سوگیریهای شناختی در بیماران مبتلا به اضطراب بیماری

در یک پژوهش تازه، محققان به این نتیجه رسیده‌اند که افراد مبتلا به اختلال اضطراب بیماری، نشانه‌های بدنی خود را به شکل فاجعه‌آمیزی تفسیر می‌کنند و سوگیریهای شناختی زیادی را به کار می‌برند که نشان‌دهنده تفاوت در نحوه‌ی تفکر و سبکهای اسناددهی آن‌هاست. نتایج این مطالعه با عنوان «سوگیریهای شناختی در بیماران مبتلا به اضطراب بیماری» در Jornal of Clinical Psychology توسط «جیل نیوبی» و همکارانش از دانشگاه New South Wales استرالیا منتشر شده است.

سوگیریهای شناختی در بیماران مبتلا به اضطراب بیماری

مقدمه

نگران بودن درباره‌ی سلامتی به طور کلی مفید است زیرا باعث می‌شود که افراد زودتر به نشانه‌های بیماری خود توجه کنند و برای درمان آن اقدامات لازم را انجام دهند. اما حدود ۳ تا ۵ درصد افراد، دچار اختلال اضطراب بیماری هستند؛ به این معنا که نگرانی‌های آن‌ها درباره‌ی علائم‌شان حتی وقتی متخصصان به آن‌ها اطمینان می‌دهند که خطری آن‌ها را تهدید نمی‌کند کاهش پیدا نمی‌کند.

نظریه‌های شناختی، نقش مهمی برای سوگیریهای شناختی در ایجاد و تداوم اضطراب سلامتی در نظر می‌گیرند. به عنوان مثال، بر اساس مدل شناختی-رفتاری (warwick & Salkovskis, 1990) اختلال اضطراب سلامتی زمانی شکل می‌گیرد که فرد احساسات بدنی بی‌خطر مانند ضربان قلب، سرگیجه یا خستگی را به یک بیماری خطرناک ربط می‌دهند. برای مثال، فرد با دیدن یک کبودی روی بدن خود، احتمال می‌هد که به سرطان خون مبتلا شده است.

مطالعات قبلی نیز نشان داده‌اند که این افراد تفسیرهای فاجعه‌آمیزی از علائم و نشانه‌های خود دارند. اما این مطالعات بیشتر روی نمونه‌های غیربالینی انجام شده است یا بر اساس معیارهای DSM-IV تشخیص هیپوکندریازیس دریافت کرده بودند.

از این رو، به پژوهش‌هایی نیاز است که الگوهای شناختی این بیماران بر اساس معیارهای DSM-5 را بررسی کنند. علاوه بر این، مطالعات قبلی بر محتوای اسنادها متمرکز بودند، در حالی‌که توجه به نحوه‌ی تفکر و میزان انعطاف‌پذیری روانی نیز اهمیت دارند.

بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر این بود که سبکهای اسنادی علائم در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب سلامتی را با افراد سالم مقایسه کند. فرضیه‌هایی که محققان ارائه داده بودند عبارت‌اند از:

  1. افراد مبتلا به اختلال اضطراب سلامتی، نشانه‌های بدنی را بیشتر به بیماری‌های متوسط یا شدید نسبت می‌دهند.
  2. افراد مبتلا به اختلال‌ اضطراب سلامتی، از تبیین‌های روان‌شناختی یا نرمال‌سازی کمتر استفاده می‌کنند.
  3. افراد مبتلا به اضطراب سلامتی، در اولین واکنش خود، سریع‌تر به یک نتیجه‌ی فاجعه‌آمیز می‌رسند.

همچنین نویسندگان مقاله، به دنبال پاسخ به این سؤال بودند که آیا بیماران مبتلا به اضطراب سلامتی، نسبت به افراد سالم انعطاف‌پذیری شناختی کمتری در تفسیر نشانه‌ها و علائم دارند یا خیر.

شرکت‌کنندگان

تعداد ۶۱ نفر در این پژوهش شرکت داشتند. پژوهشگران نمونه‌ را به دو گروه تقسیم کردند: گروه مبتلا به اختلال اضطراب سلامتی (۳۵ نفر) و گروه کنترل سالم (۲۶ نفر).

