

برای مثال، تصور کنید شریک عاطفی‌تان برخلاف همیشه چند ساعت به پیام شما پاسخ نداده است. طرحواره بی‌اعتمادی ممکن است فوراً این تفسیر را فعال کند: «حتماً چیزی را از من پنهان می‌کند یا با فرد دیگری در ارتباط است.»

در این شرایط، پیش از نتیجه‌گیری از خود بپرسید: «چه توضیح‌های دیگری ممکن است وجود داشته باشد؟» شاید در جلسه باشد، تلفن همراهش در دسترس نباشد، مشغول رانندگی شده باشد یا به زمان کوتاهی برای خلوت‌کردن نیاز داشته باشد.

یک نکته‌ی مهم که برای این مرحله باید در نظر بگیرید این است که این کار به معنای نادیده‌گرفتن خطر نیست؛ بلکه مانع صدور حکم پیش از بررسی شواهد می‌شود.

ترس را به‌جای اتهام بیان کنید

به‌جای گفتن «تو همیشه دروغ می‌گویی»، می‌توان گفت: «وقتی بدون اطلاع دیر می‌کنی، ترس شدیدی در من فعال می‌شود و ذهنم سریع به سمت اتفاق‌های بد می‌رود. می‌خواهم درباره‌ی چیزی که رخ داده صحبت کنیم».

چنین بیانی احتمال شکل‌گیری گفت‌وگویی سازنده را افزایش می‌دهد.

به صورت تدریجی اعتماد کنید

اعتماد سالم تصمیمی صفر و یک نیست. می‌توان ابتدا در موضوعات کوچک‌تر آسیب‌پذیری نشان داد و واکنش طرف مقابل را مشاهده کرد. افراد قابل‌اعتماد معمولاً در طول زمان رفتاری نسبتاً باثبات، محترمانه و پاسخ‌گو دارند.

مرزهای روشن داشته باشید

درمان بی‌اعتمادی به معنای تحمل دروغ، تحقیر، خیانت یا خشونت نیست. فرد باید بتواند هم طرحواره خود را بررسی کند و هم در برابر رفتارهای واقعاً آسیب‌زا مرز بگذارد.

درمان طرحواره بی‌اعتمادی/بدرفتاری

در طرحواره‌درمانی، درمانگر به فرد کمک می‌کند ریشه‌های تحولی بی‌اعتمادی را بشناسد، میان گذشته و اکنون تمایز ایجاد کند و واکنش‌های مقابله‌ای خود را تغییر دهد.

تکنیک‌هایی مانند تصویرسازی ذهنی، گفت‌وگوی بین ذهنیت‌ها، بررسی شواهد، رابطه‌ی درمانی امن و شکستن الگوهای رفتاری می‌توانند در این فرایند به کار روند.

هدف درمان حذف کامل احتیاط نیست. طرحواره‌درمانی درنهایت به فرد می‌آموزد:

  • خطر واقعی را از هشدار طرحواره تشخیص دهد؛
  • بدون حمله یا کنترل از خود محافظت کند؛
  • آسیب‌پذیری را به‌تدریج تجربه کند؛
  • افراد قابل‌اعتماد را انتخاب کند؛
  • از روابط آزارگرانه خارج شود؛
  • تعارض را بدون بازسازی نقش‌های قربانی و آزارگر مدیریت کند (Young et al., 2003).

جمع‌بندی

در طرحواره بی‌اعتمادی/بدرفتاری معمولاً فرد آموخته است که نزدیک ‌شدن، اعتماد کردن یا نشان‌ دادن ضعف می‌تواند خطرناک باشد. این الگو شاید زمانی به او کمک کرده باشد، اما در روابط بزرگسالی می‌تواند به سوءظن، کنترل، فاصله‌گیری، آزمایش‌کردن شریک و تعارض‌های مکرر منجر شود.

