نظریه روانکاوی تفسیر رؤیا: درس گفتار پنجم

در بخش دوم کتاب «درس‌گفتارهای مقدماتی روان‌کاوی»، زیگموند فروید با یک نگاه تحلیلی و عمیق به سراغ دنیای پیچیده‌ی رؤیاها می‌رود. در این مقاله، درس گفتار پنجم را بررسی می‌کنیم که سنگ‌بنای نظریه روانکاوی تفسیر رؤیا است که فروید در آن نظریه‌های اولیه درباره‌ی تفسیر رؤیاها را واکاوی می‌کند و ما را آماده‌ی نظریه‌های خود درباره‌ی روانکاوی رؤیاها می‌کند.

اگر مایل هستید این مسیر علمی را از ابتدا دنبال کنید، پیشنهاد می‌کنم بخش قبلی این مجموعه از مقالات درباره‌ی روانکاوی، یعنی بررسی اعمال سهوی، را نیز مطالعه کنید تا دید جامع‌تری نسبت به مفاهیم بنیادین فروید داشته باشید. علاوه بر این می‌توانید به تمام مقالات مرتبط با روانکاوی دسترسی داشته باشید:

مقدمه‌ای در باب نظریه روانکاوی تفسیر رؤیا

فروید بحث خود درباره‌ی نظریه روانکاوی تفسیر رؤیا را در درس‌گفتار پنجم کتاب، با این فرضیه آغاز می‌کند که رؤیاهایی که در خواب می‌بینیم معنادار هستند.

از نظر او، نشانه‌های مشکلات بیماران نوروتیک معنا دارند که منجر به کشف روانکاوی شد. او مشاهده کرد که بیماران در طول درمان، به‌جای طرح نشانه‌ها، رؤیاهایشان را مطرح می‌کردند و لذا به این نتیجه رسید که رؤیاها معنادارند.

فروید از معنای رؤیاها برای فهم نوروزها استفاده می‌کند چون رؤیاها نه‌تنها فی‌نفسه نوروتیک هستند، بلکه در همه‌ی افراد سالم هم رخ می‌دهند و به همین دلیل می‌توان از طریق مطالعه‌ی آن‌ها به همان نتایجی رسید که از بررسی اختلالات نوروتیک به دست می‌آید. از این رو رؤیاها به یکی از موضوعات اصلی روان‌کاوی تبدیل شده‌اند.

بی‌اهمیتی و مبهم بودن رؤیاها

زیگموند فروید برای مطرح کردن نظریه روانکاوی تفسیر رؤیا، ابتدا به این موضوع می‌پردازد که تاکنون دانشمندان نسبت به اهمیت رؤیاها غافل بوده‌اند و حتی آن‌ها را پیش پا افتاده به حساب می‌آوردند. در مقایسه با مسائل جدی پزشکی مانند تومورها مطالعه‌ی رؤیاها نباید اهمیت چندانی داشته باشد.

علاوه بر این، رؤیاها معمولاً مبهم‌اند، کامل تعریف نمی‌شوند و بخش زیادی از آن‌ها فراموش می‌شود. حتی وقتی فرد رؤیایی را گزارش می‌کند، هیچ تضمینی نیست که در حین تعریف آن را تغییر نداده یا برای پر کردن ابهام‌ها چیزهایی را از خود اضافه نکرده باشد.

به همین دلیل، این پرسش مطرح می‌شود که آیا چنین مواد ناقص و نامطمئنی واقعاً می‌توانند مبنای نظریه روانکاوی تفسیر رؤیا به حساب آیند؟

پاسخ فروید به بی‌اهمیتی و مبهم بودن رؤیاها

فروید معتقد است این مخالفت‌ها ناشی از کم‌توجهی به ماهیت واقعی رؤیاست. همان‌طور که پیش‌تر در بحث اعمال سهوی گفته شد، پدیده‌های کوچک و ظاهراً بی‌اهمیت می‌توانند نشانه‌هایی از مسائل عمیق‌تر و مهم‌تر باشند.

همچنین ابهام و دشواری درک رؤیاها بخشی از طبیعت آن‌هاست و نمی‌توان از یک پدیده خواست تا ویژگی ذاتی‌اش را نداشته باشد.

علاوه بر این، در روان‌پزشکی پدیده‌های مبهم دیگری نیز وجود دارد، مانند برخی وسواس‌ها، که با وجود همین ابهام مورد توجه و بررسی دقیق پزشکان قرار گرفته‌اند.

در نهایت فروید اعلام می‌دارد که برای حل کردن مشکل مبهم بودن رؤیاها، بهتر است هر آنچه را فرد درباره‌ی رؤیاهایش گزارش می‌کند، همان رؤیای اصلی او در نظر بگیریم و به دنبال این نباشیم که چه چیزی فراموش شده و چه چیزی به آن اضافه شده است؛ زیرا این موارد همان ویژگی ذاتی رؤیاهاست.

 علت مخالفت با اهمیت علمی رؤیاها

فروید ریشه‌ی بی‌توجهی علمی به رؤیاها را واکنشی به باورهای اغراق‌آمیز گذشتگان می‌داند. در دوران باستان، رؤیاها نقشی کلیدی در تصمیمات سیاسی و نظامی (مانند پیش‌گویی پیروزی اسکندر در محاصره‌ی «تیر») داشتند و تعبیر آن‌ها معتبر محسوب می‌شد.

در مقابل، علوم دقیق نیز، رؤیا را صرفاً یک پدیده‌ی غیر روانی و ناشی از محرک‌های فیزیکی (سوماتیک) می‌دانند. فروید برای نشان دادن این نگاه تحقیرآمیز، از تعابیر پزشکانی نقل‌قول می‌آورد که رؤیاها را به «علف‌های هرز»، «رقص ناموزون بیماران» یا «نواختن تصادفی پیانو توسط فردی ناآشنا به موسیقی» تشبیه کرده‌اند تا بی‌معنایی و آشفتگی آن‌ها را از نظر علمی ثابت کنند.

فروید توضیح می‌دهد که اگر رؤیا را صرفاً پدیده‌ای بی‌معنا و ناشی از محرک‌های جسمانی بدانیم، جایی برای تعبیر آن‌ها باقی نمی‌ماند. این نگاه علمی، رؤیا را با نشانه‌هایی مانند گسستگی تداعی‌ها و افت عملکرد ذهنی همراه می‌داند و تنها دستاورد ارزشمندش را شناسایی تأثیر محرک‌های بدنی بر رؤیاها می‌شمارد.

با این حال، فروید باز هم با اشاره به اعمال سهوی در پاسخ به این وضعیت درباره‌ی رؤیاها می‌گوید که اگر اعمال سهوی می‌توانند معنا داشته باشند، رؤیاها هم می‌توانند.

تعریف رؤیاها

نظریه روانکاوی رؤیا
نظریه روانکاوی رؤیا

فروید برای طرح نظریه روانکاوی تفسیر رؤیا می‌گوید که بهتر است کار خودمان را با تعریف رؤیا آغاز کنیم و پیشنهاد می‌کند به‌جای ارائه‌ی یک تعریف رسمی و خشک، به ویژگی‌های اصلی و مشترک میان همه‌ی رؤیاها توجه کنیم.

وجوه مشترک رؤیاها

فروید نخستین ویژگی مشترک همه‌ی رؤیاها را این می‌داند که تمام آن‌ها در خواب رخ می‌دهند؛ یعنی رؤیا نوعی فعالیت روانی (حیات روانی) در هنگام خواب است که هم به حیات روانی در هنگام بیداری شباهت و هم با آن تفاوت‌های زیادی دارد.

او سپس رابطه‌ی نزدیک رؤیا و خواب را مطرح می‌کند و می‌گوید رؤیا حالتی میان خواب و بیداری است، چون گاه ما را از خواب بیدار می‌کند و اغلب هنگام بیدار شدن رؤیایی در ذهن داریم.

در ادامه، به خواب به‌عنوان یک مسئله‌ی فیزیولوژیک یا زیستی نگاه می‌کند و خواب به عنوان حالتی توصیف می‌شود که در آن انسان موقتاً از دنیای بیرون کناره می‌گیرد، تحریکات خارجی را کنار می‌زند و برای تجدید قوا به استراحت می‌پردازد.

از نظر روان‌شناختی، خواب یعنی قطع موقت رابطه با جهان یا توقف تعلق به دنیا؛ گویی انسان برای رهایی از فشار زندگی بیرونی، به وضعیتی شبیه دوران پیش از تولد و زندگی در رحم بازمی‌گردد: جایی گرم، تاریک و بدون محرک. نویسنده از این‌جا نتیجه می‌گیرد که هر بیدار شدن نوعی «تولد دوباره» است.

بنابراین رؤیاها ظاهراً جزئی طبیعی از خواب نیستند، بلکه افزوده‌ی ناخواسته‌ای بر آن محسوب می‌شوند؛ زیرا حالت طبیعی خواب را بر هم می‌زنند.

از دید فیزیولوژیک، بهترین خواب، خوابی بدون رؤیاست؛ زیرا رؤیا نشانه‌ی باقی‌ ماندن بقایای فعالیت روانی در زمانی است که ذهن باید کاملاً در حالت استراحت و خاموشی باشد. اگر این بقایا وجود داشته باشند، نباید معنا داشته باشند، چون ذهن خوابیده نمی‌تواند از آن معنایی استخراج کند.

اگر خواب باشم و فعالیت روانی را به‌کلی متوقف کرده باشم، ولی صرفاً موفق به فرونشاندن برخی بقایای آن نشده باشم، آنگاه نیازی به معنا داشتن هیچ‌یک از این بقایا نیست.

زیگموند فروید

با این حال، بر اساس این نظریه‌ها، رؤیاها حتی اگر زائد باشند، واقعی‌اند و باید توضیح داده شوند. فروید نتیجه می‌گیرد که رؤیا در اصل واکنش ذهن به محرک‌هایی است که در هنگام خواب به آن وارد می‌شوند؛ همان چیزی که مانع از آرامش کامل روان می‌شود.

بنابراین قدم اول در فهم رؤیا، شناخت محرک‌هایی است که خواب را مختل کرده و رؤیا را به‌صورت پاسخی روانی برمی‌انگیزند.

فروید در این بخش به ویژگی دوم و مشترک رؤیاها می‌پردازد: تفاوت ماهوی و کیفی فعالیت ذهنی در هنگام خواب با زمان بیداری. به عبارت دیگر فعالیت‌های روانی در خلال خواب با فعالیت‌های روانی زمان بیداری تفاوت بسیار زیادی دارند.

او تأکید می‌کند که این تفاوت، به معنای «ضعیف‌بودن» یا «نازل بودن» تفکر در خواب نیست، بلکه ماهیت آن با تفکر بیداری متفاوت است. رؤیاها اصولاً عجیب و غریب‌اند.

فروید با اشاره به نظر «فخنر»، مطرح می‌کند که شاید صحنه‌ی ظهور و پردازش رؤیا در ذهن، متفاوت از صحنه‌ی تفکر در بیداری باشد. او در پایان، تشبیه رؤیا به «صدای ناهماهنگ نواختن اتفاقی پیانو» را رد می‌کند، زیرا معتقد است این تشبیه، ویژگی خاص و تأثیرگذاری منحصر‌به‌فردی را که رؤیاها بر روان انسان می‌گذارند، نادیده می‌گیرد و به همین دلیل، درک این تفاوت کیفی را کلیدی برای شناخت بهتر رؤیا می‌داند.

فروید توضیح می‌دهد که رؤیاها تنوعی شگفت‌انگیز دارند و نمی‌توان وجه مشترک ساده‌ی دیگری برای آن‌ها یافت. برخی بسیار کوتاه و ساده‌اند و برخی طولانی و پیچیده؛ بعضی روشن و منطقی و برخی مبهم و آشفته؛ گاه سرشار از احساسات شدید و گاه کاملاً خنثی. برخی بلافاصله فراموش می‌شوند و برخی دیگر سال‌ها در ذهن باقی می‌مانند یا حتی تکرار می‌شوند.

این گوناگونی گسترده با این فرض که رؤیا صرفاً واکنشی مکانیکی و دفاعی به یک محرک باشد سازگار نیست. همچنین توضیح دادن این تفاوت‌ها با ارجاع به «درجات مختلف عمق خواب» نیز قانع‌کننده نیست، زیرا در یک رؤیای واحد ممکن است بخش‌های روشن و منطقی ناگهان جای خود را به بخش‌های مبهم و بی‌معنا بدهند، بی‌آنکه بتوان تغییر سریع عمق خواب را علت آن دانست. بنابراین، مسئله‌ی ماهیت رؤیا همچنان پیچیده باقی می‌ماند و راه‌حل ساده‌ای برای توضیح این تنوع وجود ندارد.

خلاصه آن‌که این فعالیت روانی، که در طول شب اتفاق می‌افتد، گنجینه‌ی بی‌انتهایی در اختیار دارد و از پسِ خلق هرچه که ذهن در زندگی روزانه می‌آفریند برمی‌آید، ولی هرگز با آن یکی نیست.

امکان فهم رؤیا از طریق وجوه مشترک

فروید قبل از توضیح نظریه روانکاوی تفسیر رؤیا توضیح می‌دهد که با استناد به نمونه‌های تجربی، ذهن در هنگام خواب، محرک‌های ناگهانی (مانند صدای زنگ، بو، یا فشارهای جسمانی) را نه به شکل مستقیم، بلکه در قالب یک داستان و سناریوی روانی «تعبیر» می‌کند.

رؤیا محرکی را که موجب اتمام خواب می‌شود تعبیر می‌کند، ولی این تعبیر را هر مرتبه به‌صورت متفاوتی انجام می‌دهد. روشن است که محرک مزاحم در رؤیا ظاهر می‌شود، ولی به ما نمی‌گوید که چرا این صورت خاص را به خود گرفته و به‌هیچ‌وجه به نظر نمی‌رسد که از ماهیت محرکی که خواب را مختل کرده است پیروی کند.

با این حال، فروید تأکید می‌کند که این نظریه، یعنی «رؤیا به مثابه‌ی واکنش به محرک‌های فیزیولوژیک»، برای توضیح تمام محتوای رؤیا کافی نیست. به سه دلیل اصلی:

  1. انتخاب تصادفی: مشخص نیست چرا ذهن برای یک محرک واحد (مثلاً صدای زنگ)، سناریوهای متفاوتی (مثل صدای ناقوس کلیسا یا شکستن ظروف) را انتخاب می‌کند؛ این فرآیند از نظر علمی «دلبخواهانه» به نظر می‌رسد.
  2. وجود مصالح اضافی: بخش بزرگی از محتوای رؤیاها، جزئیات پیچیده و عجیبی دارند که هیچ ارتباط مستقیمی با محرک مختل‌کننده ندارند و با نگاه مکانیکی علوم تجربی قابل تبیین نیستند.
  3. عدم ردیابی محرک: در بسیاری از موارد، هیچ محرک بیرونی یا درونی (سوماتیک) مشخصی یافت نمی‌شود که بتوان رؤیا را واکنشی به آن دانست. ما بعد از تمام رؤیاها بیدار نمی‌شویم و اگر رؤیای شب گذشته را در صبح به خاطر داشته باشیم، از کجا می‌خواهیم متوجه تأثیر محرک مختل‌کننده‌ای شویم که احتمالاً در طول شب بر ما اثر گذاشته است؟

در نهایت، فروید نتیجه می‌گیرد که اگرچه تأثیر محرک‌های جسمانی بر رؤیا غیرقابل‌انکار است، اما آن‌ها تنها «جرقه» یا بخش کوچکی از فرآیند رؤیا هستند.

اگر محرک قابل‌ردیابی نباشد، نمی‌توانیم از وجود آن مطمئن شویم. ما در هر صورت دیدگاهمان از اهمیت محرک‌های بیرونی و مختل‌کننده‌ی خواب را تغییر داده‌ایم، چون دریافتیم که آن‌ها نه کل واکنش رؤیا، بلکه صرفاً بخش کوچکی از آن را توجیه می‌کنند.

فروید سپس به بررسی دیدگاه «شرنر» (۱۸۶۱) درباره‌ی منشأ رؤیاها می‌پردازد. شرنر بر این باور است که رؤیاها نه تنها پاسخی به محرک‌های بیرونی، بلکه عمدتاً واکنشی به «محرک‌های سوماتیک» یا همان محرک‌های حسی درونی بدن هستند.

