فصل هفتم کتاب درسگفتارهای مقدماتی روانکاوی دربارهی محتوای آشکار و نهفته رؤیا است. فروید در درسگفتارهای قبلی که دربارهی اعمال سهوی، رویکردهای اولیهی تفسیر رؤیا و معرفی تکنیک جدید تفسیر رؤیاست مطالبی را بیان کرده است که در این فصل با اشاره به آنها به دو دستاورد مهم اشاره میکند.
اولین دستاورد مهم، برداشتی از عناصر رؤیاست و دومین دستاورد، روشی برای تفسیر رؤیاست.
قبل از مطالعه کامل درسگفتار هفتم درباره محتوای آشکار و نهفته رؤیا لازم است بدانید که تمامی درسگفتارها به صورت خلاصههای مفصل به همراه توضیحات تکمیلی در وبسایت اسکیمالوژی ارائه شدهاند که میتوانید از طریق لینک زیر به آنها مراجعه کنید.
درسگفتار هفتم: محتوای آشکار و نهفته رؤیا
عناصر رؤیا
عناصر رؤیا از نظر فروید چیزهایی اصیل و واقعی نیستند، بلکه جانشینهایی برای چیزی دیگرند که برای رؤیابین ناشناخته است، اما دسترسی به آنها برای او ممکن نیست.
تداعی آزاد
تداعی آزد یعنی فرد تشویق میشود هر چیزی را که در ذهنش ظاهر میشود مانند فکر، تصویر، خاطره، احساس، کلمه یا حتی چیزی که به نظر بیربط، خجالتآور یا بیاهمیت میآید، بدون سانسور بیان کند. استفاده از تکنیک تداعی آزاد با این عناصر، میتواند جانشینهایی را که در دسترس آگاهی رؤیابین قرار ندارند کشف کند.
ناهشیاری در برابر هشیاری
فروید در اینجا پیشنهاد میکند به جای مفاهیمی مانند پنهان، دسترسیناپذیری یا غیراصیل از مفهوم ناهشیاری استفاده شود. در مقابل این مفهوم، میتوانیم خود عناصر رؤیا و آن ایدههای جایگزینی را که به تازگی از طریق تداعی آزاد بهدست آمدهاند هشیاری بنامیم.
بنابراین اگر بدراشت خود را از عناصر مجزا به کل رؤیا تعمیم بدهیم، این نتیجه بهدست میآید که رؤیا در کل، یک جایگزین تحریفیافته (تغییر شکلیافته) برای چیزی دیگری است؛ یعنی برای چیزی که ناهشیار است. بر این اساس، وظیفهی تفسیر رؤیا کشف این محتوای ناهشیار است.
قواعدی برای تفسیر رؤیا
اگر مفهوم ناهشیاری را بپذیریم، یعنی قبول کنیم که عناصر رؤیا جانشین مواد ناهشیار ذهن است سه قاعدهی مهم استنتاج میشود که باید در طول فرایند تفسیر رؤیا از آنها پیروی کنیم.
- نباید آنچه رؤیا به ظاهر به ما میگوید را خیلی مهم تلقی کنیم، زیرا محال است ظاهر رؤیا همان محتوای ناهشیاری باشد که ما در جستوجوی آن هستیم.
- ما باید کار خود را صرفا به فراخواندن ایدههای جایگزین برای هر عنصر محدود کنیم و از طرفی دیگر نباید دربارهی آنها تأمل کنیم یا بسنجیم که آیا حاوی نکتهی مرتبطی هستند یا خیر و نباید ذهن خود را مشغول این سازیم که تا چه حد از عنصر اصلی رؤیا فاصله میگیرند.
- باید منتظر بمانیم تا محتوای ناهشیار پنهانی که در جستوجوی آن هستیم خود به خود پدیدار شود.
مقاومت
هنگامی که قصد داریم به تفسیر رؤیا بپردازیم متوجه میشویم که در فرایند تداعی آزاد وقفهها و مشکلاتی پیش میآید.
فروید مطرح میکند که حتی اگر رؤیای خودمان را تفسیر کنیم در حین انجام این کار متوجه میشویم که به همهی افکار خود اجازهی بیان شدن نمیدهیم. ما افکار خود را ارزیابی میکنیم و از بین آنها دست به انتخاب میزنیم.
به دلایل مختلفی ممکن است جلوی برخی از افکار خود را بگیریم. مثلا ممکن است بگوییم این فکر خیلی بیربط است، این یکی بیش از حد بیمعنی است و یا فکر دیگری کاملاً بیاهمیت است. به این ترتیب، افکارمان را سرکوب میکنیم و درنهایت آنها را به طور کامل از ذهن خود بیرون میکنیم و در نتیجه جلوی هشیار شدن آنها را میگیریم.
بنابراین، ما بیش از حد به عناصر رؤیا میچسبیم و از سوی دیگر، با دست زدن به گزینش، در فرایند تداعی آزاد مداخله میکنیم.
علاوه بر این، اگر از شخص دیگری بخواهیم که رؤیای ما را تفسیر کند دلیل بیشتری برای ابراز نکردن افکار خود پیدا میکنیم. در این حالت ممکن است به این دلیل که برخی از افکارمان ناخوشایند یا زشت هستند از بازگو کردن آنها خودداری میکنیم.
اما اگر ما در حال تفسیر رؤیای دیگران باشیم از او میخواهیم که هرچه به ذهنش میآید را بدون پنهان کردن برای ما بیان کند. به عبارت دیگر از او میخواهیم به آن چهار دلیلی که باعث میشود جلوی بازگو کردن افکار را بگیریم توجه نکند. به عنوان مثال، نباید هیچ فکری را به دلیل بیاهمیتی، بیربط بودن، بیمعنی بودن و یا زشت بودن سانسور کند.
البته با اینکه این قواعد انجام تداعی آزاد را برای او بیان کردهایم اما باز هم متوجه میشویم که او از این قواعد پیروی نمیکند.
با این وجود، این مخالفت با تداعی آزاد به معنای این نیست که بنبست رسیدهایم، بلکه مقاومتها به ما نشان میدهند که آن افکاری که سرکوب شدهاند مهمترین افکار و همان چیزهایی هستند که ما برای کشف ناهشیار، به دنبال آنها هستیم. هنگامی که با مقاومت روبرو میشویم میتوانیم نتیجه بگیریم که باید چیزی مهم پشت آن پنهان شده باشد.
با وارد شدن مقاومت، باید همزمان این نکته را در نظر بگیریم که این عامل از نظر مقدار و شدت متغیر است. مقاومتها میتوانند بزرگتر یا کوچکتر باشند. از این رو گاهی تنها یک تداعی، یا حداکثر چند پاسخ کوتاه کافی است تا ما را از یک عنصر رؤیا به مواد ناهشیار برساند؛ اما برخی مواقع دیگر برای رسیدن به این مقصود به زنجیرههای طولانی از تداعیها نیاز است.
این تفاوتها با تغییر میزان مقاومت در ارتباط هستند. اگر مقاومت کم باشد، جانشین (یعنی همان عنصر رؤیا) نمیتواند فاصلهی چندانی از مواد ناهشیار داشته باشد؛ اما مقاومت بزرگتر به این معناست که مواد ناهشیار بهشدت تحریف خواهد شد و مسیر رسیدن به محتوای ناهشیار، طولانی خواهد بود.
تا اینجا فروید به صورت ضمنی به محتوای آشکار و نهفته رؤیا اشاره کرده است اما هنوز به صورت کامل آنها را معرفی نکرده است. برای رسیدن به این هدف فروید ابتدا چند رؤیای مختلف را تعریف میکند تا از رهگذر آنها به محتوای آشکار و نهفته رؤیا برسد.
رؤیاهای نمونه
فروید برای نشان دادن مفاهیمی که بالاتر آنها را توضیح داده است چند رؤیا و تفسیرهای مرتبط با آنها را ارائه میکند.
۱) خانمی تعریف میکند که در کودکی خواب میدیده خدا یک کلاه کاغذی لبهدار بر سر دارد. در نگاه اول این خواب بیمعنی به نظر میرسد. اما او توضیح میدهد که در کودکی هنگام غذا خوردن چنین کلاهی روی سرش میگذاشتند تا نتواند به بشقاب خواهر و برادرهایش نگاه کند و ببیند سهم آنها بیشتر است یا نه.
با توجه به این خاطره، خودش خواب را اینگونه تفسیر میکند: چون شنیده بود خدا همهچیزدان و همهچیزبین است، خواب نشان میدهد که او هم با وجود تلاش دیگران برای جلوگیری، باز هم همه چیز را میدید و میدانست.
۲) بیماری در خواب دیده بود که افرادی از کتاب فروید دربارهی لطیفهها بسیار تعریف میکنند و در ادامه، واژهی کانال مطرح میشود، اما این بخش از خواب برای او کاملاً مبهم بود و هیچ تداعیای به ذهنش نمیرسید. در ابتدا به نظر میرسد چون عنصر «کانال» مبهم است، پس تفسیر آن هم ناممکن است. اما فروید توضیح میدهد که مشکل از مبهم بودن واژه نیست، بلکه از مقاومت روانی بیمار ناشی میشود.
روز بعد، بیمار به یاد لطیفهای میافتد که قبلتر آن را شنیده بود. این لطیفه دربارهی گفتوگویی میان یک نویسنده و مردی انگلیسی در کشتی بود. مرد انگلیسی جملهای ادبی نقل میکند: «از شکوه تا استهزا تنها یک گام فاصله است». نویسنده در پاسخ میگوید: «بله، کانال کاله».
این پاسخ در واقع یک بازی زبانی است. عبارت «Pas de Calais» نام منطقهای در فرانسه است و به اشاره به کانال مانش دارد، اما واژه «pas» در فرانسوی به معنای گام نیز هست. بنابراین پاسخ نویسنده هم معنای جغرافیایی دارد (اشاره به کانال میان فرانسه و انگلستان) و هم معنای کنایی؛ یعنی فاصلهی میان «شکوه» و «مضحکه» همان فاصله میان فرانسه و انگلستان است. در نتیجه، جمله ظاهری شوخطبعانه دارد اما در باطن حاوی طعنه و تمسخر است.
اهمیت این لطیفه در تحلیل فروید این است که ساختار آن دو لایه دارد که شامل یک لایهی آشکار و بیضرر و یک لایهی پنهان و نیشدار میشود.
همین دوگانگی با وضعیت روانی بیمار همخوان است. بیمار در خواب میبیند که کتاب فروید مورد تحسین قرار گرفته. اما لطیفهای که به یاد میآورد نشان میدهد شوخی میتواند پوششی برای تمسخر باشد. از نظر فروید، این تداعی، آشکار میکند که پشت ستایش ظاهری بیمار، نوعی شکاکیت یا نگرش انتقادی نسبت به کتاب پنهان بوده است.
به این ترتیب، واژهی کانال در خواب بیدلیل ظاهر نشده است؛ این واژه بخشی از همان لطیفه بوده که به طور ناهشیار با موضوع کتاب لطیفهها پیوند داشته است. اما چون معنای پنهان لطیفه حاوی نوعی طعنه و نگرش انتقادی بود، بیمار در برابر آشکار شدن آن مقاومت کرده و به همین دلیل عنصر کانال در خواب به صورت مبهم و جداافتاده ظاهر شده است. وقتی لطیفه به یاد آورده میشود، آن عنصر مبهم دوباره به زمینهی معنایی خود متصل میگردد و معنای خواب روشن میشود.
فروید نتیجه میگیرد که این لطیفه از قبل در ذهن ناخودآگاه بیمار وجود داشته و عنصر کانال در خواب به آن اشاره میکرد. این تداعی نشان داد که پشت تحسین ظاهری بیمار از کتاب فروید، نوعی تمسخر یا شکاکیت پنهان وجود داشته است.
فروید میخواهد بگوید ابهام رؤیا تصادفی نیست. درواقع، وقتی بخشی از خواب بیمعنا یا نامفهوم به نظر میرسد، ممکن است آن بخش از زمینهی اصلی خودش جدا شده باشد. پس عنصر رؤیا مثل یک نشانه یا تکهای از یک فکر ناهشیار است، نه خود فکر.
پس از نگاه فروید، رؤیا چیزی را پنهان نمیکند؛ بلکه آن را تغییر شکل میدهد (فشردهسازی، جابهجایی، نمادسازی) تا به شکل غیرمستقیم ظاهر شود. خواب مثل دیدن یک تکه از پازل است؛ آن تکه بهتنهایی عجیب و بیمعناست، اما وقتی پازل تداعیهای ذهنی را کنار هم میگذاریم، معنی آن روشن میشود.
۳) به عنوان بخشی از یک رؤیای نسبتاً طولانی، بیماری خواب دید که چند نفر از اعضای خانوادهاش دور میزی با شکلی عجیب نشستهاند و در ارتباط با آن میز به ذهنش رسید که وقتی به دیدن خانوادهای رفته بود، یک قطعه مبلمان شبیه همین را دیده است. سپس افکارش ادامه یافت که در آن خانواده، رابطهای خاص میان پدر و پسر وجود داشت و کمی بعد افزود که همین موضوع دربارهی رابطهی خودش با پدر خودش نیز صادق است. پس آن میز وارد رؤیا شده بود تا این مشابهت یا موازی بودن را نشان دهد.
شاید تعجب کنید که فکر «همین چیز دربارهی ما و آنها هم صادق است» دقیقاً از راه انتخاب یک «میز» (Tisch) بیان شده باشد. اما اگر بدانید نام آن خانواده Tischler بود (یعنی بهطور تحتاللفظی «نجّار») موضوع برایتان روشنتر میشود. او با نشاندن خویشاوندانش پشت این Tisch، در واقع میگفت که آنها هم Tischler هستند.
محتوای آشکار و نهفته
اکنون لحظهای فرارسیده است که از دو اصطلاح جدید استفاده کنیم. آنچه رؤیا واقعاً به ما میگوید را محتوای آشکار رؤیا و آن مادهی پنهانی را که امیدواریم از طریق تداعی آزاد به آن برسیم، اندیشههای نهفتهی رؤیا مینامیم. پس ما در مثالهای بالا در حال بررسی رابطهی میان محتوای آشکار و نهفته رؤیا هستیم.
این رابطهها میتوانند از انواع بسیار گوناگونی باشند. در مثالهای (۱) و (۲)، عنصر آشکار رؤیا بهنوعی جزئی از محتوای نهفته نیز میباشد، هرچند فقط قطعهی کوچکی از آنهاست. بخشی کوچک از ساختار بزرگ و پیچیدهی روانی اندیشههای ناهشیار توانسته است راه خود را به درون رؤیای آشکار نیز باز کند.
بنابراین، وظیفهی تفسیر این است که این تکههای پراکنده و اشارههای کوتاه را کنار هم بگذارد تا معنای کاملشان روشن شود. در واقع، یکی از ترفندهای ذهن برای تغییر دادن حقیقت در خواب (که به آن کار رؤیا میگوییم)، این است که به جای نشان دادن کل یک موضوع، فقط یک گوشهی کوچک یا یک نشانهی گذرا از آن را جایگزین اصل مطلب میکند.
در مثال (۳)، افزون بر این، نوع دیگری از رابطه نیز قابل مشاهده است؛ و خواهیم دید که این رابطه در مثالهای بعدی، به شکلی خالصتر و روشنتر بیان میشود.
۴) در خواب، رؤیابین میدید که زنی را که از آشنایانش بود از پشت یک تخت بیرون میکشد. خودش هم از همان اولین فکری که بعد از گفتن خواب به ذهنش رسید، معنای این صحنه را فهمید: این خواب فقط میخواست بگوید که او این خانم را بر دیگران ترجیح میدهد و برایش اولویت قائل است.
۵) مرد دیگری خواب دید که برادرش داخل یک جعبه بود. در اولین تداعیاش، واژهی جعبه را با کمد عوض کرد و تداعی بعدی معنای خواب را روشن ساخت: اینکه برادرش دارد خودش را محدود میکند یا در تنگنا میگذارد.
۶) رؤیابین در خواب از قلهی کوهی بالا رفت که منظرهای فوقالعاده وسیع و گسترده زیر پایش بود. در ظاهر، این خواب کاملاً منطقی به نظر میرسد و شاید فکر کنید چیزی برای تفسیر کردن ندارد؛ انگار فقط کافی است بپرسیم کدام خاطره باعث دیدن این خواب شده و چرا دوباره زنده شده است. اما اشتباه میکنید؛ معلوم شد که این رؤیا هم درست به اندازهٔ آشفتهترین خوابها، نیاز به تفسیر دارد.
چرا؟ چون رؤیابین هیچکدام از کوهنوردیهای واقعی خودش را به یاد نیاورد، بلکه به جای آن، یادِ یکی از آشنایانش افتاد که سردبیر مجلهای به نام “Survey” (نقشهبرداری/بررسی جامع) بود؛ مجلهای که به روابط ما با دورترین نقاط زمین میپرداخت. به این ترتیب، اندیشهی پنهان پشت این خواب این بود که رؤیابین در ناخودآگاه، خودش را با آن نقشهبردار یکی دانسته بود.
او میگوید گاهی اوقات ذهن برای نشان دادن یک فکر یا کلمه، آن را دقیقاً به تصویر تبدیل میکند. یعنی به جای اینکه معنا را عوض کند، آن را به شکل یک صحنهٔ واقعی و ملموس جلوی چشم ما میآورد.
اما چرا این کار باعث میشود خواب را نفهمیم؟ چون ما در زندگی روزمره ریشهی تصویری کلمات را فراموش کردهایم. وقتی ذهن یک اصطلاح یا فکر انتزاعی را به شکل یک تصویر قدیمی یا عینی درمیآورد، ما دیگر نمیتوانیم بین آن صحنه و آن فکر ارتباط برقرار کنیم.
در واقع، چون زبان خواب زبان تصویر است، ذهن از این روش استفاده میکند تا مفاهیم پیچیده را مثل یک معمای تصویری (چیستانهایی که با نقاشی طرح میشوند) بازسازی کند. این کار باعث میشود معنای واقعی خواب پشت یک ظاهر ساده یا حتی مضحک پنهان بماند. فروید در نهایت اشاره میکند که روابط دیگری هم بین ظاهر و باطن خواب وجود دارد که در آینده به آنها خواهد پرداخت.
تفسیر یک رؤیای کامل
یکی از بهترین مثالهایی که فروید برای نشان دادن محتوای آشکار و نهفته رؤیا از آنها استفاده کرده است رؤیای تئاتر است.
در این مثال، زنی که سالها از ازدواجش گذشته خوابی میبیند که در آن با شوهرش در تئاتر نشسته است. در خواب گفته میشود که دوستش الیزه، که تقریباً همسن اوست، تازه نامزد کرده و فقط بلیطهای بدی برای تئاتر پیدا کرده است.
هنگام تحلیل خواب، زن توضیح میدهد که بعضی از عناصر آن از اتفاقات روز قبل آمدهاند: مثلاً او قبلاً بلیطهای تئاتر را خیلی زود خریده بود و بعد فهمیده بود عجلهاش بیدلیل بوده، و همچنین خواهرشوهرش هم با عجله پولی را که هدیه گرفته بود صرف خرید جواهر کرده بود.
با کنار هم گذاشتن این تداعیها، فروید نتیجه میگیرد که اندیشهی پنهان خواب به احساس زن دربارهٔ ازدواج خودش مربوط است. خبر نامزدی دوستش باعث شده در ناخودآگاهش این فکر شکل بگیرد که شاید خودش در ازدواج عجله کرده و اگر صبر میکرد میتوانست انتخاب بهتری داشته باشد. در خواب، موضوع «عجله کردن» بهطور مستقیم دیده نمیشود، اما از طریق عناصر دیگر مانند خرید زودهنگام بلیط یا خرید عجولانهی جواهر نشان داده شده است.
فروید از این تحلیل چند نکتهی مهم نتیجه میگیرد:
- نخست اینکه مهمترین فکر پنهان خواب ممکن است در ظاهر خواب دیده نشود و فقط از طریق تحلیل آشکار شود.
- دوم اینکه عناصر عجیب یا نامعقول در خواب میتوانند بازنمایی نمادین یک فکر یا احساس باشند.
- سوم اینکه رابطهی میان محتوای آشکار و نهفته رؤیا ساده و مستقیم نیست؛ یک عنصر در خواب میتواند به چند فکر پنهان اشاره کند.
- همچنین ممکن است رؤیا احساساتی را نشان دهد که خود فرد در بیداری از آنها آگاه نیست.
جمعبندی
فروید با استناد به اینکه عناصر رؤیا همیشه جایگزینی برای مواد دیگری هستند به این نتیجه رسید که رؤیاها از دو لایه برخوردار هستند که آنها را محتوای آشکار و نهفته رؤیا مینامد. علاوه بر این، با مشاهدهی مقاومت در فرایند تداعی آزاد این استدلال که عناصر رؤیا مواد اصلی نیستند تقویت میشود که خود نشاندهنده محتوای پنهان و نهفتهای است که در پس هر رؤیا وجود دارد.
منابع
Freud, S. (1915). The unconscious. SE, 14: 159-204.
Freud, S. (1961). The resistances to psycho-analysis. In The Standard Edition of the Complete Psychological Works of Sigmund Freud, Volume XIX (1923-1925): The Ego and the Id and other works (pp. 211-224).
Freud, S. (1900). The interpretation of dreams. S.E., 4-5. [Here]
Freud, S. (1894). The neuro-psychoses of defence. SE, 3: 41-61.
برای ارتباط با ما در انتهای مطلب کامنت بگذارید. علاوه بر این میتوانید در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید.
- اینستاگرام: schema.therapy
- تلگرام: psychologistnotes
- ایمیل: schemalogy@gmail.com









