مدل ذهنیتهای طرحوارهای در طرحوارهدرمانی به ما کمک میکند که بتوانیم حالتهای هیجانی، شناختی و رفتاری را تببین کنیم. یک پژوهش جدید به بررسی رابطه بین ذهنیتهای طرحوارهای و اقدام به خودکشی در اختلالات خلقی پرداخته است.
خلاصهی پژوهش
مرور سریع مهمترین نکات این مقاله
این پژوهش در ۲۰۲۶ در Journal of Affective Disorders منتشر شده است.
سه پروفایل ذهنیت طرحوارهای شناسایی شد: سازگار، مختلط و بسیار ناسازگار. در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی، پروفایل بسیار ناسازگار با تعداد بیشتری اقدام به خودکشی در طول زندگی همراه بود؛ اما در افسردگی اساسی چنین رابطهای مشاهده نشد.
ارزیابی الگوی کلی ذهنیتهای طرحوارهای حتی در دوره بهبودی ممکن است به شناخت بهتر آسیبپذیری مرتبط با رفتار خودکشی، بهویژه در اختلال دوقطبی، کمک کند؛ اما این مطالعه رابطه علّی یا اثربخشی طرحوارهدرمانی در پیشگیری از خودکشی را اثبات نمیکند.
رابطه ذهنیتهای طرحوارهای و اقدام به خودکشی در اختلالات خلقی
به گزارش سازمان جهانی بهداشت (۲۰۲۵) سالانه بیش از ۷۲۰ هزار مرگ ناشی از خودکشی گزارش میشود.
پژوهشهای انجام شده نشان داده است که یکی از مهمترین پیشبینیکنندههای اقدام به خودکشی اختلالات خلقی هستند. برای مثال، شیوع مادامالعمر اقدام به خودکشی در افراد مبتلا به افسردگی اساسی، حدود ۱۳ تا ۱۷ درصد است و در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی بین ۱۷ تا ۳۱ درصد.
با این وجود، سازوکارهای روانشناختی زیربنای اقدام به خودکشی و رفتارهای مرتبط با خودکشی در این گروه از بیماران هنوز به خوبی شناخته نشده است.
از طرفی دیگر معلوم شده است که در دورهی بهبودی کامل (Full Remission) هنوز آسیبپذیریهای اصلی آنها باقی میمانند.
به این دلایل پژوهشگران تصمیم گرفتند عوامل آسیبپذیری روانشناختی مشترک یا متفاوت بین اختلالات خلقی را بررسی کنند تا بتوانند به طراحی راهبردهای هدفمندتر برای پیشگیری از خودکشی کمک کنند.
آنها برای بررسی عوامل آسیبپذیری از مفهوم ذهنیتهای طرحوارهای در طرحوارهدرمانی استفاده کردند.
ذهنیتهای طرحوارهای به حالتهای موقت هیجانی، شناختی و رفتاری گفته میشود که در نتیجهی برانگیختگی طرحوارههای ناسازگار اولیه و استفادهی فرد از سبکهای مقابلهای شکل میگیرند (Young et al., 2003).
بر اساس طرحوارهدرمانی چهار دسته از ذهنیتهای طرحوارهای مختلف وجود دارند:
- ذهنیتهای کودکانه
- ذهنیتهای والد
- ذهنیتهای مقابلهای
- ذهنیتهای سالم
پژوهشگران فرض کردهاند که ذهنیتهای طرحوارهای ممکن است عوامل روانشناختی نزدیکتری به رفتارهای مرتبط با خودکشی یا اقدام به خودکشی هستند. ذهنیتهای مختلف ممکن است مسیرهای متفاوتی به رفتار خودکشی ایجاد کنند.
پژوهشهای مختلفی نیز نشان دادهاند که ذهنیتهای طرحوارهای و اقدام به خودکشی ممکن است با هم ارتباط داشته باشند. از دیدگاه طرحوارهدرمانی، تمایلات خودکشی ممکن است از مسیرهای متفاوتی که به ذهنیتهای مختلفی وابسته هستند شکل میگیرد. برای مثال:
- در ذهنیت کودک آسیبپذیر میل به فرار از تنهایی تحملناپذیر ممکن است محرک افکار خودکشی باشد.
- ذهنیت والد تنبیهگر با سوق دادن فرد به سمت تنبیه کردن خود میتوانند زمینهساز اقدام به خودکشی باشد.
- در ذهنیت محافظ بیتفاوت ممکن است رفتارهایی برای منحرف کردن توجه از درد هیجانی شکل بگیرند؛
- ذهنیت کودک عصبانی نیز ممکن است خشم خود را از طریق اقدام به خودکشی به دیگران نشان دهد
در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نیز مشاهده شده است که آنهایی که رفتارهای شبیهخودکشی داشتهاند در برخی از ذهنیتهای کودکانه و مقابلهای نمرات بالاتری به دست آوردهاند (Leppänen et al., 2016).
در یک مطالعهی دیگر که بیمارانِ در معرض خطر خودکشی را با سایر بیماران مقایسه کرده است این نتیجه به دست آمد که بیماران دارای افکار خودکشی در هنگام بحران خودکشی نمرات بالاتری در چندین ذهنیت کودکانه، مقابلهای و والد نشان دادند.
علاوه بر این، نمرات مرتبط با ذهنیت کودک غصبناک حتی در دوره تثبیت بالینی نیز همچنان به طور معناداری بالا بود (Grażka et al., 2023).
مجموع این یافتهها مطرحکنندهی این احتمال هستند که ذهنیتهای ناسازگار ممکن است نوعی عامل آسیبپذیری روانشناختی برای اقدام به خودکشی باشند و حتی در دورهی بهبودی نیز فعال بمانند.
با این وجود، هنوز پژوهشها به اندازهی کافی رابطه بین ذهنیتهای طرحوارهای و اقدام به خودکشی در اختلالات خلقی را بررسی نکردهاند.
علاوه بر این، سنجش ذهنیتهای طرحوارهای در دورهی فعال افسردگی یا اختلال دوقطبی ممکن است تحت تأثیر سوگیری همخوان با خلق (Mood-Congruent Bias) قرار بگیرند. به همین دلیل بررسیهایی که در دورهی بهبودی کامل انجام میشوند این عامل را کنترل میکنند.
تا زمان انجام این پژوهش، هیچ مطالعهی دیگری رابطه بین ذهنیتهای طرحوارهای و اقدام به خودکشی را در افراد مبتلا به افسردگی اساسی یا اختلال دوقطبی که در دورهی بهبودی کامل قرار دارند بررسی نکرده بود.
از طرفی دیگر، پژوهشهای قبلی درباره رابطه بین ذهنیتهای طرحوارهای و رفتار خودکشی عمدتاً از رویکردهای متغیر-محور (Variable-Centered) استفاده کردهاند. به عبارت دیگر آنها هر ذهنیت را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار دادهاند.
این روش باعث ایجاد این مشکل میشود که چگونگی حضور همزمان چند ذهنیت و الگویی را که آنها در یک فرد ایجاد میکنند نادیده میگیرد.
پژوهشگران برای حل این مشکل نیز از روش تحلیل پروفایل نهفته استفاده کردهاند. این موضوع در قسمت معرفی روش پژوهش به صورت کامل معرفی خواهد شد.
به طور کلی اهداف اصلی پژوهش رابطه بین ذهنیتهای طرحوارهای و اقدام به خودکشی در اختلالات خلقی در طول دورهی بهبودی کامل عبارت بودند از:
- شناسایی پروفایلهای نهفته ذهنیتهای طرحوارهای در بیماران مبتلا به اختلالات خلقی در دوره بهبودی کامل؛
- بررسی اینکه آیا این پروفایلها از نظر تعداد اقدامهای مادامالعمر به خودکشی با یکدیگر تفاوت دارند؛ و
- بررسی اینکه آیا رابطه میان پروفایل ذهنیتها و اقدام به خودکشی در افسردگی اساسی و اختلال دوقطبی متفاوت است.
۲. روش پژوهش
مطالعه رابطه بین ذهنیتهای طرحوارهای و اقدام به خودکشی در اختلالات خلقی روی ۲۳۱ نفر بیمار سرپایی مبتلا به اختلال خلقیای که در دورهی بهبودی کامل بودند انجام شد. هیچیک از این بیماران واجد تشخیص اختلال شخصیت نبودند.
۱۱۸ نفر از این بیماران، مبتلا به افسردگی اساسی و ۱۱۳ نفر مبتلا به اختلال دوقطبی بودند.
۶۸ درصد نمونه را زنها تشکیل میدادند و میانگین سنی نمونه ۳۳/۵ بود.
ابزار پژوهش
ابزار مورد استفاده برای جمعآوری اطلاعات مرتبط با ذهنیتهای طرحوارهای پرسشنامهی ذهنیت طرحوارهای (Schema Mode Inventory ) بود. این پرسشنامه ۱۴ ذهنیت مختلف را شناسایی میکند.
روش تحلیل دادهها
دادههای جمعآوری شده با استفاده از تحلیل پروفایل نهفته بود. این روش به پژوهشگران کمک میکند الگوهای طبیعی تجمع ذهنیتها را تشخیص دهند.
این روش آماری به پژوهشگران کمک میکند به جای بررسی جداگانهی هر متغیر، افرادی را که الگوی مشابهی از چند متغیر دارند در یک گروه یا یک پروفایل قرار دهند.
بنابراین، در این پژوهش سؤال فقط این نبود که کدام ذهنیت با سابقه اقدام به خودکشی ارتباط دارد؛ بلکه پژوهشگران میخواستند بدانند آیا ترکیب و الگوی کلی ذهنیتهای هر فرد میتواند گروههای متفاوتی را آشکار کند و آیا این گروهها از نظر سابقه اقدام به خودکشی با یکدیگر تفاوت دارند.
۳. نتایج پژوهش
نتایج تحلیل پروفایل سه الگوی مختلف از ذهنیتهای طرحوارهای را مشخص کرد:
- پروفایل سازگار که ۳۱/۶ درصد از نمونه را تشکیل میداد.
- پروفایل مختلط که شامل ۴۴/۲ درصد نمونه بود.
- پروفایل بسیار ناسازگار که ۲۴/۲ درصد از نمونه را در برگرفته بود.
نتایج نشان داد که تعامل بین پروفایل ذهنیت و تشخیص معنادر است. به عبارت دیگر، افراد مبتلا به اختلال دوقطبی که پروفایل بسیار ناسازگار داشتند در مقایسه با گروه مرتبط با پروفایل مختلط تعداد بیشتری اقدام به خودکشی در طول زندگی خود گزارش داده بودند.
با این حال، در افراد مبتلا به افسردگی اساسی چنین تفاوت معناداری بین پروفایلهای ذهنیتی مشاهده نشد.
۴. بحث و نتیجهگیری
نتایج مطالعه نشان میدهد که ترکیب ذهنیتها ممکن است اطلاعات بیشتری دربارهی آسیبپذیری روانشناختی افراد فراهم کند.
از آنجایی که ارتباط پروفایل بسیار ناسازگار با سابقهی اقدام به خودکشی در بیماران دوقطبی در دورهی بهبودی کامل مشاهده شد، پژوهشگران مطرح میکنند که پروفایل ذهنیتها ممکن است نوعی بازتاب آسیبپذیری روانشناختی نسبتاً پایدار باشند.
درنهایت پژوهشگران مطرح میکنند که تقویت ذهنیتهای سازگار و کاهش ذهنیتهای ناسازگار میتواند یک مسیر درمانی امیدبخش برای بررسیهای آینده، بهویژه در اختلال دوقطبی، باشد.
منبع
Lee, E., Park, C., Cho, M., & Park, C. H. K. (2026). Schema mode profiles and lifetime suicide attempts in patients with mood disorders in full remission: A latent profile analysis. Journal of Affective Disorders, 413, 122276. dio: 10.1016/j.jad.2026.122276
| در وبسایت اسکیمالوژی، ما با هدف گسترش دانش و تسهیل دسترسی پژوهشگران، دانشجویان و درمانگران به منابع علمی روز دنیا، خلاصههای تحلیلی و مبسوط از مقالات علمی منتشرشده در ژورنالهای معتبر بینالمللی را در اختیار شما قرار میدهیم.
این خلاصهها با دقت علمی بالا و زبان روان تدوین میشوند تا شما بتوانید علاوه بر آشنایی با یافتههای جدید در روانشناسی و علوم رفتاری، از آنها برای ایدهپردازی در پژوهشهای آینده و مطالعهی پیشینهی پژوهشی در حوزهی تخصصی خود بهره ببرید. هدف ما این است که «مطالعهی پژوهشهای علمی» برای شما نه فقط آسانتر، بلکه الهامبخشتر شود.
سایر مقالات پژوهشی: مطالعات روانشناسی
|






