طرحواره محرومیت عاطفی چگونه روابط صمیمانه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؟

طرحواره محرومیت عاطفی در روابط می‌تواند باعث شود فرد با وجود حضور یک شریک عاطفی، همچنان احساس تنهایی، دیده‌نشدن و حمایت‌نشدن داشته باشد.

طرحواره محرومیت عاطفی (هیجانی) مجموعه‌ای از باورها و احساساتی است که در نتیجه‌ی برآورده نشدن نیازهای عاطفی مانند درک شدن، همدلی و حمایت شدن در دوران کودکی شکل گرفته است و می‌تواند در بزرگسالی روابط صمیمانه را تحت تأثیر قرار دهد.

تأثیر طرحواره محرومیت عاطفی در روابط به این صورت است که فرد، حتی در حضور شریک عاطفی خود، احساس تنهایی و دیده نشدن می‌کند و انتظار دارد نیازهایش به محبت، همدلی و حمایت به‌اندازه‌ی کافی برآورده نشوند.

این انتظار گاهی چنان به صورت بدیهی احساس می‌شود که شخص اصلاً متوجه وجود یک نیاز برآورده‌نشده نمی‌شود. او فقط می‌گوید: «از هیچ‌کس نمی‌شود انتظار داشت واقعاً آدم را بفهمد».

در این مقاله تأثیر طرحواره محرومیت عاطفی بر روابط را بررسی خواهیم کرد و توضیح خواهیم داد که چه تأثیری بر انتخاب شریک عاطفی و کیفیت روابط صمیمانه دارد و چگونه می‌توان با شناخت نیازهای عاطفی و استفاده از طرحواره‌درمانی، آن را تغییر داد.

فهرست مطالب نمایش

طرحواره محرومیت عاطفی چیست؟

طرحواره محرومیت عاطفی به عنوان یکی از طرحواره‌های ناسازگار اولیه، باعث می‌شود که فرد باور داشته باشد نیازش به حمایت عاطفی، همدلی، مراقبت و راهنمایی در روابط نزدیک به‌اندازه‌ی کافی برآورده نشود. در طرحواره‌درمانی، معمولاً سه شکل اصلی محرومیت عاطفی از یکدیگر تفکیک می‌شوند:

  • محرومیت از محبت و مراقبت: در این حالت، فرد احساس می‌کند در روابط نزدیک از توجه، محبت و همراهی کافی برخوردار نیست. ممکن است شریک عاطفی در کنار او باشد، اما حضورش آرامش‌بخش و حمایتگر احساس نشود.
  • محرومیت از همدلی: در این شکل از محرومیت، فرد احساس می‌کند کسی دنیای درونی او را واقعاً نمی‌شناسد. ممکن است دیگران حرف‌هایش را بشنوند، اما احساسات، نیازها و معنای شخصی تجربه‌هایش را درک نکنند. در نتیجه، حتی پس از صحبت‌ کردن نیز همچنان احساس می‌کند فهمیده نشده و تنها مانده است.
  • محرومیت از حمایت و راهنمایی: در این حالت، فرد انتظار ندارد در موقعیت‌های دشوار بتواند به دیگری تکیه کند. ممکن است احساس کند کسی نیست که هنگام سردرگمی، بحران یا تصمیم‌گیری در کنارش بماند، از او حمایت کند یا راهنمایی لازم را در اختیارش قرار دهد.

طرحواره محرومیت عاطفی معمولاً محصول الگویی تکرارشونده از برآورده‌ نشدن نیازهای هیجانی در دوران کودکی است. در این وضعیت کودک به‌تدریج می‌آموزد احساساتش اهمیت چندانی ندارند، بیان نیازها نتیجه‌ای ندارد و در زمان ناراحتی باید به‌تنهایی از خود مراقبت کند.

طرحواره محرومیت عاطفی چگونه در روابط صمیمانه فعال می‌شود؟

روابط صمیمانه یکی از مهم‌ترین موقعیت‌هایی هستند که طرحواره محرومیت عاطفی را فعال می‌کنند. به عنوان مثال حتی ممکن است هنگامی که شریک عاطفی به‌جای همدلی فوراً راه‌حل ارائه دهد فعال شود. این موقعیت برای  بسیاری از افراد ناخوشایند است؛ اما برای فردی که سابقه‌ی محرومیت عاطفی دارد، ممکن است معنایی عمیق‌تر پیدا کند:

  • احساسات من برای کسی اهمیت ندارد.
  • قرار نیست کسی واقعاً مرا بفهمد.
  • وقتی به دیگری نیاز دارم، تنها می‌مانم.

علاوه بر این، طرحواره محرومیت عاطفی ممکن است زمانی فعال شود که فرد احساس کند شریک عاطفی‌اش به احساسات او توجه کافی ندارد. برای مثال، هنگام گفت‌وگو حواسش پرت است، موضوع را تغییر می‌دهد، بیشتر درباره‌ی خودش حرف می‌زند یا علاقه‌ی چندانی به شناخت دنیای درونی فرد نشان نمی‌دهد.

در شرایطی نیز که طرف مقابل، ناراحتی فرد را بی‌اهمیت یا غیرمنطقی در نظر بگیرد و به‌جای همدلی، او را نصیحت، قضاوت یا سرزنش کند طرحواره‌ی محرومیت عاطفی فعال می‌شود.

حضور نداشتن در زمان بیماری، سوگ یا بحران نیز می‌تواند احساس محرومیت را تشدید کند. در چنین موقعیت‌هایی، فرد ممکن است احساس کند حتی در دشوارترین لحظات نمی‌تواند به کسی تکیه کند و باید همیشه قوی، منطقی و خودکفا باقی بماند.

گاهی محرک طرحواره، نه بی‌علاقگی شریک، بلکه تفاوت میان شیوه‌های ابراز و دریافت محبت است. ممکن است طرف مقابل رابطه، علاقه‌ی خود را با انجام کارهای عملی نشان دهد، درحالی‌که فرد به گفت‌وگوی عاطفی، کلمات محبت‌آمیز یا تماس جسمانی بیشتری نیاز داشته باشد. اگر این تفاوت شناخته نشود و دو نفر درباره‌ی آن گفت‌وگو نکنند، فرد ممکن است محبت موجود را نبیند و به این نتیجه برسد که دوست داشته نمی‌شود.

تأثیر طرحواره محرومیت عاطفی بر روابط صمیمانه

محرومیت عاطفی به روش‌های مختلفی می‌تواند بر روابط نزدیک تأثیر بگذارد و رضایت از رابطه را کاهش دهد.

انتظار تشخیص نیازها بدون ابراز آن‌ها

یکی از ویژگی‌های مهم طرحواره‌ی محرومیت عاطفی این است که فرد اغلب نیازهای خود را آشکارا بیان نمی‌کند اما انتظار دارد طرف مقابل نیازهای او را درک کند و بفهمد. او شاید با خود فکر کند:

  • نباید مجبور باشم بگویم که نیاز به توجه دارم.
  • اگر دوستم داشت، خودش می‌فهمید.
  • محبتی که مجبور باشم آن را درخواست کنم، دیگر واقعی نیست.

وقتی نیازها بیان نمی‌شوند، طرف مقابل رابطه ممکن است اصلاً از آن آگاه نشود. در نتیجه فرد حمایتی را که لازم دارد دریافت نمی‌کند و آن را شاهدی برای محرومیت عاطفی بیشتر خود در نظر می‌گیرد: «همان‌طور که فکر می‌کردم، کسی به نیازهای من توجه نمی‌کند».

دشواری در شناخت نیازهای عاطفی

بعضی افرادی که دچار محرومیت هیجانی هستند در شناخت نیازهای خود مشکل دارند. اگر در خانواده درباره‌ی احساسات صحبت نشده باشد، ممکن است فرد فقط نارضایتی، خشم یا خلأ مبهمی را تجربه کند، بدون آنکه بداند دقیقاً چه می‌خواهد. او شاید بگوید:

  • نمی‌دانم چه مشکلی وجود دارد؛ فقط احساس خوبی ندارم.
  • همه‌چیز ظاهراً خوب است، اما چیزی کم است.
  • احساس می‌کنم در این رابطه تنها هستم.

در پشت این احساس مبهم ممکن است نیازهای متفاوتی وجود داشته باشند: شنیده‌شدن، در آغوش گرفته‌شدن، تأیید احساس، گفت‌وگوی عمیق، حمایت عملی یا اطمینان از اینکه شریک عاطفی در شرایط دشوار در دسترس خواهد بود.

تا زمانی که نیاز مشخص نشود، تبدیل آن به درخواستی روشن دشوار خواهد بود. در این شرایط طرف مقابل نیز با نارضایتی‌ای مواجه می‌شود که نمی‌داند چگونه به آن پاسخ دهد.

نادیده‌گرفتن یا کم‌اهمیت دانستن حمایت موجود

فرد دارای طرحواره‌ی محرومیت عاطفی ممکن است نشانه‌های بی‌توجهی را به‌سرعت ببیند، اما حمایت‌ها و محبت‌های شریک عاطفی‌اش را کمتر به خاطر بسپارد.

برای مثال، ممکن است تمام موقعیت‌هایی را که شریک عاطفی‌اش در آن‌ها همراه بوده فراموش کند، اما یک بار پاسخ نامناسب او را نشانه‌ای از بی‌عاطفگی کلی در نظر بگیرد. یا ممکن است محبت‌های رفتاری او را بی‌اهمیت بشمارد.

با این وجود، این موضوع همیشه به معنای غیرواقعی بودنِ احساس محرومیت فرد نیست. گاهی نیازهای او واقعاً در رابطه نادیده گرفته می‌شوند. بااین‌حال، طرحواره ممکن است ارزیابی متعادل رابطه را دشوار کند و باعث شود فرد نتواند حمایت موجود را کاملاً دریافت و درونی کند.

ناتوانی در دریافت محبت

برخی از افرادی که دچار محرومیت عاطفی شده‌اند ظرفیت خود را برای دریافت محبت از دست داده‌اند. آن‌ها نمی‌توانند بفهمند که مورد مراقبت و محبت قرار گرفته‌اند.

از نظر طرحواره‌درمانی، آن‌ها حتی ممکن است معنای عشق را درک نکنند. به همین دلیل گاهی اوقات دیگران احساس می‌کنند که تلاش برای اثبات عشق به آن‌ها بسیار دشوار است.

آزمودن میزان همدلی شریک

بعضی افراد به‌جای بیان مستقیم نیاز، شریک عاطفی خود را در موقعیتی آزمایشی قرار می‌دهند. آن‌ها ممکن است فقط اشاره‌ای مبهم به ناراحتی خود کنند و منتظر بمانند ببینند آیا او بیشتر سؤال می‌پرسد. اگر او متوجه نشود، نتیجه می‌گیرند که برایش مهم نیستند.

برای مثال، فرد می‌گوید: «امروز روز سختی بود»، اما توضیح بیشتری نمی‌دهد. شریک عاطفی ممکن است پاسخ دهد: «بهتر است کمی استراحت کنی». اما درواقع فرد انتظار داشته او کنارش بنشیند، درباره‌ی اتفاق‌ها سؤال کند و احساسش را بفهمد. چون این اتفاق نمی‌افتد، سکوت می‌کند و رنجیده‌خاطر می‌شود.

این آزمون‌ها معمولاً برای یافتن پاسخ یک پرسش عمیق انجام می‌شوند: «آیا کسی بدون آنکه مجبور باشم درخواست کنم، به احساسات من اهمیت خواهد داد؟»؛ اما از آنجا که معیار آزمون برای شریک روشن نیست، احتمال شکست او زیاد است.

تبدیل نیاز به خشم و انتقاد

وقتی فرد برای مدت طولانی احساس محرومیت می‌کند، ممکن است به خشم و انتقاد روی بیاورد. به‌جای اینکه بگوید «دلم می‌خواهد بیشتر با من حرف بزنی»، ممکن است بگوید:

  • تو فقط به خودت فکر می‌کنی.
  • هیچ‌وقت کنار من نیستی.
  • اصلاً نمی‌توانم روی تو حساب کنم.
  • گفتن احساساتم به تو هیچ فایده‌ای ندارد.

در زیر این انتقادها ممکن است نیاز شدیدی به نزدیکی و همدلی وجود داشته باشد؛ اما طرف مقابل بیشتر متوجه حمله‌ی پرخاشگرانه می‌شود نه نیاز او. برای مثال، ممکن است دفاع کند، عقب‌نشینی کند یا متقابلاً دست به انتقاد بزند. فاصله‌ای که در پی آن ایجاد می‌شود، احساس محرومیت فرد را بیشتر می‌کند.

فعال‌شدن ذهنیت کودک آسیب‌پذیر

در زبان طرحواره‌درمانی، هنگام فعال‌شدن محرومیت عاطفی، ممکن است «ذهنیت کودک آسیب‌پذیر» ظاهر شود. وقتی فرد در این ذهنیت قرار می‌گیرد، احساساتش مثل کودکی است که از سمت والدین خود مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار گرفته است.

سبک‌های مقابله‌ای با طرحواره محرومیت عاطفی

همه افراد در برابر طرحواره محرومیت عاطفی واکنش یکسانی نشان نمی‌دهند. یک نفر ممکن است وارد رابطه‌ای شود که در آن نیازهای عاطفی‌اش واقعاً نادیده گرفته می‌شوند؛ فردی دیگر از وابستگی و صمیمیت اجتناب کند؛ و فردی نیز برای دریافت توجه، به مطالبه‌گری، خشم یا کنترل روی بیاورد.

در طرحواره‌درمانی، این واکنش‌ها در قالب سه سبک مقابله‌ای اصلی توضیح داده می‌شوند: تسلیم، اجتناب و جبران افراطی. این سبک‌ها معمولاً در گذشته به فرد کمک کرده‌اند تا درد ناشی از محرومیت را تحمل کند، اما در روابط بزرگسالی ممکن است همان احساس تنهایی را تداوم بخشند.

تسلیم در برابر طرحواره

در سبک تسلیم، فرد به‌گونه‌ای زندگی می‌کند که گویی طرحواره‌ی محرومیت عاطفی‌اش کاملاً درست است. او کاملاً باور دارد که «نیازهای عاطفی‌اش اهمیتی ندارند و قرار نیست کسی آن‌ها را برآورده کند».

او ممکن است جذب کسانی شود که از نظر هیجانی سرد، خودمحور، یا دسترس‌ناپذیرند یا اینکه در ابراز احساسات مشکل دارند.

در سبک مقابله‌ای تسلیم که یک روش رایج تأثیر طرحواره محرومیت عاطفی بر روابط است فرد ممکن است افرادی را انتخاب کند که ویژگی‌های زیر را داشته باشند:

  • علاقه‌ای به گفت‌وگو درباره‌ی احساسات نداشته باشند؛
  • بیشتر درباره‌ی مشکلات و نیازهای خود صحبت کنند؛
  • هنگام ناراحتی فرد، موضوع را تغییر دهند؛
  • عاطفه و محبت خود را به‌ندرت نشان دهند؛
  • از آسیب‌پذیری و صمیمیت دوری کنند؛
  • نیازهای فرد را زیاده‌خواهانه یا غیرمنطقی بدانند؛
  • یا فقط زمانی نزدیک شوند که خودشان به حمایت نیاز دارند.

تأثیر دیگر تسلیم شدن در برابر محرومیت عاطفی این است که فرد ممکن است در آغاز رابطه، این نشانه‌ها را ببیند، اما آن‌ها را کم‌اهمیت در نظر بگیرد. شاید با خود بگوید: «او فقط بلد نیست احساساتش را نشان دهد»، «اگر بیشتر دوستش داشته باشم، بالاخره به من توجه خواهد کرد»، «نباید انتظار زیادی داشته باشم» یا «حداقل آدم مسئولیت‌پذیری است».

اگرچه گاهی برخی از این توضیحات ممکن است درست باشند، اما اگر فرد دائماً کمبودهای اساسی رابطه را توجیه کند، احتمال دارد در حال تسلیم‌ شدن در برابر طرحواره‌ی‌ خود باشد.

 اجتناب از طرحواره

در سبک اجتنابی، فرد می‌کوشد موقعیت‌هایی را که ممکن است احساس محرومیت را فعال کنند کنار بگذارد. باور زیربنایی در سبک مقابله‌ای اجتناب به این صورت است: «اگر به کسی نیاز نداشته باشم، آسیب هم نمی‌بینم».

در این حالت، فرد ممکن است رابطه‌ی عاطفی را کم‌اهمیت بداند، از گفت‌وگوهای عمیق دوری کند یا اجازه ندهد دیگری به بخش‌های آسیب‌پذیر وجودش نزدیک شود. او شاید روابط اجتماعی و کاری موفقی داشته باشد، اما در تجربه‌ی صمیمیت، محدود باقی بماند. برخی از رفتارهایی که می‌توانند نشان‌دهنده‌ی اجتناب از محرومیت عاطفی باشند عبارت‌اند از:

  • تأکید افراطی بر استقلال
  • خودداری از بیان احساسات
  • پناه‌بردن به فعالیت‌ها
  • انتخاب روابط کم‌عمق یا دست‌نیافتنی

اجتناب کردن باعث می‌شود که تأثیر طرحواره محرومیت عاطفی بر روابط، منفی‌تر باشد و درنهایت احساس محرومیت تقویت شود؛ زیرا فرد تنها می‌ماند یا اینکه روابطش را سطحی نگه‌ می‌دارد. درواقع او به نوعی صمیمیت‌گریز می‌شود.

جبران افراطی

در جبران افراطی، فرد ممکن است بکوشد دیگران را وادار کند نیازهای عاطفی‌اش را تشخیص دهند و برآورده سازند. درواقع او برخلاف طرحواره‌ی خود عمل می‌کند؛ یعنی به جای اینکه منتظر بماند دیگران نیازهایش را برآورده کنند ممکن است به شدت مطالبه‌گر و حتی خودخواه شود. او ممکن است رفتارهای زیر را از خود نشان دهد:

  • انتظارات بالا
  • تمرکز افراطی بر کمبودها
  • خشم و اعتراض شدید
  • رقابت برای دریافت توجه
  • قرارگرفتن در مرکز رابطه

جابه‌جایی میان سبک‌های مقابله‌ای

سبک‌های مقابله‌ای، رفتارهای همیشگی فرد نیستند؛ به این معنا که در طول زمان تغییر می‌کنند. برای مثال، فرد از مسئله‌ای ناراحت است، اما چیزی نمی‌گوید (تسلیم طرحواره). در این حالت انتظار دارد طرف مقال خودش ناراحتی را تشخیص دهد؛ اما وقتی متوجه نمی‌شود، او را به خودخواهی متهم می‌کند (جبران افراطی). در اینجا ممکن است طرف مقابل دفاعی شود یا فاصله گیرد. در نتیجه فرد می‌گوید «دیگر درباره‌ی احساساتم حرف نمی‌زنم» و در خود فرو می‌رود (اجتناب).

چرخه‌ محرومیت عاطفی

طرحواره‌ی محرومیت عاطفی می‌تواند به چرخه‌ای تکرارشونده میان فرد و شریک عاطفی تبدیل شود. این چرخه معمولاً زمانی آغاز می‌شود که فرد به محبت، همدلی یا حمایت نیاز دارد، اما باور دارد نیازش جدی گرفته نمی‌شود. به همین دلیل، شاید آن را به‌روشنی بیان نکند، ناراحتی خود را پنهان سازد یا امیدوار باشد شریک بدون توضیح متوجه حال او شود.

گاهی نیز نیاز به‌جای یک درخواست مستقیم، در قالب سکوت، کنایه یا انتقادهایی مانند «تو هیچ‌وقت به من توجه نمی‌کنی» ظاهر می‌شود. در نتیجه، طرف مقابل نمی‌داند او دقیقاً به شنیده‌شدن، همراهی، راهنمایی یا کمک عملی نیاز دارد.

او براساس اطلاعات محدودی که در اختیار دارد واکنش نشان می‌دهد؛ ممکن است راه‌حلی پیشنهاد کند، موضوع را چندان جدی نگیرد یا تصور کند فرد ترجیح می‌دهد تنها بماند. این پاسخ با نیاز بیان‌نشده فرد هماهنگ نیست و به‌عنوان نشانه‌ای دیگر از بی‌توجهی تجربه می‌شود.

ناراحتی‌ها به‌تدریج انباشته می‌شوند تا آنکه فرد در واکنش به اتفاقی ظاهراً کوچک خشمگین شود یا کاملاً از رابطه کنار بکشد. شریک عاطفی که از عمق رنجش‌های پیشین آگاه نبوده است، ممکن است واکنش او را نامتناسب بداند، حالت دفاعی بگیرد یا احساس کند هیچ کاری برای راضی‌کردن او کافی نیست.

تکرار این الگو به‌تدریج فاصله عاطفی میان دو نفر را افزایش می‌دهد. شریک ممکن است برای جلوگیری از تعارض کمتر سؤال کند و از گفت‌وگوهای عاطفی فاصله بگیرد؛ فرد نیز این عقب‌نشینی را تأییدی بر باور قدیمی خود بداند که «هیچ‌کس واقعاً مرا نمی‌فهمد».

انتظار محرومیت باعث پنهان‌ ماندن نیاز می‌شود و پنهان‌ ماندن نیاز احتمال پاسخ ناکافی را افزایش می‌دهد.

طرحواره محرومیت عاطفی چه تأثیری بر شریک عاطفی می‌گذارد؟

طرحواره محرومیت عاطفی می‌تواند بر احساس و رفتار شریک عاطفی نیز تأثیر بگذارد. درک تجربه‌ی طرف مقابل و تأثیری که طرحواره‌ی محرومیت عاطفی بر او می‌گذارد می‌تواند راه‌گشای برخی از مشکلات رابطه باشد. این تأثیر به شکل‌های مختلفی رخ می‌دهد که در ادامه آن‌ها را مرور می‌کنیم.

احساس سردرگمی درباره نیازهای فرد

شریک عاطفی ممکن است متوجه ناراحتی فرد شود، اما نداند دقیقاً چه انتظاری از او دارد. فرد شاید بگوید «چیزی نیست»، اما بعداً از اینکه طرف مقابل بیشتر سؤال نکرده است ناراحت شود.

در نتیجه، نمی‌داند باید گوش دهد، راه‌حل ارائه کند، فرد را در آغوش بگیرد یا به او فرصت تنهایی بدهد. این ابهام می‌تواند احساس سردرگمی و ناتوانی ایجاد کند.

احساس اینکه هیچ کاری کافی نیست

اگر فرد حمایت‌های موجود را نبیند یا نتواند آن‌ها را دریافت کند، طرف مقابل رابطه، ممکن است احساس کند تلاش‌هایش هیچ‌گاه کافی نیستند.

به این دلیل که فرد در دام طرحواره‌ی محرومیت عاطفی است محبت‌ها و همراهی‌های گذشته ممکن است با یک پاسخ نامناسب یا یک بی‌توجهی کوچک از سمت شریک عاطفی نادیده گرفته شوند. تکرار این تجربه به شریک عاطفی احساس درماندگی می‌دهد. او ممکن است به‌تدریج انگیزه‌ی خود را برای نزدیک‌شدن و حمایت‌کردن از دست بدهد.

احساس متهم‌شدن به بی‌عاطفگی

نیازهای بیان‌نشده ممکن است پس از مدتی در قالب خشم و انتقاد ظاهر شوند. فرد ممکن است شریک عاطفی خود را بی‌احساس، خودخواه یا بی‌توجه بداند، درحالی‌که او از نیاز واقعی او آگاهی روشنی نداشته است.

چنین اتهام‌هایی معمولاً شریک عاطفی را در موضع دفاعی قرار می‌دهند. در نتیجه، گفت‌وگو به‌جای رسیدن به نیاز اصلی، به بحثی درباره‌ی «مقصر بودن یا نبودن» تبدیل می‌شود.

قرارگرفتن در آزمون‌های پنهان

یک روش تأثیر طرحواره محرومیت عاطفی بر روابط به این صورت است که فرد ممکن است بدون اطلاع شریک عاطفی‌اش، میزان محبت و همدلی او را آزمایش کند.

برای مثال، ناراحتی خود را پنهان می‌کند و منتظر می‌ماند که آیا او متوجه تغییر حالتش می‌شود یا نه. چون معیار آزمون برای شریک مشخص نیست، احتمال شکست او بسیار زیاد است. این شکست نیز برای فرد به معنای بی‌توجهی و تأییدی بر طرحواره محرومیت عاطفی خواهد بود.

مسئولیت تشخیص و تنظیم همه احساسات

شریک ممکن است احساس کند مسئولیت تشخیص، پیش‌بینی و آرام‌ کردن تمام احساسات فرد بر عهده‌ی او قرار گرفته است. از او انتظار می‌رود همیشه پاسخ مناسب بدهد و اجازه ندهد فرد احساس تنهایی یا ناامیدی کند.

چنین مسئولیتی برای هیچ انسانی قابل‌تحمل نیست و به‌مرور رابطه را فرسوده می‌کند. شریک می‌تواند حمایتگر باشد، اما نمی‌تواند تمام کمبودهای عاطفی گذشته فرد را جبران کند.

محرومیت عاطفی شریک

گاهی تمرکز بر نیازهای برآورده‌نشده‌ی فرد چنان زیاد می‌شود که نیازهای عاطفی شریک در حاشیه قرار می‌گیرند. شریک ممکن است همواره شنونده و حمایت‌کننده باشد، اما فرصت کافی برای بیان احساسات خودش نداشته باشد.

در این وضعیت، او نیز به‌تدریج احساس تنهایی و دیده‌نشدن می‌کند. به‌این‌ترتیب، فرد ممکن است ناخواسته همان محرومیتی را در شریک ایجاد کند که خودش از آن رنج می‌برد.

خستگی عاطفی و فاصله‌گیری

قرارگرفتن مداوم در معرض انتقاد، رنجش پنهان، آزمون‌های پنهان یا احساس ناکافی‌بودن می‌تواند طرف مقابل را از نظر عاطفی خسته کند. او ممکن است برای جلوگیری از تعارض، کمتر سؤال کند، گفت‌وگوهای عاطفی را کوتاه سازد یا از رابطه فاصله بگیرد.

راهکارهای مدیریت طرحواره محرومیت عاطفی در رابطه

برای اینکه بتوانیم تأثیر طرحواره محرومیت عاطفی بر روابط را کاهش دهیم باید راهکارهای مدیریت کردن آن را یاد بگیریم. البته قبل از هر توضیحی باید این نکته را در نظر بگیرید که راه‌حل‌هایی که در ادامه توضیح داده می‌شوند اگرچه برای کاهش اثرات منفی محرومیت عاطفی کاربرد دارند اما درنهایت بهتر است که از یک متخصص طرحواره‌درمانی کمک بگیرید.

هدف این راهکارها این است که بتوانید نیازهای عاطفی خود را بهتر بشناسید، آن‌ها را معتبر بدانید و به‌شکلی روشن بیان کنید. همچنین باید بیاموزید محبت موجود را دریافت و درعین‌حال، روابطی را که واقعاً محروم‌کننده‌اند واقع‌بینانه ارزیابی کنید.

تغییر این طرحواره معمولاً تدریجی است؛ زیرا احتمالا سال‌ها بر این اساس زندگی کرده‌اید و اعتقاد دارید که نیازهایتان اهمیتی ندارند، دیگران پاسخ‌گو نخواهند بود یا درخواست حمایت فقط به ناامیدی منجر می‌شود.

۱. احساس محرومیت را به نیاز مشخص تبدیل کنید

فرد در بسیاری از مواقع فقط نوعی خلأ، تنهایی یا نارضایتی مبهم احساس می‌کند. نخستین قدم این است که بپرسد: «در این لحظه دقیقاً چه چیزی نیاز دارم که دریافت نمی‌کنم؟». ممکن است پاسخ یکی از این موارد باشد:

  • نیاز دارم کسی بدون قضاوت به حرف‌هایم گوش دهد؛
  • می‌خواهم احساس من درک و تأیید شود؛
  • به آغوش، نوازش یا تماس جسمانی نیاز دارم؛
  • می‌خواهم شریکم درباره دنیای درونی من سؤال کند؛
  • به راهنمایی یا کمک عملی نیاز دارم؛
  • می‌خواهم زمانی دونفره و بدون حواس‌پرتی داشته باشیم؛
  • یا نیاز دارم بدانم در شرایط دشوار تنها نمی‌مانم.

هرچه نیاز دقیق‌تر شناخته شود، امکان بیان و برآورده‌شدن آن بیشتر می‌شود.

۲. میان احساس، نیاز و راهبرد تفاوت بگذارید

احساسات طیف گسترده‌ای دارند مانند غم، خشم، تنفر، احساس گناه، شرم یا خوشحالی. با این وجود، بین احساس و نیاز تفاوت مهمی وجود دارد. به عنوان مثال یک نفر ممکن است غمگین باشد چون نیازش به «توجه و همدلی» برآورده نشده باشد و ممکن است راهبردی که برای برآورده کردن آن انتخاب کند سکوت، انتقاد، قهر یا انتظار ذهن‌خوانی باشد. برای مثال:

  • احساس: احساس تنهایی می‌کنم.
  • نیاز: به گفت‌وگو و حضور عاطفی نیاز دارم.
  • راهبرد ناسالم: سکوت می‌کنم تا ببینم خودش متوجه می‌شود یا نه.
  • راهبرد سالم‌تر: درخواست می‌کنم امشب بیست دقیقه بدون تلفن با هم صحبت کنیم.

نیازهای عاطفی معتبرند، اما هر رفتاری که برای تأمین آن‌ها انجام می‌شود الزاماً مؤثر یا سالم نیست.

۳. طرحواره را هنگام فعال‌شدن نام‌گذاری کنید

وقتی احساس می‌کنید دیده نمی‌شوید یا کسی به شما اهمیت نمی‌دهد، به خود یادآوری کنید: «اکنون طرحواره‌ی محرومیت عاطفی من فعال شده است». سپس از خود بپرسید:

  • چه اتفاقی افتاد؟
  • من چه معنایی به آن دادم؟
  • این احساس چقدر برایم آشناست؟
  • آیا اکنون نیز مانند گذشته کاملاً بی‌دفاع هستم؟
  • برای تشخیص واقعیت رابطه به چه اطلاعاتی نیاز دارم؟

۴. واقعیت کنونی را از پیام طرحواره جدا کنید

طرحواره ممکن است یک ناکامی محدود را به نتیجه‌ای کلی تبدیل کند که به آن خطای فاجعه‌سازی گفته می‌شود. این خطا باعث می‌شود که فرد از یک اتفاق، نتیجه‌ی بزرگ و فاجعه‌آمیزی بگیرد.

  • واقعیت: همسرم هنگام صحبت‌ کردن با من به تلفنش نگاه کرد.
  • پیام طرحواره: احساسات من برای هیچ‌کس مهم نیستند.
  • نتیجه‌گیری کلی: او هیچ‌گاه مرا درک نخواهد کرد.

در این وضعیت بهتر است نه رفتار همسر را توجیه کنیم و نه نتیجه‌گیری طرحواره را حقیقت قطعی بدانیم. پاسخ متعادل می‌تواند چنین باشد: «وقتی در حال صحبت بودم، توجه او به تلفن باعث شد احساس کنم شنیده نمی‌شوم. لازم است درباره‌ی این رفتار با او صحبت کنم؛ اما یک رویداد به‌تنهایی تمام رابطه را تعریف نمی‌کند».

۵. نیاز را پیش از تبدیل‌شدن به رنجش بیان کنید

هرچه نیاز برای مدت طولانی‌تری پنهان بماند، احتمال تبدیل‌شدن آن به خشم، رنجش و انتقاد بیشتر می‌شود. بهتر است فرد در مراحل اولیه آن را بیان کند.

۶. به همسرتان بگویید چه نوع حمایتی نیاز دارید

گاهی همسرتان می‌خواهد کمک کند، اما نمی‌داند شما به همدلی، راهنمایی، حضور یا کمک عملی نیاز دارید. بنابراین، می‌توانید به صورت مسقتیم او را راهنمایی کنید:

  • الان راه‌حل نمی‌خواهم؛ فقط به حرف‌هایم گوش بده.
  • می‌خواهم نظرت را بگویی و کمکم کنی تصمیم بگیرم.
  • امروز خیلی خسته‌ام؛ اگر این کار را تو انجام بدهی، احساس حمایت می‌کنم.
  • فعلاً نمی‌خواهم حرف بزنم، اما دوست دارم کنارم بمانی.
  • نیاز دارم مرا در آغوش بگیری.

۷. انتظار ذهن‌خوانی را کنار بگذارید

ممکن است بخشی از شما بگوید: «اگر مجبور باشم توضیح بدهم، دیگر ارزشی ندارد.» اما درخواست مستقیم، محبت را بی‌ارزش نمی‌کند. شناخت دقیق نیازهای یکدیگر در طول زمان و از طریق گفت‌وگو ساخته می‌شود.

 ۸. شواهد مراقبت را ثبت کنید

یکی از شیوه‌های تأثیر طرحواره محرومیت عاطفی بر روابط، نادیده گرفتن اتفاقات مثبت و ابراز محبت از سوی همسر است.

این طرحواره معمولاً اتفاقاتی که به محرومیت منجر شده است را برجسته و نمونه‌های حمایت را کم‌رنگ می‌کند. برای اینکه بتوانید این خطا را کاهش دهید می‌توانید برای مدتی رفتارهای همسرتان را ثبت کنید:

  • چه زمانی به حرف من گوش داد؟
  • چه موقع برای کمک پیش‌قدم شد؟
  • چگونه محبت خود را نشان داد؟
  • پس از یک تعارض چه تلاشی برای ترمیم کرد؟
  • چه شکلی از مراقبت او را قبلاً نادیده گرفته بودم؟

۹. زبان محبت و حمایت یکدیگر را بشناسید

ممکن است شما محبت را با کلمات، گفت‌وگو یا تماس جسمانی تجربه کنید، درحالی‌که همسرتان آن را با انجام مسئولیت‌ها، کمک عملی یا وقت‌گذاشتن نشان دهد. برای شناخت زبان محبت خود می‌توانید سؤالات زیر را از خودتان بپرسید:

  • چه رفتاری باعث می‌شود احساس دوست‌داشتنی‌بودن کنم؟
  • هنگام ناراحتی، چه نوع پاسخی برایم مفید است؟
  • چه رفتارهایی باعث می‌شوند احساس کنم شنیده نمی‌شوم؟
  • تو چگونه محبت خود را نشان می‌دهی؟
  • وقتی تحت فشار هستی، از من چه نوع حمایتی می‌خواهی؟

۱۰. درخواست‌های کوچک و قابل‌اندازه‌گیری مطرح کنید

درخواست‌های کلی مانند «بیشتر دوستم داشته باش» یا «عاطفی‌تر باش» معمولاً برای طرف مقابل رابطه مبهم هستند. بنابراین بهتر است درخواست‌های خود را به رفتارهای مشخص تبدیل کنید:

  • دوست دارم هر شب پانزده دقیقه درباره روزمان حرف بزنیم.
  • وقتی ناراحتم، پیش از ارائه راه‌حل از من بپرس چه نیازی دارم.
  • می‌خواهم هفته‌ای یک زمان دونفره بدون تلفن داشته باشیم.
  • وقتی از خانه دور هستی، یک تماس کوتاه برایم معنادار است.
  • دوست دارم محبتت را گاهی با کلمات نیز بیان کنی.»

درخواست مشخص امکان گفت‌وگو، توافق و ارزیابی تغییر را فراهم می‌کند.

۱۱. تحمل ناکامی‌های محدود را افزایش دهید.

هیچ کسی نمی‌تواند همیشه پاسخ مناسبی ارائه دهد. برای مثال ممکن است خسته، گرفتار و یا حتی از نظر هیجانی دچار بازداری باشد. در این شرایط یک ناکامی محدود الزاماً به معنای محروم‌کننده‌بودن کل رابطه نیست. بنابراین هنگامی که در این شرایط قرار می‌گیرد از خودتان بپرسید:

  • آیا این رفتار یک استثناست یا الگویی مداوم؟
  • آیا می‌توانم مدتی از خودم مراقبت کنم و سپس گفت‌وگو کنیم؟
  • آیا نیاز دارم موضوع را همان لحظه حل کنم؟
  • آیا واکنش کنونی فقط به این اتفاق مربوط است یا دردهای قدیمی نیز فعال شده‌اند؟

۱۲. شبکه‌ی حمایتی خود را گسترش دهید

یکی از واقعیت‌های مهم در هر رابطه‌ای این است که هیچ‌کسی قادر نیست تمام نیازهای عاطفی طرف مقابل را برآورده سازد. به همین دلیل داشتن دوستان قابل‌اعتماد، ارتباط خانوادگی سالم و گروه‌های حمایتی وابستگی کامل به یک نفر را کاهش می‌دهند.

گسترش شبکه‌ی حمایتی به معنای کم‌اهمیت‌ کردن رابطه‌ی عاشقانه نیست. این کار باعث می‌شود نیازهای متنوع فرد در روابط مناسب پاسخ داده شوند و فشار غیرواقع‌بینانه‌ای بر یک رابطه وارد نشود.

۱۳. با کودک آسیب‌پذیر خود ارتباط برقرار کنید

هنگام فعال‌ شدن طرحواره، بخشی از فرد ممکن است مانند کودکی احساس کند که هیچ‌کس او را نمی‌بیند. به‌جای سرزنش این بخش، با او همدلانه گفت‌وگو کنید:

  • می‌دانم مدت زیادی تنها بوده‌ای و یاد گرفته‌ای چیزی نخواهی.
  • نیاز تو به محبت و فهمیده‌شدن زیاده‌خواهی نیست.
  • اکنون من می‌توانم صدایت را بشنوم، از نیازت مراقبت کنم و آن را به افراد امن بیان کنم.

۱۴. برای تغییر تدریجی آماده باشید

طرحواره‌ای که طی سال‌ها شکل گرفته، با یک گفت‌وگو از بین نمی‌رود. ممکن است نیازتان را بیان کنید و باز هم احساس شرم داشته باشید، محبت دریافت کنید و هنوز بخشی از شما به آن اعتماد نکند، یا پس از یک ناکامی دوباره به سکوت و کناره‌گیری روی بیاورید. پیشرفت را می‌توان در تغییرهای کوچک دید:

  • زودتر متوجه نیاز خود می‌شوید؛
  • به‌جای انتظار ذهن‌خوانی، درخواست می‌کنید؛
  • کمتر از واژه‌های «همیشه» و «هیچ‌وقت» استفاده می‌کنید؛
  • محبت را بدون ردکردن می‌پذیرید؛
  • نقش مراقبت‌کننده دائمی را کنار می‌گذارید؛
  • و میان طرحواره فعال‌شده و محرومیت واقعی تفاوت دقیق‌تری می‌گذارید.

راهکارهای خودیاری می‌توانند به تغییر الگوهای روزمره کمک کنند؛ اما وقتی محرومیت عاطفی عمیق است، فرد نیازهای خود را به‌سختی تشخیص می‌دهد یا روابط یک‌طرفه بارها تکرار می‌شوند، روان‌درمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

طرحواره‌درمانی برای درمان محرومیت عاطفی

برای کاهش تأثیر طرحواره محرومیت عاطفی بر روابط، طرحواره‌درمانی گزینه‌ی مناسبی است. طرحواره‌درمانی به فرد کمک می‌کند ریشه‌های محرومیت عاطفی و الگوهایی را که این طرحواره در روابط او ایجاد کرده است بشناسد.

فرد به‌تدریج می‌آموزد نیازهایش به محبت، همدلی و حمایت را معتبر بداند، آن‌ها را مستقیم بیان کند و حمایت دیگران را بهتر دریافت کند.

برای آشنایی کامل با مراحل و تکنیک‌های درمان، مقاله «درمان طرحواره محرومیت عاطفی» را مطالعه کنید.

آیا زوج‌درمانی نیز می‌تواند کمک کند؟

اگر هر دو نفر مایل به تغییر باشند، زوج‌درمانی می‌تواند چرخه‌های محرومیت را آشکار سازد. در این رویکرد زوج‌ها یاد می‌گیرند به‌جای متهم‌کردن یکدیگر، نیازها و واکنش‌های دفاعی زیر تعارض را ببینند. زوج‌درمانی می‌تواند به آن‌ها کمک کند:

  • نیازهای عاطفی را روشن‌تر بیان کنند؛
  • میان همدلی و ارائه راه‌حل تفاوت بگذارند؛
  • از انتظار ذهن‌خوانی فاصله بگیرند؛
  • چرخه انتقاد و عقب‌نشینی را متوقف کنند؛
  • و روش‌های مشخصی برای ایجاد صمیمیت و حمایت متقابل بسازند.

جمع‌بندی

طرحواره محرومیت عاطفی با این انتظار عمیق همراه است که نیازهای فرد به محبت، همدلی، مراقبت و راهنمایی در روابط نزدیک به‌اندازه‌ی کافی برآورده نخواهند شد. فرد ممکن است در رابطه حضور داشته باشد، اما همچنان احساس کند دیده نمی‌شود، کسی دنیای درونی او را نمی‌فهمد و هنگام نیاز نمی‌تواند به دیگری تکیه کند.

افراد برای مقابله با این طرحواره از راهبردهای متفاوتی استفاده می‌کنند. برخی با انتخاب شریک‌های سرد یا خودمحور در برابر آن تسلیم می‌شوند. برخی نیازهای عاطفی را انکار می‌کنند و از صمیمیت فاصله می‌گیرند. گروهی نیز برای جبران محرومیت، مطالبه‌گر یا خشمگین می‌شوند و انتظار دارند شریک بدون توضیح، نیازهایشان را تشخیص دهد.

این رفتارها ممکن است چرخه‌ای ایجاد کنند که محرومیت را ادامه می‌دهد. فرد نیازش را پنهان یا مبهم بیان می‌کند؛ شریک متوجه آن نمی‌شود یا پاسخ مناسبی نمی‌دهد؛ رنجش و خشم افزایش پیدا می‌کنند و سپس فاصله عاطفی بیشتری به وجود می‌آید. فرد نیز نتیجه می‌گیرد که انتظار دیرینه‌اش درست بوده است: «هیچ‌کس واقعاً مرا نمی‌فهمد».

رهایی از طرحواره محرومیت عاطفی به معنای آن نیست که فرد دیگر هیچ‌گاه احساس تنهایی یا ناامیدی نخواهد کرد. معنای عمیق‌تر بهبود این است که او دیگر نیازهای خود را نادیده نگیرد، آن‌ها را پشت استقلال افراطی یا خشم پنهان نکند و برای دریافت محبت به رابطه‌هایی که دائماً محرومش می‌کنند وابسته نماند.

پرسش‌های متداول

پاسخ به پرسش‌های رایج درباره این موضوع

۱. طرحواره محرومیت عاطفی چیست؟

طرحواره محرومیت عاطفی نوعی انتظار عمیق و پایدار است که براساس آن فرد تصور می‌کند نیازهایش به محبت، همدلی، مراقبت و راهنمایی در روابط نزدیک به‌اندازه کافی برآورده نخواهند شد.

۲. نشانه‌های طرحواره محرومیت عاطفی در رابطه چیست؟

احساس تنهایی در حضور شریک عاطفی، دشواری در بیان نیازها، انتظار ذهن‌خوانی، نارضایتی مبهم از رابطه، جذب افراد سرد، مراقبت یک‌طرفه از شریک، ناراحتی هنگام دریافت کمک و این باور که «هیچ‌کس واقعاً مرا نمی‌فهمد» از نشانه‌های احتمالی این طرحواره‌اند.

۳. چرا فرد دارای طرحواره محرومیت عاطفی به افراد سرد جذب می‌شود؟

گاهی سردی یا دسترس‌ناپذیری عاطفی با تجربه‌های گذشته فرد هماهنگ است و به همین دلیل آشنا به نظر می‌رسد. فرد ممکن است امیدوار باشد با محبت، فداکاری و صبر کافی، او را تغییر دهد و این‌بار پاسخ عاطفی‌ای را که در گذشته دریافت نکرده است به دست آورد. این الگو آگاهانه انتخاب نمی‌شود و همه‌ی افراد دارای این طرحواره نیز الزاماً شریک سرد انتخاب نمی‌کنند.

۴. آیا احساس تنهایی در رابطه حتماً نشانه طرحواره است؟

خیر. ممکن است رابطه واقعاً فاقد همدلی، محبت و حمایت متقابل باشد. طرحواره زمانی مطرح می‌شود که انتظار محرومیت در روابط مختلف تکرار شود و نحوه ادراک، انتخاب شریک یا رفتار فرد نیز در ادامه آن نقش داشته باشد. برای تشخیص بهتر باید هم طرحواره فرد و هم کیفیت واقعی رابطه بررسی شوند.

۵. آیا طرحواره محرومیت عاطفی درمان‌پذیر است؟

بله. شدت و تأثیر این طرحواره می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی کاهش یابد. فرد می‌تواند یاد بگیرد نیازهای خود را تشخیص دهد، آن‌ها را مستقیم بیان کند، حمایت را دریافت کند و روابط متقابل‌تری بسازد. هدف این نیست که طرحواره دیگر هرگز فعال نشود؛ بلکه فرد هنگام فعال‌شدن آن، انتخاب‌های سالم‌تری داشته باشد.

۶. طرحواره‌درمانی چگونه به درمان محرومیت عاطفی کمک می‌کند؟

طرحواره‌درمانی از رابطه‌ی درمانی، بازوالدینی حدومرزدار، تصویرسازی ذهنی، گفت‌وگوی بین ذهنیت‌ها، اصلاح باورهای طرحواره‌ای و الگوشکنی رفتاری استفاده می‌کند. این روش‌ها به فرد کمک می‌کنند نیازهای کودک آسیب‌پذیر را معتبر بداند، از بی‌نیازی دفاعی یا مطالبه‌گری فاصله بگیرد و تجربه متفاوتی از ارتباط و حمایت بسازد.

۷. چه زمانی باید به درمانگر مراجعه کرد؟

اگر احساس تنهایی در بیشتر روابط تکرار می‌شود، نیازهای خود را نمی‌شناسید، بارها وارد روابط یک‌طرفه می‌شوید یا دریافت محبت برایتان دشوار است، روان‌درمانی می‌تواند مفید باشد. همچنین، اگر محرومیت عاطفی با افسردگی، اضطراب، بی‌ارزشی، مشکلات جنسی یا تعارض‌های شدید رابطه‌ای همراه شده است، ارزیابی تخصصی توصیه می‌شود.

منابع

Arntz, A., & Jacob, G. (2013). Schema therapy in practice: An introductory guide to the schema mode approach. Wiley-Blackwell. [here]

Kover, L., Szollosi, G. J., Frecska, E., Bugan, A., Berecz, R., & Egerhazi, A. (2024). The association between early maladaptive schemas and romantic relationship satisfaction. Frontiers in Psychology, 15, Article 1460723. [https://doi.org/10.3389/fpsyg.2024.1460723] 

Janovsky, T., Rock, A. J., Thorsteinsson, E. B., Clark, G. I., & Murray, C. V. (2020). The relationship between early maladaptive schemas and interpersonal problems: A meta-analytic review. Clinical Psychology & Psychotherapy, 27(3), 408–447. [https://doi.org/10.1002/cpp.2439] 

Janovsky, T., Rock, A. J., Thorsteinsson, E. B., Clark, G. I., Polad, V., & Cosh, S. (2023). Assessing the relationship between early maladaptive schemas and interpersonal problems using interpersonal scenarios depicting rejection. PLOS ONE, 18(10), Article e0288543. [https://doi.org/10.1371/journal.pone.0288543]

Rafaeli, E., Bernstein, D. P., & Young, J. E. (2011). Schema therapy: Distinctive features. Routledge.

Pilkington, P. D., Karantzas, G. C., Faustino, B., & Pizarro-Campagna, E. (2024). Early maladaptive schemas, emotion regulation difficulties and alexithymia: A systematic review and meta-analysis. Clinical Psychology & Psychotherapy, 31(1), Article e2914. [https://doi.org/10.1002/cpp.2914]

Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema therapy: A practitioner’s guide. Guilford Press.

Schema Therapy Central Concepts. [here] 

[Schema Therapy: A Practitioner’s Guide [here] 

دکتر حمید بهرامی زاده

رویکرد من طرحواره‌‌درمانی و روانکاوی است و تاکنون ۳ کتاب در حوزه طرحواره‌درمانی منتشر کرده‌ام و یک کتاب درباره‌ی درمان افسردگی. علاقه‌ی اصلی من یکپارچه‌نگری رویکردهای روان‌درمانی است. من فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های فردوسی، تهران و علامه‌طباطبایی هستم. شعار من این است: زندگی آب‌تنی کردن در حوضچه اکنون است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا