اختلال شخصیت پارانوئید (PPD): تشخیص و درمان
اختلال شخصیت پارانوئید یکی از اختلالات شخصیت است که مشخصهی آن بیاعتمادی و سوءظن گسترده نسبت به دیگران است. افرادی که دچار این اختلال هستند به شدت نگران خیانت دیدن هستند و افکار مداوم نادرستی دربارهی بیوفایی و قابل اعتماد بودن دوستان و اعضای خانواده دارند. علاوه بر این، در روابط عاطفی، دچار شک و بدبینی مکرر و بیاساس نسبت به هسمر خود میشوند.
در این مقاله، تمام ویژگیهای اختلال شخصیت پارانوئید بر اساس کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) که از سوی انجمن روانپزشکی آمریکا منتشر میشود توضیح داده خواهد شد.
اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

مشکوک بودن میتواند در مواقعی واقعبینانه و انطباقی باشد، مانند زمانی که یک غریبه بهصورت ناگهانی به شما نزدیک میشود. با این حال، برخی افراد دائماً نسبت به دیگران، حتی کسانی که به خوبی میشناسند، بیاعتماد و بدگمان هستند.
اختلال شخصیت پارانوئید (PPD) که با بیاعتمادی و سوءظن تعریف میشود به طوری که با الگوهای فکری، رفتار و عملکرد روزانه تداخل میکند. به عبارت دیگر افکار پارانوئیدی باعث میشود که فرد نتواند وظایف روزانه و عملکردهای خود را انجام دهد. یک فرد مبتلا به PPD ممکن است عمیقاً نسبت به دیگران محتاط باشد و همیشه مراقب علائمی باشد که نشان میدهد کسی سعی در تهدید، بدرفتاری یا فریب دادن آنها دارد.
این افراد ممکن است بارها وفاداری، صداقت یا قابل اعتماد بودن دیگران را زیر سوال ببرند. هنگامی که آنها متوجه میشوند که مورد آزار و اذیت، طرد شدن یا تحقیر قرار گرفتهاند، احتمالاً با طغیانهای خشم، رفتارهای کنترلکننده یا با انداختن تقصیر به گردن دیگران و سرزنش کردن آنها پاسخ میدهند.
افکار بیاعتمادی که با اختلال شخصیت پارانوئید همراه است میتواند ایجاد و حفظ روابط نزدیک و عاطفی را دشوار کند. اگر یکی از عزیزانتان مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید است، ممکن است از دیدگاه نادرست او نسبت به جهان ناامید شوید، از اتهامات مداوم آنها خسته شده باشید، یا به دلیل خصومت و لجاجت آنها مورد ضرب و شتم قرار بگیرید. به نظر میرسد که آنها میتوانند جنبههای منفی هر موقعیت یا مکالمهای را بیابند و در آن اغراق کنند.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید تعاملات معمولی یا رویدادهای خنثی را به دیدهی شک مینگرند و اغلب احساس میکنند که دیگران قصد و نیت ضربه زدن، بیارزشسازی، تحقیر کردن و فریب دادن آنها را دارند. آنها همیشه بدترین سناریوها را در نظر میگیرند.
آنها دیگران را به خاطر بدبختیهای خود سرزنش میکنند و در کار مشترک یا نزدیک با دیگران مشکل دارند. فرد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید ممکن است سختگیر، کنترلکننده، انتقادی، سرزنشگر و حسود باشد. این شخص ممکن است درگیر اختلافات حقوقی طولانی و سخت باشد که حل آنها مشکل است.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید نمیتوانند همکاران یا همسران خوبی باشند زیرا به شدت مجادلهگر، خصمانه و طعنهآمیز هستند.