از سوی دیگر، برخی افراد در برابر طرحواره تسلیم می‌شوند و دوباره وارد روابطی می‌شوند که در آن‌ها واقعاً فریب، تحقیر یا آزار وجود دارد. بنابراین، درمان فقط به معنای کاهش سوءظن نیست؛ بلکه شامل افزایش توانایی فرد برای تشخیص خطر واقعی، انتخاب شریک امن، تعیین مرز و خروج از روابط آزارگرانه نیز می‌شود.

تغییر زمانی امکان‌پذیر می‌شود که فرد نه ترس خود را انکار کند و نه هر احساس خطری را معادل واقعیت بداند. اعتماد سالم به معنای ساده‌لوحی نیست؛ بلکه توانایی ارزیابی شواهد، تشخیص افراد امن و نزدیک‌شدن تدریجی به کسانی است که در طول زمان قابل ‌اعتماد بودن خود را نشان می‌دهند.

پرسش‌های متداول

پاسخ به پرسش‌های رایج درباره این موضوع

۱. آیا طرحواره بی‌اعتمادی همان بدبینی است؟

بدبینی می‌تواند یکی از جلوه‌های این طرحواره باشد، اما طرحواره بی‌اعتمادی گسترده‌تر است. این طرحواره علاوه بر افکار بدبینانه، خاطرات، هیجان‌ها، احساس‌های بدنی و الگوهای رفتاری مرتبط با انتظار فریب، تحقیر یا سوءاستفاده را نیز دربرمی‌گیرد.

۲. آیا خیانت باعث ایجاد طرحواره بی‌اعتمادی می‌شود؟

طرحواره‌های اولیه معمولاً ریشه‌های رشدی دارند، اما تجربه خیانت یا آزار در بزرگسالی می‌تواند آن‌ها را تشدید کند. فردی که پیش‌تر این طرحواره را نداشته است نیز ممکن است پس از یک رابطه آسیب‌زا برای مدتی در اعتمادکردن دچار مشکل شود؛ هرچند این وضعیت الزاماً به معنای وجود یک طرحواره فراگیر نیست.

۳. آیا فرد دارای این طرحواره ممکن است خودش هم خیانت کند؟

بله، اما این موضوع درباره همه افراد صدق نمی‌کند. برخی افراد در قالب جبران افراطی ممکن است پیش از آنکه احتمالاً فریب بخورند، خودشان دروغ بگویند یا خیانت کنند. بااین‌حال، وجود طرحواره به‌تنهایی رفتار فرد را تعیین نمی‌کند.

۴. شریک عاطفی چگونه می‌تواند کمک کند؟

ثبات رفتاری، صداقت، رعایت مرزها، اطلاع‌رسانی روشن و پرهیز از بازی‌های روانی می‌توانند به ایجاد امنیت کمک کنند. درعین‌حال، شریک عاطفی نباید کنترل، بازجویی، خشونت یا نقض حریم خصوصی را صرفاً به دلیل گذشته دردناک فرد بپذیرد.

۵. آیا طرحواره بی‌اعتمادی درمان می‌شود؟

شدت این طرحواره می‌تواند به میزان قابل‌توجهی کاهش پیدا کند. درمان به فرد کمک می‌کند هشدارهای طرحواره را زودتر تشخیص دهد، تجربه‌های آسیب‌زا را پردازش کند، الگوهای مقابله‌ای ناسالم را تغییر دهد و اعتماد را به شکلی تدریجی و واقع‌بینانه بسازد.

۶. آیا فراموش‌کردن دوران کودکی نشانه تجربه‌ی آزار است؟

خیر. خلأهای حافظه ممکن است دلایل مختلفی داشته باشند و به‌تنهایی وقوع آزار را ثابت نمی‌کنند. بررسی خاطرات مبهم یا تجربه‌های گسستگی باید بدون تلقین و با کمک متخصص انجام شود.

 مطالعه بیشتر

طرحواره بی‌اعتمادی/بدرفتاری معمولاً به‌تنهایی عمل نمی‌کند. ترس از فریب‌خوردن یا آسیب‌دیدن ممکن است با طرحواره‌هایی مانند رهاشدگی، محرومیت عاطفی و نقص و شرم همراه شود و الگوی پیچیده‌تری در روابط عاطفی ایجاد کند.

برای مثال، فرد ممکن است هم از ترک‌شدن بترسد و هم نزدیکی عاطفی را خطرناک بداند؛ در نتیجه، از یک سو به شریک خود نزدیک شود و از سوی دیگر با سوءظن، کنترل یا فاصله‌گیری او را از خود دور کند.

برای شناخت ریشه‌ها و نشانه‌های اصلی این الگو، ابتدا مقاله «طرحواره بی‌اعتمادی/بدرفتاری چیست؟» را مطالعه کنید. اگر می‌خواهید با مسیر تغییر آن آشنا شوید، مقاله «درمان طرحواره بی‌اعتمادی» توضیح می‌دهد که چگونه می‌توان میان خطر واقعی و هشدارهای ناشی از طرحواره تمایز گذاشت و اعتماد را به‌تدریج بازسازی کرد.

مطالعه مقاله‌های «تأثیر طرحواره رهاشدگی بر روابط عاطفی» و «تأثیر طرحواره محرومیت عاطفی بر روابط» نیز به شما کمک می‌کند تفاوت ترس از ترک‌شدن، انتظار برآورده‌نشدن نیازهای عاطفی و ترس از فریب یا سوءاستفاده را بهتر تشخیص دهید.

همچنین، مقاله «سبک‌های مقابله‌ای در طرحواره‌درمانی» توضیح می‌دهد که چرا افراد در برابر یک طرحواره واحد واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند: بعضی وارد روابط ناامن می‌شوند، برخی از صمیمیت اجتناب می‌کنند و بعضی دیگر برای پیشگیری از آسیب، به کنترل یا حمله روی می‌آورند. برای قرار دادن این طرحواره در چارچوب کلی‌تر طرحواره‌درمانی نیز می‌توانید مقاله «طرحواره‌های ناسازگار اولیه» را مطالعه کنید.

منابع

Arntz, A., & Jacob, G. (2013). Schema Therapy in Practice: An Introductory Guide to the Schema Mode Approach. Wiley-Blackwell.

Farrell, J. M., Reiss, N., & Shaw, I. A. (2014). The Schema Therapy clinician’s guide: A complete resource for building and delivering individual, group and integrated Schema Mode treatment programs. Wiley-Blackwell.

Molina, M. P. G. (2026). Schema therapy: Principles and practical techniques for clinical practice. Independently published.

Stevens, B. A., & Roediger, E. (2016). Breaking negative relationship patterns: A schema therapy self-help and support book. Wiley-Blackwell.

Young, J. E., & Klosko, J. S. (1993). Reinventing Your Life: The Breakthrough Program to End Negative Behavior and Feel Great Again. Plume.

Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema Therapy: A Practitioner’s Guide. Guilford Press.

Pilkington, P. D., Bishop, A., & Younan, R. (2021). Adverse childhood experiences and early maladaptive schemas in adulthood: A systematic review and meta-analysis. Clinical Psychology & Psychotherapy, 28(3), 569–584. https://doi.org/10.1002/cpp.2533

دکتر حمید بهرامی زاده

رویکرد من طرحواره‌‌درمانی و روانکاوی است و تاکنون ۳ کتاب در حوزه طرحواره‌درمانی منتشر کرده‌ام و یک کتاب درباره‌ی درمان افسردگی. علاقه‌ی اصلی من یکپارچه‌نگری رویکردهای روان‌درمانی است. من فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های فردوسی، تهران و علامه‌طباطبایی هستم. شعار من این است: زندگی آب‌تنی کردن در حوضچه اکنون است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا