رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و میسوفونیا (بیزاری از صداها)

یک پژوهش جدید در سال ۲۰۲۶ که در ژورنال Hearing Research منتشر شده است نشان میدهد که طرحوارههای ناسازگار اولیه میتوانند در شدت میسوفونیا (بیزاری از صداها) نقش داشته باشند.
خلاصهی پژوهش
مرور سریع مهمترین نکات این مقاله
موضوع: رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و میسوفونیا
منبع: ژورنال Hearing Research (2026)
نمونه: ۱۴۴ نفر؛ ۷۲ فرد مبتلا به میسوفونیا و ۷۲ فرد کنترل
طرحوارههای ناسازگار اولیه با شدت میسوفونیا ارتباط داشتند و افزودن آنها به مدل، فراتر از ویژگیهای شخصیتی، اضطراب و افسردگی، قدرت تبیین بیشتری ایجاد کرد.
استحقاق/بزرگمنشی، انزوای اجتماعی، خویشتنداری ناکافی و بازداری هیجانی قویترین روابط را با شدت میسوفونیا نشان دادند؛ در تحلیلهای چندمتغیره، بهویژه استحقاق/بزرگمنشی اهمیت بیشتری داشت.
یافتهها نشان میدهند نحوه تفسیر موقعیتهای بینفردی و پردازش هیجان ممکن است در تجربه میسوفونیا اهمیت داشته باشد؛ بااینحال، این مطالعه مقطعی است و رابطه علّی یا اثربخشی طرحوارهدرمانی را اثبات نمیکند.
مقدمه
مسیوفونیا (Misophonia) که به آن بیزاری از صداها گفته میشود وضعیتی است که در آن برخی افراد نسبت به صداهای خاصی مانند صداهای تکراری از قبیل جویدن، فینفین کردن و صاف کردن گلو و … واکنشهای هیجانی یا جسمانی شدیدی نشان میدهند.
واکنشهای هیجانی این افراد ممکن است شامل خشم، انزجار، اضطراب، افزایش برانگیختگی جسمانی و تمایل به اجتناب یا مقابله با فردی که صدا تولید میکند باشند.
شدت واکنش این افراد نیز فقط به ویژگیهای فیزیکی صدا وابسته نیست. معنایی که این افراد به صداها میدهند، موقعیتی که در آن هستند، میزان کنترلپذیری صدا و رابطه آنها با فرد تولیدکنندهی صدا در شدت واکنش آنها نقش دارند.
در پژوهشهای گذشته، بین عاطفهمندی منفی (Negative Affectivity؛ گرایش یا آمادگی نسبتاً پایدار برای تجربه حالات هیجانی ناخوشایند)، کمالگرایی، اضطراب و افسردگی با میسوفونیا همسبتگیهایی به دست آمده است.
پژوهشگران مطالعهی جدید با مشاهدهی این شکاف پژوهشی که تاکنون نقش و رابطه طرحوارههای ناسازگار اولیه و میسوفونیا بررسی نشده است تصمیم گرفتند این مطالعه را انجام دهند.
روش
پژوهشگران برای بررسی رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و میسوفونیا ابتدا ۲۰۰ نفر را برای این پژوهش انتخاب کردند و با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج، درنهایت ۱۴۴ بزرگسال مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. آنها نمونهی پژوهشی خود را به دو گروه میسوفونیا (۷۲ نفر) و گروه کنترل (۷۲ نفر) تقسیم کردند.
علاوه بر این، هر دو گروه از نظر ویژگیهای جمعیتشناختی مانند سن، جنسیت و سطح تحصیلات همتا شدند.
ابزارهای پژوهش
پژوهشگران برای رسیدن به رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و میسوفونیا از پرسشنامههای مختلفی استفاده کردند:
- پرسشنامه میسوفونیای دوک (DMQ)
- فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره یانگ (YSQ)
- سنجش ويژگیهای شخصیتی (PID-5-BF)
- پرسشنامهی افسردگی بک
- پرسشنامهی اضطراب بک
- پرسشنامه اضطراب حالت – صفت
تحلیل دادهها
پژوهشگران علاوه بر مقایسهی دو گروه و بررسی میزان همبستگی متغیرها، از تحلیل رگرسیون استفاده کردند. تا مشخص کنند کدام طرحوارهها به طور مستقل با شدت میسوفونیا ارتباط دارند.
همچنین نتایج تحلیل رگرسیون را برای قدرت پیشبینیکنندگی طرحوارهها پس از کنترل افسردگی، اضطراب و ویژگیهای شخصیتی به کار بردند.
نتایج
نتایج این مطالعه نشان داد که بیشتر طرحوارههای ناسازگار اولیه با میسوفونیا ارتباط مثبت دارند.
در بین طرحوارهها، قویترین همبستگیها مربوط به طرحوارههای استحقاق/بزرگمنشی (۰/۴۹)، انزوای اجتماعی (۰/۴۹) خویشتنداری ناکافی (۰/۴۶) و بازداری هیجانی (۰/۴۴) بود.
نتایج همچنین نشان داد که افراد دارای میسوفونیا در مقایسه با گروه کنترل در تمام طرحوارههای ناسازگار اولیه نمرات بالاتری داشتند. بیشترین تفاوتها بین دو گروه کنترل و گروه میسوفونیا مربوط به انزوای اجتماعی، بازداری هیجانی، استحقاق و بدبینی بودو.
نتیجهی دیگر این بود که میسوفونیا با عاطفهمندی منفی، گسلش، روانپریشیگرایی و نشانههای افسردگی و اضطراب ارتباط مثبتی دارد. شدت میسوفونیا با عاطفهمندی منفی r = ۰/۴۷ همبستگی داشت. این همبستگی به این معناست که هرچه عاطفهمندی منفی بیشتر بود، شدت علائم میسوفونیا نیز بیشتر گزارش میشد. از میان حوزههای شخصیتی بررسیشده، این قویترین همبستگی با میسوفونیا بود.
اما هنگامی که طرحوارههای ناسازگار به طور همزمان وارد مدل آماری شدند، طرحوارههای استحقاق/بزرگمنشی و بازداری هیجانی توانستند به صورت مستقل شدت میسوفونیا را پیشبینی کنند. این مدل در مجموع ۳۷ درصد از واریانس شدت میسوفونیا را تبیین کرد.
نتیجهی مهم دیگر زمانی به دست آمد که پژوهشگران افسردگی، اضطراب و ویژگیهای شخصیتی را کنترل کردند. در این حالت با اضافه شدن طرحوارههای ناسازگار اولیه ۷ درصد به قدرت تبیین مدل اضافه شد. در مدل نهایی، استحقاق و عاطفهمندی منفی پیشبینیکنندههای معنادار شناخته شدند.
بحث و نتیجهگیری
پژوهشگران در این مطالعه بیان کردند که ويژگیهایی مانند عاطفهمندی منفی ممکن است نوعی آسیبپذیری عمومی برای تجربهی هیجانهای ناخوشایند ایجاد کنند.
از طرفی دیگر، طرحوارههای ناسازگار اولیه میتوانند بر چگونگی تفسیر و معنادهی به صداها تأثیر بگذارند.
آنها طرحوارهها را به عنوان فیلترهای شناختی-هیجانی در نظر میگیرند که تعیینکنندهی تفسیر رفتار دیگران و صداهای تولیدشده توسط آنهاست.
به عنوان مثال کسی که طرحواره استحقاق/بزرگمنشی دارد صداهای دیگران را بیشتر به عنوان بیملاحظگی، بیاحترامی یا نقص قواعد اجتماعی تفسیر میکند و در نتیجه ممکن است واکنش هیجانی بیشتری نشان دهد.
کسی که طرحواره بازداری هیجانی دارد ممکن است برانگیختگی شدیدی را تجربه کند اما راهبردهای سازگارانهی کافی برای پردازش و بیان این هیجانها در اختیار نداشته باشد.
یافتههای بررسی رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و میسوفونیا به لحاظ بالینی امکان استفاده از مداخلات طرحوارهدرمانی را مطرح میکنند.
درنهایت، این پژوهش نشان میدهد که طرحواره های ناسازگار اولیه یکی از عوامل شناختی -هیجانی مرتبط با شدت میسوفونیا هستند. با این حال، بررسی اثربخشی طرحوارهدرمانی بر میسوفونیا به مطالعات آینده نیاز دارد.
منبع
Fazi, M., Mancini, F., Uvelli, A., Mattioli, S., Tonasso, C., Fiumalbi, L., & Romano, G. (2026). Early maladaptive schemas and misophonia: Incremental contributions beyond personality traits and general psychopathology. Hearing Research, 480, 109756. https://doi.org/10.1016/j.heares.2026.109756
| در وبسایت اسکیمالوژی، ما با هدف گسترش دانش و تسهیل دسترسی پژوهشگران، دانشجویان و درمانگران به منابع علمی روز دنیا، خلاصههای تحلیلی و مبسوط از مقالات علمی منتشرشده در ژورنالهای معتبر بینالمللی را در اختیار شما قرار میدهیم.
این خلاصهها با دقت علمی بالا و زبان روان تدوین میشوند تا شما بتوانید علاوه بر آشنایی با یافتههای جدید در روانشناسی و علوم رفتاری، از آنها برای ایدهپردازی در پژوهشهای آینده و مطالعهی پیشینهی پژوهشی در حوزهی تخصصی خود بهره ببرید. هدف ما این است که «مطالعهی پژوهشهای علمی» برای شما نه فقط آسانتر، بلکه الهامبخشتر شود.
سایر مقالات پژوهشی: مطالعات روانشناسی
|