| ملاکهای تشخیصی اختلال شخصیت پارانوئید بر اساس DSM-5 |
|
A. بیاعتمادی و بدگمانی فراگیر نسبت به دیگران بهگونهای که انگیزههای آنها بدخواهانه تفسیر میشود، که از اوایل بزرگسالی شروع میشود و در زمینههای مختلفی وجود دارد، همانطور که با چهار (یا بیشتر) از موارد زیر نشان داده میشود:
B. منحصراً در طول دورهی اسکیزوفرنی، یک اختلال دوقطبی یا اختلال افسردگی با ویژگیهای روانپریشی، یا اختلال روانپریشی دیگر رخ نمیدهد و به اثرات فیزیولوژیکی یک وضعیت پزشکی دیگر نسبت داده نمیشود. توجه: اگر معیارهای قبل از شروع اسکیزوفرنی برآورده شده است، «پیش مرضی»، یعنی »اختلال شخصیت پارانوئید (پیش مرضی)» را اضافه کنید. |
توصیف ویژگیهای اختلال شخصیت پارانوئید

ویژگی اساسی اختلال شخصیت پارانوئید، الگوی بیاعتمادی فراگیر و بدگمانی نسبت به دیگران است به گونهای که انگیزههای آنها به عنوان بدخواهانه تعبیر میشود. این الگو از اوایل بزرگسالی شروع میشود و در زمینههای مختلف وجود دارد.
افراد مبتلا به این اختلال تصور میکنند که افراد دیگر آنها را استثمار میکنند، قصد آسیب رساندن به آنها را دارند یا اینکه فریبشان میدهند، حتی اگر هیچ مدرکی برای حمایت از این انتظار وجود نداشته باشد. آنها بر اساس شواهد کم یا بدون هیچ مدرکی بر این باور هستند که دیگران علیه آنها توطئه میکنند و ممکن است به طور ناگهانی، در هر زمان و بدون دلیل به آنها حمله کنند.
آنها اغلب احساس میکنند که توسط شخص یا افراد دیگری به طور عمیق و جبرانناپذیر آسیب دیدهاند، حتی زمانی که هیچ مدرک عینی برای این موضوع وجود ندارد.
البته باید این موضوع را نیز مد نظر قرار داد که درست است که اغلب افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید بدون داشتن مدرک به دیگران اتهام بیاعتمادی و سوءاستفاده وارد میکنند ولی گاهی مدارک و شواهدی نیز دارند. اما آنها در تفسیر مدارک و شواهد دچار خطاهای زیادی میشوند به گونهای که تمامی شواهد را طوری تفسیر میکنند که باور به بیاعتمادیشان تأیید شود.
آنها درگیر شک و تردیدهای ناموجه در مورد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و همکاران خود هستند و اقدامات آنها به عنوان جمعآوری شواهدی علیه او تفسیر میشود. هر گونه انحراف درکشده از قابل اعتماد بودن یا وفاداری، به حمایت از مفروضات اساسی آنها کمک میکند.
زمانی که یک دوست یا همکار وفاداری خود را نشان میدهد آنقدر شگفتزده میشوند که نمیتوانند اعتماد یا باور کنند. اگر در روابط مشکلی به وجود آید انتظار دارند که دوستان و همکارانشان یا به آنها حمله کنند یا آنها را نادیده بگیرند.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید تمایلی به اعتماد به دیگران یا نزدیک شدن به آنها ندارند زیرا میترسند اطلاعاتی که به اشتراک میگذارند علیه آنها استفاده شود. آنها ممکن است از پاسخ دادن به سؤالات شخصی خودداری کنند و بگویند که این اطلاعات «به هیچ کس» مربوط نیست.
به عنوان مثال، یک فرد مبتلا به این اختلال ممکن است اشتباه غیرعمدی کارمند فروشگاه را به عنوان تلاشی عمدی برای کوتاهی کردن تفسیر کند، یا اظهارات طنزآمیز همکارش را به عنوان یک حملهی جدی به خودش تلقی کند.
تعریف و تمجیدها اغلب به اشتباه تعبیر میشوند. مثلاً ممکن است که اگر کسی از او برای یک دستاورد تعریف کند آن را به عنوان انتقادی برای خودخواهی در نظر بگیرد و اگر کسی از او به خاطر یکی از کارهایش تعریف کند ممکن است این طور برداشت کند در حال تشویق او به کار بیشتر (سوءاستفاده) است.
گاهی نیز وقتی به آنها پیشنهاد کمک میشود آن را این طور تفسیر میکنند که فردی که پیشنهاد کمک داده است معتقد است که او آدم بیکفایتی است.
افراد مبتلا به این اختلال کینهتوزی هستند و تمایلی به بخشش توهینها، آسیبها یا اهانتهایی که فکر میکنند دریافت کردهاند، ندارند. حتی توهینهای جزئی، خصومت عمدهای در آنها ایجاد میکند و این احساسات خصمانه برای مدت طولانی ادامه مییابند.
از آنجایی که آنها دائماً مراقب نیتهای خطرناک دیگران هستند، اغلب احساس میکنند که شخصیت یا شهرت آنها مورد حمله قرار گرفته است یا به طریق دیگری تحقیر شدهاند. آنها سریعاً ضدحمله میکنند و به توهینهای درکشده با عصبانیت واکنش نشان میدهند.
افراد مبتلا به این اختلال ممکن است حسادت پاتولوژیک داشته باشند و اغلب بدون هیچ توجیه کافی مشکوک به خیانت همسر یا شریک جنسی خود باشند. آنها ممکن است برای حمایت از باورهای حسادتآمیز خود، «شواهد» بیاهمیت و غیرواقعی جمعآوری کنند. آنها میخواهند کنترل کامل روابط صمیمانه را در دست داشته باشند تا مورد خیانت قرار نگیرند و ممکن است دائماً محل اختفا، اقدامات و وفاداری همسر یا شریک زندگی خود را زیر سؤال ببرند و به چالش بکشند.
ویژگیهای مرتبط
دیگران با افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید معمولاً به سختی کنار میآیند و اغلب در روابط نزدیک با آنها مشکل دارند. بدگمانی و خصومت بیش از حد آنها ممکن است به صورت مشاجرهی آشکار یا شکایتها مکرر بیان شود. آنها احساسات خود را با عبارات خصمانه، سرسخت و کنایهآمیز بیان میکنند.
ماهیت جنگجو و مشکوک آنها ممکن است واکنش خصمانهی دیگران را برانگیزد که به نوبهی خود باور اولیهی آنها مبنی بر اینکه دیگران قصد صدمه زدن دارند تأیید میشود.
از آنجایی که افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید به دیگران اعتماد ندارند، باید کنترل بالایی بر اطرافیان خود داشته باشند. آنها اغلب انعطافناپذیر هستند، از دیگران انتقاد میکنند و قادر به همکاری نیستند. آنها ممکن است دیگران را به خاطر کاستیهای خود سرزنش کنند.
افراد مبتلا به این اختلال به دنبال تأیید تصورات منفی خود در مورد افراد یا موقعیتهایی هستند که با آنها روبرو میشوند و انگیزههای بدخواهانه را به دیگران نسبت میدهند که ترسهای خود را فرافکنی کنند.
شیوع
در جمعیت غیربالینی شیوع اختلال شخصیت پارانوئید حدود ۰٫۵٪ تا ۴٫۴٪ برآورد شده است. در بیماران روانپزشکی، در حدود ۲٪ تا ۱۰٪ از بیماران مراجعهکننده به درمانگاههای سرپایی، ۱۰٪ تا ۳۰٪ از بیماران بستری در بیمارستانهای روانپزشکی، و ۲۳٪ از جمعیت زندانها مشاهده میشود. مطالعات نشان دادهاند که شیوع این اختلال در زنان بالاتر گزارش شده است (جین و توریکو، ۲۰۲۴).
تشخیصهای افتراقی
سایر اختلالات روانی با نشانههای روانپریشی. اختلال شخصیت پارانوئید را میتوان از اختلال هذیانی، نوع گزند و آسیب، روانپریشی؛ و اختلال دوقطبی یا افسردگی با ویژگیهای روانپریشی متمایز کرد؛ زیرا این اختلالات همگی با دورهای از علائم روانپریشی مداوم (مانند هذیان و توهم) مشخص میشوند.