معیار ورود به پژوهش شامل داشتن نمره‌ی بالا در پرسشنامه‌ی اضطراب سلامت و مبتلا نبودن به علائم روان‌پریشی، افکار خودکشی فعال و وابستگی به مواد بود.

ابزارها

پرسشنامه‌ی کوتاه‌ اضطراب سلامتی. این پرسشنامه توسط سالکووسکیس و همکاران (۲۰۰۲) طراحی شده است و ۱۸ آیتم دارد که مرتبط با نگرانی‌های فرد درباره‌ی سلامت، حساسیت به احساسات بدنی، و ترس‌ از پیامدهای احتمالی بیماری را مورد سنجش قرار می‌دهد. پاسخ‌ها بر اساس مقیاس لیکرت چهاردرجه‌ای از صفر تا ۳ است.

پرسشنامه‌ی شناخت درباره‌ی بدن و سلامت. این پرسشنامه‌ی ۳۱ آیتمی، توسط ریف، هیلر و مارگراف (۱۹۹۸) ساخته شده است. در این پرسشنامه، باورها و تفسیرهای شناختی درباره‌ی بدن، سلامت و بیماری سنجیده می‌شود که شامل پنج جنبه‌ی اصلی می‌شود:

  • تمایل به فاجعه‌سازی علائم
  • حساسیت نسبت به احساسات بدن
  • احساس ضعف جسمانی
  • ناتوانی در تحمل ناراحتی‌های بدنی
  • عادت‌ها و رفتارهای مرتبط با سلامت

پاسخ‌های این پرسشنامه نیز بر اساس مقیاس لیکرت چهاردرجه‌ای از صفر تا ۳ است.

مصاحبه‌ی تشخیصی. پژوهشگران برای تأیید اختلال اضطراب سلامتی از مصاحبه‌ی تشخیصی (ADIS-5) استفاده کردند.

تکالیف اسناددهی. در این تکالیف از شرکت‌کنندگان خواسته شد که برای هشت حس بدنی رایج مانند سرگیجه، سردرد، یا تپش قلب، تبیین‌ها و اسنادهای خود را یادداشت کنند. سپس پاسخ‌های آن‌ها به سه طبقه تقسیم شد: اسنادهای نرمال‌سازی، اسنادهای روان‌شناختی و اسنادی سوماتیک (بدنی).

روش اجرا

تمام شرکت‌کنندگان پرسشنامه‌‌ها را تکمیل کردند و افرادی که نمره‌ی بالایی در پرسشنامه‌ی اضطراب سلامتی به‌دست آوردند مورد مصاحبه‌ی تشخیصی قرار گرفتند. تکالیف اسناددهی در شرایط کنترل‌شده و با دستورالعمل استاندارد انجام شد تا تفاوت‌های به‌دست آمده ناشی از سبکهای شناختی باشد نه از شرایط محیطی.

تحلیل آماری

داده‌های به دست آمده از ارزیابی‌ها، توسط آزمون‌های تحلیل کواریانس و آزمون تی مستقل بررسی شدند. متغیرهای جمعیت‌شناختی مانند سن، تحصیلات و اشتغال نیز کنترل شدند.

نتایج

در این مطالعه، یافته‌ها تفاوت‌های آشکاری میان بیماران مبتلا به اختلال اضطراب بیماری و افراد سالم در تفسیر علائم بدنی نشان دادند.

گروه مبتلا به اختلال اضطراب سلامتی از نظر سنی جوان‌تر و از نظر وضعیت اشتغال و تحصیلات پایین‌تر از گروه کنترل بودند. نمرات آن‌ها در پرسشنامه‌های اضطراب سلامتی و شناخت‌های ناسازگار مربوط به بدن به‌طور چشمگیری بالاتر بود، که نشان‌دهنده‌ی اضطراب و باورهای فاجعه‌آمیز بیشتر نسبت به سلامت است.

از نظر تعداد کل اسنادها، گروه بیماران به‌طور کلی توضیحات کمتری برای علائم بدنی ارائه کردند. این امر به‌عنوان نشانه‌ای از انعطاف‌ناپذیری شناختی تفسیر شد؛ یعنی ذهن این بیماران گزینه‌های اندکی را برای تبیین حس‌های بدنی در نظر می‌گیرد.

در اسنادهای نرمال‌سازی مانند کم‌خوابی یا خستگی، تفاوت چشمگیری مشاهده شد: گروه بیماران بسیار کمتر از این نوع توضیحات استفاده کردند. در مقابل، در اسنادهای جسمانی، به‌ویژه درباره‌ی بیماری‌های شدید، بیماران به‌طور معناداری تبیین‌های فاجعه‌آمیزتر و تهدیدکننده‌تری ارائه دادند.

در نخستین واکنش اسنادی نیز الگوی مشابهی دیده شد: شرکت‌کنندگان در گروه بالینی، در اولین پاسخ خود به‌سرعت به بیماری‌های خطرناک اشاره می‌کردند، در حالی که افراد سالم معمولاً توضیحات بی‌خطرتری ارائه می‌دادند. پژوهشگران این الگو را شاخصی از سوگیری نتیجه‌گیری شتاب‌زده در نظر گرفتند.

در تحلیل‌های آنکوا (ANCOVA) که سن، تحصیلات و اشتغال کنترل شد، تفاوت‌ها در الگوهای اسنادی پایدار باقی ماندند. تنها تفاوت مربوط به اسنادهای روان‌شناختی (مثل اضطراب یا استرس) پس از کنترل سن معنادار نبود.

به‌طور کلی، نتایج زیر به دست آمد

  1. تبیین‌های تهدیدکننده و فاجعه‌آمیز در بیماران اضطراب سلامتی بیشتر است.
  1. این افرد از توضیحات طبیعی یا روان‌شناختی کمتر استفاده می‌کنند،
  2. در نخستین واکنش خود سریع‌تر به نتیجه‌ی بیماری شدید می‌رسند،
  3. و در مقایسه با افراد سالم، تنوع و انعطاف کمتری در تبیین علائم دارند.

این یافته‌ها از مدل شناختی–رفتاری اضطراب سلامتی حمایت می‌کنند و نشان می‌دهند که سوگیری در اسناد علائم بدنی یکی از سازوکارهای کلیدی در شکل‌گیری و تداوم این اختلال است.

بحث و نتیجه‌گیری

طبق مدل شناختی-رفتاری مرتبط با اضطراب سلامتی، نحوه‌ی تفسیر علائم جسمانی بی‌خطر به عنوان نشانه‌ی یک بیماری خطرناک، نقش مهمی در شکل‌گیری و تداوم اضطراب بیماری دارد.

این الگو، نمایانگر سوگیری شناختی پایداری است که در همان مواجهه‌ی نخست با نشانه‌های بدنی آغاز می‌شود. در این حالت، فرد بدون ارزیابی منطقی، احتمال خطر و بیماری را تشخیص می‌دهد. همین واکنش باعث افزایش اضطراب، رفتارهای اجتنابی و مراجعه‌ی مکرر و اطمینان‌طلبی از سوی پزشکان می‌شود که به‌نوبه‌ی خود باعث تداوم چرخه‌ی اختلال می‌شود.

تعداد کمتر تبیین‌ها، شاخصی از انعطاف‌ناپذیری شناختی است؛ به این معنا که ذهن بیمار به طور همزمان نمی‌تواند به چند عامل فکر کند. بنابراین آموزش مهارت‌های شناختی که به افزایش انعطاف‌پذیری کمک می‌کند در کاهش اضطراب سلامتی مفید هستند.

علاوه بر این تفاوت در اسناد‌های روان‌شناختی مانند نسبت دادن علائم به استرس، با کنترل سن از بین رفت. این نتیجه نمایانگر این است که افراد مسن در تفسیر نشانه‌های بدنی واقع‌بینانه‌تر عمل می‌کنند و از هیجانات خود آگاه‌ترند.

پیامدهای نظری و بالینی

از نظر بالینی، یافته‌ها به درمانگران کمک می‌کند که بیشتر بر نحوه‌ی تفسیر علائم تمرکز کنند. به عنوان مثال می‌توان از آموزش درباره‌ی ماهیت علائم بی‌خطر، تمرین برای ساختن تبیین‌های جایگزین و از استفاده از آزمایش‌های رفتاری برای مقابله با افکار فاجعه‌آمیز و بازسازی سبک‌های اسنادی استفاده کرد.

پژوهشگران تأکید کرده‌اند که تمرکز بر حذف علائم اضطرابی کافی نیست. بیماران باید یاد بگیرند به شکل متفاوتی فکر کنند.

محدودیت‌های پژوهش

این پژوهش از نمونه‌ی کوچکی استفاده کرده است که عمده‌ی شرکت‌کنندگان جوان و زن بودند که بر تعمیم نتایج تأثیر می‌گذارد. علاوه بر این از تکالیف فرضی استفاده شده بود که ممکن است بازنمایی رفتارهای واقعی بیماران نباشد.

خلاصه‌ی نهایی

این پژوهش نشان داده است که افراد مبتلا به اضطراب بیماری بدن خود را به‌گونه‌ای متفاوت از دیگران تفسیر می‌کنند. در حالی که بیشتر مردم احساساتی مانند سرگیجه یا خستگی را به کم‌خوابی یا استرس نسبت می‌دهند، این بیماران اغلب آن را نشانه‌ای از بیماری‌های جدی مثل سرطان یا سکته می‌دانند.

پژوهشگران معتقدند این الگوی فکری فاجعه‌آمیز و غیرمنعطف نقش کلیدی در تداوم اضطراب سلامت دارد. به گفتهٔ نویسندگان، درمان‌های شناختی–رفتاری می‌توانند با آموزش تفسیرهای واقع‌بینانه‌تر و چندبعدی‌تر از علائم بدن به این بیماران کمک کنند تا از چرخهٔ نگرانی مداوم رهایی یابند. این نتایج افق‌های تازه‌ای را برای طراحی مداخلات هدفمندتر در درمان اضطراب سلامت می‌گشاید.

در وب‌سایت اسکیمالوژی، ما با هدف گسترش دانش و تسهیل دسترسی پژوهشگران، دانشجویان و درمانگران به منابع علمی روز دنیا، خلاصه‌های تحلیلی و مبسوط از مقالات علمی منتشرشده در ژورنال‌های معتبر بین‌المللی را در اختیار شما قرار می‌دهیم.

این خلاصه‌ها با دقت علمی بالا و زبان روان تدوین می‌شوند تا شما بتوانید علاوه بر آشنایی با یافته‌های جدید در روان‌شناسی و علوم رفتاری، از آن‌ها برای ایده‌پردازی در پژوهش‌های آینده و مطالعه‌ی پیشینه‌ی پژوهشی در حوزه‌ی تخصصی خود بهره ببرید. هدف ما این است که «مطالعه‌ی پژوهش‌های علمی» برای شما نه فقط آسان‌تر، بلکه الهام‌بخش‌تر شود.

Holden, M. L., Gooi, C. H., Antognelli, S., Joubert, A., Sabel, I., Stavropoulos, L., & Newby, J. M. (2025). Symptom attributions in illness anxiety disorder. Journal of Clinical Psychology, 81(4), 237–246. https://doi.org/10.1002/jclp.23765

برای ارتباط با ما در انتهای مطلب کامنت بگذارید. علاوه بر این می‌توانید در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید.

  • اینستاگرام: schema.therapy
  • تلگرام: psychologistnotes
  • ایمیل: schemalogy@gmail.com

دکتر حمید بهرامی زاده

رویکرد من طرحواره‌‌درمانی و روانکاوی است و تاکنون ۳ کتاب در حوزه طرحواره‌درمانی منتشر کرده‌ام و یک کتاب درباره‌ی درمان افسردگی. علاقه‌ی اصلی من یکپارچه‌نگری رویکردهای روان‌درمانی است. من فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های فردوسی، تهران و علامه‌طباطبایی هستم. شعار من این است: زندگی آب‌تنی کردن در حوضچه اکنون است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا