رؤیاهای کودکان در ادامه سایر مباحثی است که فروید در کتاب «درسگفتارهای مقدماتی روانکاوی» مطرح کرده است. از نظر فروید، بررسی رؤیاهای کودکان به درک نظریهی روانکاوی به ویژه دربارهی تفسیر رؤیاها کمک میکند.
ما تا اینجا تمام مباحث این کتاب را به صورت یک مجموعه مقالات منتشر کردهایم. از این رو میتوانید برای دسترسی به سایر درسگفتارهای روانکاوی به آن مطالب مراجعه کنید.
در درسگفتار رؤیاهای کودکان، فروید با هدف روشن کردن ماهیت رؤیاها موقتاً از رؤیاهای پیچیده و تحریفشدهای که بزرگسالان میبینند فاصله میگیرد و به رؤیاهای کودکان میپردازد.
به نظر میرسد که انتخاب رؤیاهای کودکان یک هدف روششناختی مهم دارد: از آنجا که در این رؤیاها معمولاً فاصلهی میان آنچه فرد در خواب میبیند و آرزویی که رؤیا را برانگیخته است بسیار اندک است؛ بنابراین میتوان سازوکار اصلی رؤیا را پیش از ورود به پیچیدگیهای ناشی از تحریف، سانسور و نمادپردازی مشاهده کرد.
فروید با بررسی رؤیاهای کودکان به چند نتیجه میرسد: رؤیا یک فعالیت روانی معنادار است؛ غالباً از آرزویی برآوردهنشده سرچشمه میگیرد؛ آن آرزو را در قالب تجربهای توهمگونه تحقق میبخشد؛ و با برطرفکردن نسبی محرک روانی، به ادامه خواب کمک میکند. به همین دلیل، او رؤیا را «نگهبان خواب» میداند.
چرا فروید به رؤیاهای کودکان میپردازد؟
بسیاری از رؤیاهای بزرگسالان آشفته، نامنسجم و ظاهراً بیمعنا هستند. آنچه فرد پس از بیداری به یاد میآورد، معمولاً ارتباط روشنی با افکار، نگرانیها و امیال او ندارد. فروید این فاصله را نتیجه «تحریف رؤیا» میدانست.
تحلیل چنین رؤیاهایی به روش خاصی نیاز دارد. باید اجزای مختلف رؤیا از یکدیگر جدا شوند و رؤیابین دربارهی هر جزء تداعیهای آزاد خود را بیان کند تا سرانجام افکار نهفته پشت رؤیا آشکار شوند.
بنابراین فروید تصمیم میگیرد برای مدتی مسئلهی تحریف را کنار بگذارد و بررسی کند که آیا رؤیاهایی وجود دارند که فاقد تحریف باشند یا فقط به میزان اندکی تحریف شده باشند. او این رؤیاها را در کودکان پیدا میکند.
رؤیاهای کودکان معمولاً کوتاه، روشن، منسجم و قابلفهماند. برای فهمیدن آنها غالباً نیازی به تداعی آزاد یا فنون پیچیدهی تعبیر رؤیا نیست. تنها کافی است بدانیم کودک در روز پیش از رؤیا چه تجربهای داشته است. معمولاً تجربهای در روز گذشته وجود دارد که آرزو، حسرت یا میلی برآوردهنشده در کودک باقی گذاشته و رؤیا در طول شب آن را به شکلی مستقیم تحقق بخشیده است.
البته فروید تأکید میکند که تمام رؤیاهای کودکان، ساده و بدون تحریف نیستند. تحریف رؤیا ممکن است از سالهای نخست کودکی آغاز شود. رؤیاهای کودکان پنج تا هشتساله گاهی تمام ویژگیهای رؤیاهای پیچیده بزرگسالان را دارند. بنابراین منظور او از «رؤیاهای کودکانه» عمدتاً رؤیاهای کودکان خردسال، تقریباً تا چهار یا پنجسالگی، است.
همچنین رؤیای کودکانه صرفاً به سن کودکی محدود نمیشود. بزرگسالان نیز ممکن است تحت شرایطی رؤیاهایی ساده، مستقیم و شبیه رؤیاهای کودکان ببینند. بنابراین اهمیت این رؤیاها در این است که صورت ابتدایی و شفاف عملکردی را نشان میدهند که فروید آن را در تمام رؤیاها حاضر میداند.
دو نمونه از رؤیاهای کودکان
رؤیای خوردن همه گیلاسها
نخستین نمونهای که فروید از رؤیاهای کودکان مثال میزند مربوط به پسربچهای ۲۲ماهه به نام هرمان است. از او خواسته بودند سبدی از گیلاسها را بهعنوان هدیه تولد به شخص دیگری بدهد. کودک آشکارا تمایلی به واگذارکردن گیلاسها نداشت، هرچند به او قول داده بودند که تعدادی از آنها را نیز به خودش خواهند داد.
صبح روز بعد، کودک رؤیای خود را چنین تعریف کرد: «هرمان همه گیلاسها را خورده است».
همانطور که مشاهده میکنید رابطهی میان رویداد روز گذشته و رؤیا کاملاً روشن است. در بیداری، کودک مجبور شده بود گیلاسها را به دیگری بدهد و نتوانسته بود میل خود به تصاحب و خوردن آنها را برآورده کند. این آرزوی ناکام در خواب تحقق یافته بود.
در این نمونه، رؤیا نسخه سادهای از رویداد روزانه نیست. کودک در خواب آنچه را واقعاً اتفاق افتاده بود تکرار نمیکند، بلکه رویداد را مطابق میل خود تغییر میدهد. واقعیت روزانه با ناکامی همراه بوده، اما رؤیا پایانی مطلوب برای آن ساخته است. بنابراین رؤیا واکنشی منفعلانه به تجربهی گذشته نیست؛ بلکه تجربه را براساس خواست رؤیابین بازسازی میکند.
رؤیای قایقسواری روی دریاچه
نمونهی دوم از رؤیاهای کودکان، دربارهی دختربچهای سهسالونیمه است که برای نخستین بار با قایق از دریاچه عبور کرده بود. هنگامی که قایق به اسکله رسید، کودک حاضر نبود از آن پیاده شود و بهشدت گریه کرد. صبح روز بعد گفت: «دیشب روی دریاچه بودم».
در اینجا نیز پایان زودهنگام گردش، میل به ادامه دادن آن را باقی گذاشته و رؤیا این میل را تحقق بخشیده است. این رؤیا نشان میدهد که آرزوی برانگیزانندهی رؤیا لزوماً از محرومیت کامل ناشی نمیشود. گاهی فرد تجربهای خوشایند داشته، اما آن تجربه کوتاهتر یا محدودتر از چیزی بوده است که میخواسته است. رؤیا در چنین وضعیتی تجربهی مطلوب را ادامه میدهد یا کامل میکند.
رؤیای رسیدن به کلبهی سیمونی
نمونهی سوم دربارهی پسربچهای پنجسالونیمه است که همراه دیگران برای گردش به درهی اشرن در نزدیکی هالشتات رفته بود. پیشتر به او گفته بودند که هالشتات در دامنه کوهی داخشتاین قرار دارد. کودک به این کوه علاقه زیادی پیدا کرده بود و از محل اقامت خود میتوانست آن را ببیند. حتی کلبهی کوهستانی سیمونی نیز با تلسکوپ قابل مشاهده بود و کودک بارها کوشیده بود آن را از دور ببیند.
گردش با انتظار و هیجان فراوان آغاز شد. در طول مسیر هر بار که به کوه تازهای میرسیدند، کودک میپرسید: «آیا آن کوه داخشتاین است؟»
اما هر بار پاسخ منفی میشنید. بهتدریج ناراحت و ناامید شد، سکوت کرد و حتی حاضر نشد دیگران را در مسیر کوتاهی به سمت آبشار همراهی کند. اطرافیان تصور کردند که او خسته شده است؛ اما رؤیای شب بعد معنای رفتار او را روشن کرد. کودک صبح با خوشحالی گفت: «دیشب خواب دیدم که در کلبه سیمونی بودیم».
این مثال افزون بر تحقق آرزو، نشان میدهد که رؤیا میتواند معنای هیجانی رفتاری را آشکار کند که در زمان وقوع آن بهدرستی فهمیده نشده است. اطرافیان، سکوت و کنارهگیری کودک را به خستگی نسبت داده بودند؛ اما رؤیا نشان داد که علت اصلی، ناامیدی ناشی از برآورده نشدن انتظار او بوده است.
رؤیا یک فعالیت روانی معنادار است
نخستین نتیجهی مهم فروید این است که رؤیاهای کودکان بیمعنا نیستند. آنها اعمال روانی کامل، منسجم و قابلفهمی هستند که به تجربههای زندگی کودک پاسخ میدهند.
هر سه رؤیای بررسیشده ارتباطی روشن با تجربهی روز گذشته دارند و به آرزویی مشخص پاسخ میدهند. آنها نه مجموعهای تصادفی از تصاویر، بلکه واکنشهای هدفمند روان کودک هستند.
فروید استدلال میکند که اگر کودک میتواند هنگام خواب چنین فعالیت روانی معناداری انجام دهد، دلیلی نداریم که فعالیت ذهنی بزرگسالان را در خواب صرفاً مجموعهای از واکنشهای بیهدف و بیمعنا بدانیم. تفاوت رؤیای بزرگسال و کودک در معنادار بودن یکی و بیمعنابودن دیگری نیست، بلکه در میزان آشکار بودن آن معناست (Boag, 2017).
تجربه روز گذشته بهعنوان نقطه آغاز رؤیا
در تمام رؤیاهای کودکانهای که فروید بررسی میکند، رویدادی از روز قبل وجود دارد که رؤیا را برانگیخته است. این رویداد، آرزو یا میلی را در کودک فعال کرده که در بیداری بهطور کامل برآورده نشده است. پس برای فهم رؤیای کودک معمولاً باید دو چیز را کنار هم قرار دهیم:
1. تجربهای که کودک روز پیش داشته است؛
2. آرزو یا حسرتی که از آن تجربه باقی مانده است.
برای مثال، واگذارکردن گیلاسها آرزوی خوردن همه آنها را باقی میگذارد؛ پایان زودهنگام قایقسواری میل به ادامه آن را ایجاد میکند؛ و نرسیدن به کلبه سیمونی آرزوی رسیدن به آنجا را زنده نگه میدارد.
بنابراین تجربهی روزانه بهتنهایی علت کامل رؤیا نیست. آنچه اهمیت دارد، اثر روانی باقیمانده از تجربه است. رویداد روز گذشته زمانی به محرک رؤیا تبدیل میشود که خواستهای حلنشده، ناکامیای جبراننشده یا میلی ارضانشده بر جای گذاشته باشد.
رؤیا بهعنوان تحقق آرزو
مهمترین نتیجهی فروید از بررسی رؤیاهای کودکان این است که رؤیا تحقق یک آرزو است. کودک در خواب فقط به آرزوی خود فکر نمیکند، بلکه آن را تحققیافته تجربه میکند. رؤیا نمیگوید: «هرمان دوست دارد همه گیلاسها را بخورد»، بلکه اعلام میکند: «هرمان همه گیلاسها را خورده است».
به این ترتیب، رؤیا آرزو را بهصورت امری تحققیافته به نمایش میگذارد. این ویژگی، اساس نظریه فروید درباره رؤیا را تشکیل میدهد.
آیا رؤیاهای کودکان کاملاً بدون تحریفاند؟
فروید در آغاز میگوید که رؤیاهای کودکان فاقد تحریفاند و به همین دلیل نیازی به تعبیر ندارند. در این رؤیاها، محتوای آشکار و افکار نهفتهی رؤیا تقریباً با یکدیگر منطبقاند.
«محتوای آشکار رؤیا» همان چیزی است که رؤیابین پس از بیداری به یاد میآورد و تعریف میکند. «افکار نهفته رؤیا» شامل آرزوها، افکار و انگیزههایی است که رؤیا از آنها سرچشمه گرفته است.
در رؤیای گیلاسها، محتوای آشکار، خوردن همه گیلاسهاست و آرزوی نهفته نیز خوردن همه گیلاسها بوده است. بنابراین برخلاف بسیاری از رؤیاهای بزرگسالان، آرزوی اصلی پشت تصاویر عجیب یا نمادهای پیچیده پنهان نشده است.
بااینحال، فروید با دقت بیشتری نشان میدهد که حتی در این رؤیاهای کودکان نیز نوعی تغییر رخ داده است. آرزویی که پیش از خواب به شکل یک فکر وجود داشته، در رؤیا به تجربهای بالفعل تبدیل شده است. به بیان دیگر، رؤیا حالت تمنایی جمله را حذف میکند و آن را به گزارشی از وقوع یک رویداد تبدیل میسازد. «میخواهم اتفاق بیفتد» به «اتفاق افتاده است» تبدیل میشود.
این تبدیل فکر به تجربه، سادهترین شکل «کار رؤیا» به شمار میرود. حتی در روشنترین رؤیاها نیز افکار نهفته عیناً بازتولید نمیشوند؛ بلکه به صحنهای حسی و توهمگونه تبدیل میشوند. بنابراین میان محتوای آشکار و افکار نهفته هنوز تفاوتی وجود دارد، هرچند این تفاوت در مقایسه با رؤیاهای پیچیده بزرگسالان بسیار اندک است.
دو ویژگی اساسی رؤیا
فروید از بررسی رؤیاهای کودکان دو ویژگی اساسی را برای رؤیا استخراج میکند.
۱. رؤیا تحقق یک آرزوست
رؤیا به محرکی روانی پاسخ میدهد که هنوز حلوفصل نشده است. در نمونههای کودکانه، این محرک همان آرزوی ارضانشده است. رؤیا موقعیتی میسازد که در آن، آرزو تحقق یافته است.
۲. رؤیا آرزو را بهصورت تجربهای توهمگونه بازنمایی میکند
رؤیا محرک روانی را صرفاً به شکل یک فکر تکرار نمیکند، بلکه آن را در قالب صحنهای تجربهشده به نمایش میگذارد.
رؤیابین در خواب معمولاً نمیاندیشد که چیزی را میخواهد؛ او خود را در موقعیتی مییابد که گویی خواستهاش بالفعل شده است. تصاویر رؤیا کیفیتی ادراکی پیدا میکنند و فرد آنها را مانند رویدادهایی واقعی تجربه میکند.
این تبدیل اندیشه به تجربهای حسی و توهمگونه از عمومیترین ویژگیهای رؤیاست. در فرایند تعبیر رؤیا باید این تبدیل وارونه شود: صحنهای که در خواب تجربه شده است، بار دیگر به فکر، آرزو یا معنای روانی زیرین آن ترجمه شود.
محرکهای جسمانی و محرکهای روانی رؤیا
در درسگفتارهای قبلی، فروید نظریههایی را بررسی کرده بود که رؤیا را نتیجه محرکهای جسمانی میدانستند. صداهای محیط، احساس گرسنگی، درد، وضعیت اندامهای بدن یا تحریک دستگاه عصبی میتوانند در شکلگیری رؤیا نقش داشته باشند.
فروید وجود این عوامل را انکار نمیکند، اما معتقد است آنها فقط تعداد محدودی از رؤیاها را توضیح میدهند. رؤیاهای کودکان نشان میدهند که علاوه بر محرکهای جسمانی، محرکهای روانی نیز وجود دارند.
آرزوی ارضانشده میتواند به اندازه یک صدای خارجی یا احساس جسمانی، خواب را مختل کند. ذهن فرد در آغاز خواب باید علاقهی خود را از جهان بیرونی پس بگیرد، اما یک نگرانی، مسئلهی حلنشده یا آرزوی فعال میتواند این کنارهگیری را دشوار کند. به همین دلیل است که بزرگسالان گاهی به علت مشغولیت ذهنی نمیتوانند بخوابند.
در رؤیاهای کودکان، محرک مختلکنندهی خواب ماهیتی روانی دارد. کودک هنوز میخواهد قایقسواری کند، گیلاسها را بخورد یا به کلبهی سیمونی برسد. این خواسته در روان او فعال مانده است و خواب را تحت فشار قرار میدهد. رؤیا پاسخی به همین محرک روانی است.
رؤیا چگونه از خواب محافظت میکند؟
از دیدگاه فروید، رؤیا معمولاً خواب را مختل نمیکند، بلکه به ادامهی آن کمک میکند. این یکی از مهمترین نتایج درسگفتار هشتم است.
در نگاه نخست ممکن است تصور کنیم اگر رؤیا نمیدیدیم، خواب آرامتری داشتیم. فروید این برداشت را وارونه میکند: بدون رؤیا، ممکن بود اصلاً نتوانیم به خواب ادامه دهیم. محرک روانی فعال میتوانست فرد را بیدار کند؛ اما رؤیا با فراهم کردن نوعی ارضای خیالی، شدت آن محرک را کاهش میدهد. بنابراین رؤیا دو کار همزمان انجام میدهد:
- به آرزوی فعال پاسخ میدهد؛
- اجازه میدهد خواب ادامه پیدا کند.
رؤیا بهجای آنکه فرد را برای رفع محرک به کنش واقعی وادار کند، ارضایی روانی و موقتی در اختیار او قرار میدهد. به همین دلیل فروید رؤیا را «نگهبان خواب» مینامد.
رؤیا بهعنوان مصالحه
فروید ساختار رؤیا را با لغزشهای کنشی مقایسه میکند. او در بررسی لغزشهای زبانی، فراموشیها و اشتباهات روزمره نشان داده بود که این پدیدهها حاصل برخورد دو قصد یا گرایش هستند: قصدی که فرد آگاهانه میخواهد آن را انجام دهد و قصد مزاحمی که در انجام قصد نخست اختلال ایجاد میکند.
لغزش، نتیجه مصالحهی میان این دو گرایش است. هیچیک از آنها کاملاً پیروز نمیشود؛ هر دو تا اندازهای در نتیجه نهایی حضور دارند. در رؤیا نیز چنین مصالحهای رخ میدهد. دو گرایش با یکدیگر روبهرو میشوند: میل به ادامهی خواب و آرزو یا محرک روانیای که خواهان رسیدگی است.
اگر آرزوی فعال کاملاً نادیده گرفته شود، ممکن است فرد را از خواب بیدار کند. اگر فرد برای ارضای واقعی آن بیدار شود، میل به خواب شکست میخورد. رؤیا راهحل میانهای فراهم میکند: فرد همچنان میخوابد، اما آرزو را در قالب تجربهای توهمگونه ارضا میکند. در نتیجه، هر دو گرایش تا اندازهای به هدف خود میرسند: میل به خواب با ادامه یافتن خواب ارضا میشود و آرزوی مزاحم نیز در صحنه رؤیا نوعی تحقق پیدا میکند.
اما هیچیک کاملاً محقق نمیشود. فرد خواب است، ولی خوابش شامل فعالیت روانی رؤیاپردازی شده است. آرزو نیز فقط در خیال ارضا میشود، نه در واقعیت. بنابراین رؤیا یک «محصول مصالحهای» است.
این مقایسه پیوند مهمی میان دو بخش نخست درسگفتارهای فروید ایجاد میکند. لغزشهای کنشی و رؤیاها هر دو پدیدههایی معنادارند که از تعامل گرایشهای روانی مختلف به وجود میآیند.
تفاوت رؤیاهای شبانه و رؤیاپردازیهای روزانه
فروید سپس رؤیای شبانه را با رؤیاپردازی روزانه مقایسه میکند. رؤیاپردازیهای روزانه یا خیالپردازیها، معمولاً تحقق خیالی آرزوهای شناختهشدهی فرد هستند. فرد ممکن است خود را در موقعیت موفقیت، عشق، قدرت، شهرت یا انتقام تصور کند.
از این نظر، رؤیای شبانه و خیالپردازی روزانه یک ویژگی مشترک دارند: هر دو میتوانند آرزو را بهطور خیالی تحقق ببخشند.
بااینحال، میان آنها تفاوتی اساسی وجود دارد. در رؤیاپردازی روزانه، فرد میداند که در حال خیالپردازی است. هرچند تصاویر ممکن است روشن و زنده باشند، معمولاً به شکل واقعیت ادراک نمیشوند. فرد موفقیت یا رابطهی دلخواه را تصور میکند، اما آن را رویدادی بالفعل نمیپندارد.
در رؤیای شبانه، خیال، کیفیتی توهمگونه پیدا میکند. فرد نهفقط دربارهی ارضای آرزو فکر میکند، بلکه آن را مانند رویدادی واقعی تجربه میکند. امکان این تجربه توهمگونه به وضعیت خواب وابسته است؛ هنگامی که ارتباط فرد با واقعیت بیرونی کاهش یافته، تصاویر ذهنی میتوانند مانند ادراکهای واقعی ظاهر شوند.
بر این اساس، میتوان رؤیای شبانه را نوعی «رؤیاپردازی روزانه شبانه» دانست که در شرایط خواب به تجربهای توهمگونه تبدیل شده است.
رؤیاپردازی روزانه نیز معمولاً با احساس رضایت همراه است و اساساً به همین دلیل انجام میشود. بنابراین مقایسه آن با رؤیای شبانه به درک این موضوع کمک میکند که چگونه ساختن یک صحنه خیالی میتواند آرزویی را تا حدی ارضا کند و فشار روانی آن را کاهش دهد.
زبان روزمره و تحقق آرزو در رؤیا
فروید برای پشتیبانی از دیدگاه خود به کاربردهای زبان روزمره و ضربالمثلها اشاره میکند. به نظر او، زبان عامیانه مدتها پیش از نظریهی روانکاوی رابطه رؤیا و آرزو را تشخیص داده است.
او به ضربالمثلهایی اشاره میکند که میگویند خوکها خواب بلوط و غازها خواب ذرت میبینند. در این تعبیرها، حتی رؤیای حیوانات نیز بازنمایی ارضای نیازهای آنها دانسته میشود.
تعبیرهایی مانند «مثل یک رؤیا زیبا بود»، «حتی خوابش را هم نمیدیدم» یا «در رؤیاهای دورودراز خود نیز چنین چیزی را تصور نمیکردم» نیز نشان میدهند که در زبان روزمره، رؤیا با تحقق خواستههای مطلوب پیوند خورده است.
البته زبان روزمره از وجود «خواب بد» نیز آگاه است؛ اما واژه رؤیا بدون هیچ صفتی، اغلب معنایی خوشایند و آرزومندانه دارد. فروید این کاربردها را نوعی گواه غیررسمی میداند که انسانها از دیرباز به رابطهی میان رؤیا و تحقق آرزو پی بردهاند.
دستاوردهای نظری بررسی رؤیاهای کودکان
فروید در پایان درسگفتار، نتایجی را که از بررسی رؤیاهای کودکان به دست آمده است مرور میکند. این نتایج عبارتاند از:
- رؤیا یک فرایند روانی معنادار است: رؤیا محصولی تصادفی و بیهدف از فعالیت دستگاه عصبی نیست. هر رؤیا را باید در پیوند با زندگی روانی و تجربههای رؤیابین بررسی کرد.
- رؤیا از تجربههای زندگی فرد سرچشمه میگیرد: در رؤیاهای کودکانه، معمولاً رویداد روز گذشته نقش محرک را دارد؛ اما آنچه در رؤیا بازمیگردد صرفاً خود رویداد نیست، بلکه اثر روانی و آرزوی برآوردهنشدهای است که از آن باقی مانده است.
- رؤیا آرزو را تحقق میبخشد: کودک در خواب به چیزی دست مییابد که در بیداری از آن محروم شده، آن را به اندازه کافی تجربه نکرده یا انتظارش را داشته است.
- رؤیا آرزو را به تجربه تبدیل میکند: آرزو بهصورت یک جمله یا فکر باقی نمیماند، بلکه به صحنهای حسی و توهمگونه تبدیل میشود. فرد خواسته خود را در قالب رویدادی تحققیافته تجربه میکند.
- رؤیا نگهبان خواب است: رؤیا با رسیدگی به محرک روانی و فراهمکردن ارضایی خیالی، از بیدارشدن فرد جلوگیری میکند. خواب به کمک رؤیا ادامه مییابد.
- رؤیا محصول مصالحه است: رؤیا راهحلی میان میل به خواب و آرزویی است که خواهان ارضا یا رسیدگی است. فرد هم میخوابد و هم آرزوی خود را بهطور خیالی محقق میکند.
چرا مسئله رؤیا هنوز حل نشده است؟
اگر تمام رؤیاها مانند رؤیاهای کودکان ساده و آشکار بودند، نظریه رؤیا در همین مرحله کامل میشد. در آن صورت برای فهم رؤیا نیازی به تداعی آزاد، مفهوم ناهشیار یا فنون تعبیر رؤیا نبود. کافی بود تجربه روز گذشته و آرزوی برآوردهنشده فرد را شناسایی کنیم.
اما بخش بزرگی از رؤیاهای بزرگسالان چنین ساختاری ندارند. آنها ممکن است نامنسجم، عجیب، اضطرابآور یا حتی در تضاد با خواستههای آگاهانه فرد باشند. آرزوی نهفته در این رؤیاها مستقیماً قابلمشاهده نیست.
از اینجا مسئله اصلی مرحله بعدی آغاز میشود: اگر رؤیا تحقق آرزوست، چرا بسیاری از رؤیاها چنین به نظر نمیرسند؟ چه فرایندی باعث میشود آرزو در رؤیای بزرگسال تغییر شکل دهد، پنهان شود یا در قالبی نامطبوع ظاهر گردد؟
پاسخ فروید به این پرسش در مفهوم «تحریف رؤیا» و تمایز میان محتوای آشکار و افکار نهفته قرار دارد. رؤیاهای کودکان صورت ساده و آشکار فرایندی را نشان میدهند که در رؤیاهای پیچیده نیز حضور دارد، اما در آنجا تحتتأثیر نیروهای روانی دیگری تغییر شکل داده است.
بنابراین این درسگفتار پایان نظریه رؤیا نیست، بلکه نقطهی عزیمت آن است. رؤیاهای کودکان الگوی پایه را آشکار میکنند و بررسی رؤیاهای بزرگسالان باید توضیح دهد که چرا این الگوی ساده در بسیاری از موارد قابلشناسایی نیست.
مطالعات جدید درباره رؤیای کودکان
مطالعات و بررسیهای جدیدی دربارهی رؤیاهای کودکان انجام شده است. برای مثال Sandor و همکاران (۲۰۱۵) محتوای رؤیاهای کودکان بین ۴ تا ۸ ساله را بررسی کردهاند.
نتایج بررسی آنها نشان داد که حتی کودکان پیشدبستانی نیز به احتمال زیاد خود را با نقشی فعال در رؤیا بازنمایی میکنند؛ بهطوریکه این ویژگی در ۷۰ درصد گزارشهای آنان مشاهده شد. همچنین، ۸۲ درصد روایتهای رؤیایی این کودکان ماهیتی حرکتی و پویا داشتند.
گزارشهای رؤیای کودکان بیش از آنکه شامل شخصیتهای حیوانی باشند، حاوی شخصیتهای انسانی بودند. شخصیتهای انسانی ۷۰ درصد و حیوانات فقط ۷ درصد از تمام شخصیتهای رؤیا را تشکیل میدادند. تعاملات اجتماعی، اعمالی که خود کودک آغاز میکرد و هیجانها نیز از اجزای معمول این رؤیاها بودند.
در نهایت محققان نتیجه گرفتند که عوامل روششناختی میتوانند، بهویژه در بررسی روایت رؤیاهای کودکان پیشدبستانی، تأثیر چشمگیری بر نتایج پژوهش داشته باشند.
جمعبندی
فروید در این درسگفتار از رؤیاهای ساده کودکان بهعنوان دریچهای برای شناخت ماهیت کلی رؤیا استفاده میکند. این رؤیاها معمولاً از تجربه روز گذشته سرچشمه میگیرند؛ تجربهای که آرزویی ارضانشده، انتظاری برآوردهنشده یا لذتی ناتمام برجای گذاشته است. کودک در خواب آنچه را در واقعیت به دست نیاورده، به شکل مستقیم تجربه میکند.
پسربچه تمام گیلاسها را میخورد، دختربچه دوباره روی دریاچه قرار میگیرد و کودک دیگر به کلبه کوهستانیای میرسد که گردش واقعی او را به آن نرسانده بود. در هر سه نمونه، رؤیا واقعیت روزانه را مطابق خواست کودک بازسازی میکند.
این رؤیاها نشان میدهند که رؤیا فعالیتی روانی، هدفمند و معنادار است. کارکرد آن نیز فقط بازنمایی یک آرزو نیست؛ رؤیا آرزو را بهصورت تحققیافته و در قالب تجربهای توهمگونه نمایش میدهد. از طریق همین ارضای خیالی، فشار محرک روانی کاهش مییابد و خواب میتواند ادامه پیدا کند.
بر این اساس، رؤیا مصالحهای میان دو گرایش است: آرزویی که میخواهد به آن رسیدگی شود و میل فرد به ادامه خواب. رؤیا اجازه میدهد فرد بدون بیدارشدن، آرزو را در جهانی خیالی تجربه کند. از همین رو، برخلاف تصور رایج، رؤیا دشمن خواب نیست؛ بلکه نگهبان آن است.
بااینحال، سادگی رؤیاهای کودکان نباید ما را به این نتیجه برساند که تمام رؤیاها به همین آسانی قابلفهماند. رؤیاهای بزرگسالان اغلب آرزوی نهفته را تغییر شکل میدهند و پنهان میکنند. از این رو، نتایج این درسگفتار پایهای برای ورود به مسئله دشوارتر تحریف رؤیا و سازوکارهای ناهشیاری فراهم میآورد که میان آرزوی نهفته و محتوای آشکار رؤیا فاصله ایجاد میکنند.
پرسشهای متداول
پاسخ به پرسشهای رایج درباره این موضوع
۱. چرا فروید برای شناخت ماهیت رؤیا به رؤیاهای کودکان توجه کرد؟
فروید معتقد بود رؤیاهای کودکان خردسال معمولاً کوتاه، روشن و کمتر تحریفشدهاند. به همین دلیل، رابطه میان تجربه روز گذشته، آرزوی برآوردهنشده و محتوای رؤیا را میتوان در آنها آسانتر از رؤیاهای پیچیده بزرگسالان مشاهده کرد.
۲. آیا از نظر فروید همه رؤیاهای کودکان تحقق یک آرزو هستند؟
فروید رؤیاهای ساده کودکان را آشکارترین نمونه تحقق آرزو میدانست. در مثالهای او، کودک در خواب به چیزی دست مییابد که در روز گذشته از آن محروم شده یا نتوانسته است به اندازه کافی تجربه کند. بااینحال، تعمیم این نظریه به تمام رؤیاها، بهویژه کابوسها و رؤیاهای اضطرابآور، یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای نظریه اوست.
۳. محتوای آشکار و افکار نهفته رؤیا چه تفاوتی دارند؟
محتوای آشکار همان چیزی است که فرد پس از بیداری از رؤیا به یاد میآورد و تعریف میکند. افکار نهفته شامل آرزوها، تعارضها و فرایندهای روانیای است که در شکلگیری رؤیا نقش داشتهاند. در رؤیاهای ساده کودکان، فاصله میان این دو معمولاً کمتر است.
۴. منظور فروید از «تحریف رؤیا» چیست؟
تحریف رؤیا فرایندی است که در آن افکار و امیال نهفته به شکلی تغییریافته در محتوای آشکار ظاهر میشوند. این تغییر میتواند رؤیا را نامنسجم، عجیب یا ظاهراً بیارتباط با آرزوی اصلی کند. فروید معتقد بود تحریف در رؤیاهای خردسالان معمولاً کمتر از رؤیاهای بزرگسالان است.
۵. آیا پژوهشهای جدید نظریه فروید درباره رؤیاهای کودکان را تأیید کردهاند؟
پژوهشهای جدید نشان دادهاند که رؤیاهای کودکان همراه با رشد شناختی، تصویرسازی ذهنی و توانایی روایتکردن پیچیدهتر میشوند. این مطالعات برخی مشاهدات فروید درباره تفاوت رؤیاهای خردسالان و بزرگسالان را قابلتأمل میدانند، اما نظریه عمومی او درباره تحقق آرزو را بهطور قطعی اثبات نمیکنند.
۶. آیا کابوسهای کودکان همیشه نشانه یک مشکل روانشناختیاند؟
خیر. کابوسها در برخی مراحل کودکی نسبتاً شایعاند و الزاماً نشاندهنده اختلال روانشناختی نیستند. بااینحال، اگر کابوسها مکرر و شدید باشند، خواب کودک را مختل کنند یا با اضطراب، تجربه آسیبزا و مشکلات عملکردی همراه شوند، ارزیابی تخصصی میتواند مفید باشد.
منابع
Freud, S. (1963). Introductory lectures on psychoanalysis (J. Strachey, Trans. & Ed.). W. W. Norton. (Original lectures delivered 1915–1917)
Freud, S. (1961). Introductory lectures on psycho-analysis (Parts I and II). In J. Strachey (Ed. & Trans.), The standard edition of the complete psychological works of Sigmund Freud (Vol. 15). Hogarth Press and the Institute of Psycho-Analysis. (Original work published 1916–1917)
Sándor P, Szakadát S, Kertész K and Bódizs R (2015). Content analysis of 4 to 8 year-old children’s dream reports. Front. Psychol. 6:534. doi: 10.3389/fpsyg.2015.00534
Boag S (2017). On Dreams and Motivation: Comparison of Freud’s and Hobson’s Views. Front. Psychol. 7:2001. doi: 10.3389/fpsyg.2016.02001
Koslowski M, de Haas M-P and Fischmann T (2023) Converging theories on dreaming: Between Freud, predictive processing, and psychedelic research. Front. Hum. Neurosci. 17:1080177. doi: 10.3389/fnhum.2023.1080177