برای تشخیص اختلال شخصیت پارانوئید، اختلال شخصیت باید قبل از شروع علائم روانپریشی وجود داشته باشد و زمانی که علائم روانپریشی رو به بهبود است، باید ادامه یابد. هنگامی که فردی دارای اختلال روانی دیگری است (مثلاً اسکیزوفرنی) که قبل از آن اختلال شخصیت پارانوئید وجود داشته است، اختلال شخصیت پارانوئید نیز باید ثبت شود و به دنبال آن «پیش مرضی» در پرانتز قرار گیرد.
تغییر شخصیت به دلیل بیماریهای پزشکی. اختلال شخصیت پارانوئید را باید از تغییر شخصیت ناشی از بیماریهای پزشکی متمایز کرد، که در آن ویژگیهایی که ظاهر میشوند پیامد فیزیولوژیکی مستقیم یک بیماری پزشکی هستند.
اختلالات مصرف مواد. اختلال شخصیت پارانوئید باید از علائمی که ممکن است در ارتباط با مصرف مداوم مواد ایجاد شود متمایز شود.
ویژگیهای پارانوئید مرتبط با ناتوانیهای جسمی. این اختلال همچنین باید از صفات پارانوئید مرتبط با نارساییهای جسمی (مانند اختلال شنوایی) متمایز شود.
سایر اختلالات شخصیتی و ویژگیهای شخصیتی. اگر فردی دارای ویژگیهای شخصیتی باشد که علاوه بر اختلال شخصیت پارانوئید، معیارهای یک یا چند اختلال شخصیت را داشته باشد، همه آنها قابل تشخیص هستند.
- اختلال شخصیت اسکیزوتایپی. اختلال شخصیت پارانوئید و اختلال شخصیت اسکیزوتایپی دارای ویژگیهای فاصله گرفتن از دیگران و افکار پارانوئید هستند، اما اختلال شخصیت اسکیزوتایپی شامل علائم دیگری مانند تفکر جادویی، تجربیات ادراکی غیرمعمول، و تفکر و گفتار عجیب و غریب است.
- اختلال شخصیت اسکیزوئید. افرادی با رفتارهایی که معیارهای اختلال شخصیت اسکیزوئید را برآورده میکنند، اغلب بهعنوان عجیب و غریب، غیرعادی، سرد و گوشهگیر تلقی میشوند، اما معمولاً افکار پارانوئید برجستهای ندارند.
- اختلال شخصیت مرزی و نمایشی. تمایل افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید به واکنش خشم به محرکهای جزئی در اختلالات شخصیت مرزی و نمایشی نیز دیده میشود. با این حال، این اختلالات لزوماً با سوءظن فراگیر همراه نیستند و اختلال شخصیت مرزی سطوح بالاتری از تکانشگری و رفتارهای خود ویرانگر را نشان میدهد.
- اختلال شخصیت اجتنابی. افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی نیز ممکن است تمایلی به اعتماد به دیگران نداشته باشند، اما این بیاعتمادی بیشتر از ترس از شرمساری یا ناکافی دیده شدن است، تا ترس از نیت بد دیگران.
- اختلال شخصیت ضداجتماعی. اگرچه رفتار ضداجتماعی ممکن است در برخی از افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید وجود داشته باشد، اما معمولاً مانند اختلال شخصیت ضداجتماعی با میل به نفع شخصی یا استثمار دیگران انجام نمیشود، بلکه بیشتر میل به انتقام در آنها دیده میشود.
- اختلال شخصیت خودشیفته. افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است گهگاه بدگمانی، گوشهگیری اجتماعی یا بیگانگی نشان دهند، اما در درجهی اول ناشی از ترس از آشکار شدن عیوب یا نقصهای خود است.
ارزیابی و سنجش
علیرغم اینکه اختلال شخصیت پارانوئید یکی از شایعترین اختلالات شخصیتی است، تشخیص آن تا زمانی که علائم از خفیف به شدیدتر پیشرفت نکند دشوار است. به هر حال، اکثر ما در مقطعی از زندگی خود بدون اینکه تشخیص اختلال شخصیت پارانوئید را دریافت کنیم، رفتارهای بیاعتمادی، مشکوک یا خصمانه داشتهایم.
نظریهها و سببشناسی اختلال شخصیت پارانوئید
علتهای زیستشناختی. در مورد عوامل زیستشناختی دخیل در اختلال شخصیت پارانوئید اطلاعات محدودی به دست آمده است.
برخی از مطالعاتِ سابقهی خانوادگی، نشان دادهاند که اختلال شخصیت پارانوئید در خانوادههای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی بیشتر از خانوادههای افراد سالم شایع است. این یافته نشان میدهد که اختلال شخصیت پارانوئید ممکن است بخشی از طیف اختلالات اسکیزوفرنی باشد.
بهطور کلی به نظر میرسد که ژنتیک نقش نیرومندی در اختلال شخصیت پارانوئید دارد. یک مطالعهی روی دوقلوها نشان داد که وراثتپذیری اختلال شخصیت پارانوئید 50/0 است.
PPD در میان خانوادههایی که در آن بستگان نزدیک به اسکیزوفرنی مزمن مبتلا هستند بیشتر از جمعیت عمومی یافت میشود، که نشاندهندهی اهمیت وراثت است. با این حال، به گفتهی بسیاری از روانشناسان، تربیت و تجربهی فرد عوامل مهمی در تعیین شروع این اختلال هستند.
نظریه روانکاوی. اختلال شخصیت پارانوئید ممکن است از همان اوایل دوران کودکی یا نوجوانی از طریق روابط ضعیف با همسالان، اضطراب اجتماعی، حساسیت مفرط، خیالپردازیهای خاص، و افکار و گفتار عجیبوغریب از جانب فرد مبتلا قابل مشاهده باشد. حتی در کودکی، ممکن است «عجیب» یا نامتعارف به نظر برسند و مورد تمسخر قرار بگیرند.
ارتباط قوی بین سادومازوخیسم و آسیبشناسی روانی پارانوئید توسط فروید ذکر شد. فروید اشاره کرد افرادی که فانتزیهای ناخودآگاه ضربوشتم دارند اغلب نسبت به افرادی که میتوان آنها را در «طبقهی پدران» قرار داد حساسیت و تحریک پذیری دارند.
فروید (1922) در نوشتههای بعدی خود سه عامل را ذکر کرد که در پیدایش آسیبشناسی پارانوئید مهم بودند: گرایش پرخاشگرانهی اولیه، تجربیات اولیهی تهدید برای بقا، و پرخاشگری نسبت به مادر در مرحلهی پیشادیپی رشد.
در دیدگاه کلاینی، موقعیت پارانوئید-اسکیزوئید به عنوان مبنای رشدی برای آسیبشناسی شدید شخصیت در نظر گرفته میشود. این اولین مجموعه از روابط موضوعی کودکانه است. این وضعیت که مشخصهی شش ماه اول زندگی است، میتواند بعداً فعال شود و ممکن است به یک سبک شخصیتی تبدیل شود.
ایگوی کودکی که از درون توسط پرخاشگری ذاتی تهدید میشود، به فرافکنی متوسل میشود که به نوبهی خود، اضطراب گزند و آسیب ایجاد میکند، که با دونیمهسازی، انکار و ایدهآلسازی بدوی از آن دفاع میشود. از طریق تقسیم، موضوعات «خوب» و «بد» از هم جدا میشوند. موضوعات خوب توسط فرد، درونفکنی میشوند و مورد همانندسازی قرار میگیرند، در حالی که موضوعات بد به دیگران فرافکنی میشوند.
نقش محیط بیرونی در ایجاد صفات پارانوئید توسط وینیکات (1953) مورد تاکید قرار گرفت، او پیشنهاد کرد که نوزاد هر گونه تداخلی را با وجود خود به عنوان یک مزاحم تجربه میکند.
چنین کودکی بعداً بدگمانی، عدم بازیگوشی و مشغول شدن به خیالات ظالمانه را نشان خواهد داد. انزوای اجتماعی، رویاهای آزار و اذیت، فانتزیهای آشکارا پارانوئید و نگرانیهای جنسی سادومازوخیستی با شروع نوجوانی به تصویر بالینی اضافه خواهند شد.
اریکسون (1950) معتقد بود که روندهای پارانوئیدی در سرخوردگیها و ناکامیهای شدید دوران نوزادی ریشه دارند که مانع شکلگیری اعتماد اساسی میشود. فقدان اعتماد به نفسی که ایجاد میشود با افزایش درماندگی، بدبینی و احساس شرم و تردید همراه است.
نظریهپردازان دیگر توضیح میدهند که با بسیاری از افراد مبتلا به PPD در اوایل کودکی واقعاً با بیرحمی رفتار شده است و در نتیجه، نگرشهای سادیستی را نسبت به خود و دیگران درونی کردهاند. به طور مشابه، مشاهده شد که افراد پارانوئید اغلب در خانوادههایی با سیتزهجویی، خشونت و مشاجرهی بین والدین بزرگ شدهاند.
بنابراین، میتوان انتظار داشت که جو خانوادگی سادومازوخیستی، که اغلب بر خیانت زناشویی والدین متمرکز است، زمینه را برای رشد سادیسم فراهم کند. به طور مشابه، جاکوبسون (1971) مشاهده کرد که افراد پارانوئید در خانوادههایی بزرگ شدهاند که رفتارهای بیرحمانه و مشاجرهآمیز نشان میدهند.
نظر دیگر این است که شخصیت پارانوئید درواقع زیرشاخهی شخصیت خودشیفته است. تصور میشد که مسئلهی پویایی اساسی در شخصیتهای پارانوئید، اشتیاق نیرومند ناخودآگاه آنها برای اتحاد مجدد با ابژههای والدینی است. تصور میشد که چنین اشتیاقی باعث برانگیختن ترسهای همجنسگرایانه و زنا با محارم و همچنین ترس از انحلال خود میشود.
ارتباط شخصیت پارانوئید با سازمان شخصیت مرزی یا «آسیبشناسی منش سطح پایین» توسط کرنبرگ (1975) پیشنهاد شد. به نظر میرسد ادغام سوپرایگو در این مرحله در سازمان شخصیت به صورت حداقلی صورت میگیرد و عملکرد ایگو مختل میشود.
کرنبرگ همچنین اشاره کرد که ویژگیهای خودشیفتگی و PPD ممکن است در کنار هم وجود داشته باشند. هنگامی که چنین است، تصمیمگیری در مورد شخصیت غالب به کیفیت روابط موضوعی رایج بستگی دارد. در حالی که ویژگیهای فرد پارانوئید شامل گوشهگیری، سردی و مشکوک بودن است، حسادت و استثمار افراد خودشیفته را شامل نمیشود.
نظریهی شناختی. نظریههای شناختی روی افکار بیماران مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید تمرکز کردهاند. آنها اختلال شخصیت پارانوئید را نتیجهی یک باور اساسی مبنی بر اینکه افراد دیگر بدخواه و فریبنده هستند، همراه با عدم اعتماد به نفس در مورد توانایی دفاع از خود در برابر دیگران میدانند.
بنابراین، فرد باید همیشه مراقب نشانههای فریب یا انتقاد دیگران باشد و باید سریعاً علیه دیگران عمل کند. مطالعهای روی 17 بیمار مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید نشان داد که آنها باورهای پیشبینیشده توسط این نظریهها را بیشتر از بیمارانی که با سایر اختلالات شخصیت تشخیص داده شده بودند تأیید میکنند.
برخی از روانشناسان به طور مستقیم به طرحوارههای ناسازگار افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید به عنوان راهی برای توضیح رفتار آنها اشاره میکنند. یک دیدگاه این است که افراد مبتلا به این اختلال فرضیات اشتباه اساسی زیر را در مورد دیگران دارند:
- «افراد بدخواه و فریبنده هستند»،
- «اگر دیگران فرصت پیدا کنند به شما حمله میکنند»
- «فقط در صورتی میتوانید مشکلی نداشته باشید که به خودتان متکی باشید».
این طرحوارهها روشی ناسازگار برای نگریستن به جهان هستند، با این حال به نظر میرسد همه جنبههای زندگی این افراد را فرا گرفتهاند. به نظر میرسد که علت این طرحواره ریشه در سبکهای فرزندپروری و تربیت اولیهی آنهاست. والدین این بیماران ممکن است به آنها آموخته باشند که مراقب اشتباهات خود باشند و آنها را به این نتیجه میرسانند که با دیگران متفاوت هستند. این هوشیاری باعث میشود که آنها افراد دیگر را فریبنده و بدخواه ببینند.
برخی از مطالعات گذشتهنگر که خاطرات دوران کودکی افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید را بررسی کردهاند به این نتیجه رسیدهاند که تجربههای دردناک و بدرفتاریهای دوران کودکی در این افراد زیاد است. البته به علت سوگیری افراد مبتلا به این اختلال مبنی بر اینکه دنیا مکان تهدیدآمیزی است و دیگران قصد آسیب و فریب آنها را دارند باید این یافتهها را با احتیاط تفسیر کنیم.
عوامل اجتماعی و فرهنگی. مانند بسیاری از اختلالات، عوامل اجتماعی نیز در اختلال شخصیت پارانوئید نقش دارند.
در ایالات متحده، آمریکاییهای آفریقاییتبار میزان بیشتری از اختلال شخصیت پارانوئید را نسبت به سفیدپوستان گزارش میدهند. این نابرابری احتمالاً تا حدی به دلیل افزایش مواجهه در این گروه با عوامل خطر اجتماعی و محیطی است که ممکن است افراد را به بیاعتمادی یا مشکوکتر شدن سوق دهد.
به نظر میرسد قرار گرفتن در معرض تبعیض، تعصب، آسیبهای دوران کودکی، و به ویژه وضعیت اقتصادی-اجتماعی به این نابرابری جمعیتی کمک میکند.
عوامل فرهنگی نیز در اختلال شخصیت پارانوئید نقش دارند. گروه خاصی از افراد مانند زندانیان، پناهندگان، افراد دارای اختلالات شنوایی و افراد مسن تصور میشود که به دلیل تجارب منحصربهفردشان به ویژه در معرض خطر هستند.
تصور کنید اگر مهاجری بودید که با زبان و آداب و رسوم فرهنگ جدید خود آشنایی نداشتید، چگونه میتوانستید رفتار و گفتار دیگران را تفسیر کنید. در این وضعیت چیزهای بیخطری مانند خندیدن یا صحبت کردن آرام دیگران را ممکن است به خودتان بگیرید.
درمان اختلال شخصیت پارانوئید

افرادی که مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید تشخیص داده میشوند، معمولاً تنها زمانی که در بحران هستند برای درمان مراجعه میکنند.
آنها ممکن است به دنبال درمان برای علائم شدید افسردگی یا اضطراب باشند، اما اغلب نیازی به درمان پارانویای خود احساس نمیکنند. سبک محافظهکارانه و مشکوک آنها اغلب شکلگیری رابطهی درمانی قابل اعتماد را تضعیف میکند.
علاوه بر این، تلاشهای درمانگران برای به چالش کشیدن تفکر پارانوئیدی احتمالاً مطابق با سیستم اعتقادی پارانوئیدگونهی آنها سوءتعبیر میشود. به این دلایل، درمان اختلال شخصیت پارانوئید میتواند بسیار دشوار باشد.
برای جلب اعتماد فردی که مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید است، درمانگر باید آرام، محترم و بسیار رک باشد. درمانگر نمیتواند مستقیماً با تفکر پارانوئیدی مراجع مقابله کند، اما در عوض باید به ابزارهای غیرمستقیم برای طرح سؤالاتی در ذهن مراجع در مورد روش معمول او برای تفسیر موقعیتها تکیه کند.
اگرچه بسیاری از درمانگران انتظار ندارند مراجعان پارانوئید به بینش کامل نسبت به مشکلات خود دست یابند، اما امیدوارند که با ایجاد حداقل درجاتی از اعتماد به درمانگر، درمانجو یاد بگیرد که به دیگران اعتماد بیشتری داشته باشد و در نتیجه روابط بین فردی تا حدودی بهبود یابد.
درمان شناختی برای افراد مبتلا به این اختلال بر افزایش احساس خودکارآمدی آنها در مواجهه با موقعیتهای دشوار و در نتیجه کاهش ترس و خصومت آنها نسبت به دیگران متمرکز است.
رواندرمانی میتواند به فرد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید کمک کند تا علائم را مدیریت کند و عملکرد روزانهی خود را بهبود بخشد. اما به دلیل ماهیت این اختلال، اکثر افراد مبتلا به PPD به دنبال کمک نیستند. تا آنجا که به آنها مربوط میشود، ترسهایشان موجه است و هرگونه تلاشی برای تغییر طرز فکرشان، تنها سوءظن آنها را تأیید میکند که مردم قصد فریب دادن آنها را دارند.
درمان اختلال شخصیت پارانوئید تا حد زیادی بر رواندرمانی متمرکز است. درمانگر میتواند به فرد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید کمک کند تا مهارتهایی را برای ایجاد همدلی و اعتماد، بهبود ارتباطات و روابط و مقابلهی بهتر با علائم PPD ایجاد کند. از آنجایی که حضور دیگران ممکن است به افکار پارانوئید و رفتارهای مضطرب دامن بزند، فرد مورد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید به احتمال زیاد از درمان فردی بیشتر از درمان گروهی سود میبرد.
درمان شناختی-رفتاری (CBT) میتواند به فرد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید کمک کند تا باورهای مخرب و الگوهای فکری خود را بشناسد. با تغییر نحوهی تأثیر این باورها بر رفتار، CBT میتواند به کاهش پارانویا و بهبود نحوهی تعامل و ارتباط با دیگران کمک کند. CBT همچنین میتواند به آنها کمک کند تا به جای سرزنش کردن دیگران، راههای بهتری برای مقابله با احساسات خود بیاموزند.
موانع درمان
اولین چالش بزرگ این است که فرد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید تشخیص نمیدهد که چیزی در تفکر او اختلال دارد، در نتیجه با کمال میل نیاز به درمان را نمیپذیرد. تلاش برای وادار کردن افراد مبتلا به PPD به جستجوی کمک اغلب نتیجهی معکوس خواهد داشت و به مقاومت آنها میافزاید و به این پارانویا که مردم علیه آنها توطئه میکنند دامن میزند.
یکی دیگر از موانع درمان، غلبه بر سوءظن و بیاعتمادی نسبت به کسانی است که سعی در کمک به او دارند، از جمله درمانگر. مانند همهی روابط، اعتماد جزء اصلی ارتباط موثر درمانگر و درمانجو است.
یافتن درمانگر مناسب برای هر اختلال روانی اغلب نیازمند زمان و تلاش است– و این به ویژه در مورد اختلال شخصیت پارانوئید صادق است. فرد مبتلا به PPD باید احساس کند که با درمانگر همکاری میکند نه اینکه درمان به او تحمیل شود.
ارتباط با ما
برای ارتباط با ما در انتهای مطلب کامنت بگذارید. علاوه بر این میتوانید در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید.
- اینستاگرام: schema.therapy
- تلگرام: psychologistnotes
- ایمیل: schemalogy@yahoo.com
منابع