فروید با ارائه‌ی مثال رؤیای شرنر درباره‌ی «پسربچه‌هایی که با هم می‌جنگند»، نشان می‌دهد که چگونه ذهن، یک محرک جسمی (مثلاً درد یا فشار در ناحیه دندان) را به یک نماد بصری (پسربچه‌ها) تبدیل می‌کند. طبق نظریه‌ی شرنر، ذهن تلاش می‌کند ارگان منشأ محرک را از طریق اشیایی که به آن شباهت دارند (مانند دندان به شکل پسربچه‌ها یا روده‌ها به شکل گذرگاه‌های پیچ‌درپیچ) بازنمایی کند.

با این حال، فروید در نقد این نظریه به چند نکته‌ی اساسی اشاره می‌کند:

  1. مشکوک بودن تعابیر: تعبیر کردن نمادهای رؤیا به ارگان‌های بدن در بسیاری از موارد، به صورت حدس و گمان است و به‌سختی می‌توان آن را به شکل علمی اثبات کرد.
  2. محدودیت کاربرد: این نظریه تنها می‌تواند بخش کوچکی از رؤیاها را (آن‌هایی که گمان می‌رود در پی یک محرک جسمانی ایجاد شده‌اند) توجیه کند و قادر نیست تمامی رؤیاها را پوشش دهد.
  3. نقص در تبیین کل رؤیا: حتی اگر بپذیریم که محرک سوماتیک باعث تولید تصویر نمادین اولیه شده است، باز هم بخش بزرگی از محتوای رؤیا که شامل جزئیات و قصه‌پردازی‌های پیچیده است، بی‌پاسخ می‌ماند. منشأ این «مصالح دیگر رؤیا» همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند و با تکیه بر محرک‌های جسمانی قابل توضیح نیست.

در نهایت، فروید با این تحلیل، ما را به این نتیجه‌گیری می‌رساند که محرک‌های جسمانی (چه بیرونی و چه درونی) تنها «جرقه» یا محرک آغازین رؤیا هستند و نمی‌توانند تمام محتوا و معنای آن را تبیین کنند. این موضوع بعداً به زیربنایی برای نظریه روانکاوی تفسیر رؤیا شد.

رؤیاها محرک را صرفاً بازتولید نمی‌کنند، بلکه روی آن کار می‌کنند، گریزهایی به آن می‌زنند، آن را در بافتار‌هایی می‌گنجانند و آن را جایگزین چیز دیگری می‌کنند. این یکی از آن جنبه‌های کار رؤیاست که ناگزیر توجه ما را به خود جلب می‌کند، چراکه می‌تواند ما را به [درک] ماهیت رؤیاها نزدیک‌تر کند.

تحلیل پویایی ذهن در هنگام رؤیا

فروید با کنار گذاشتن دیدگاه‌های صرفاً مکانیکی برای رسیدن به نظریه روانکاوی تفسیر رؤیا، به تحلیل پویایی ذهن در هنگام رؤیا می‌پردازد. او معتقد است رؤیاها نه بازتولید ساده‌ی محرک‌های حسی، بلکه نتیجه‌ی فعالیت خلاقانه‌ی ذهن بر روی آن محرک‌ها هستند.

درواقع، ذهن خوابیده با گریز زدن به حواشی، ایجاد بافتارهای داستانی و جایگزین‌سازی نمادین، محرک‌های اولیه را به پدیده‌ای پیچیده تبدیل می‌کند. بر این اساس، این محرک‌ها به‌هیچ‌وجه قادر به توجیه ماهیت و محتوای غنی رؤیا نیستند و جست‌وجو در آن‌ها برای درک چیستی رؤیا، راهی به خطا می‌برد، چرا که خاستگاه اصلی رؤیا را باید در لایه‌های عمیق‌تر روانی جست‌وجو کرد.

در این بخش، فروید به نقد یکی دیگر از ویژگی‌های بنیادین رؤیا، یعنی «غرابت» یا غیرعادی بودن فضای آن می‌پردازد و صحت تکیه بر محرک‌های حسی را به چالش می‌کشد. او این پرسش را مطرح می‌کند که اگر رؤیاها صرفاً واکنش به محرک‌های بیرونی هستند، چرا محتوای آن‌ها اغلب با ماهیت آن محرک‌ها همخوانی ندارد؟ برای نمونه، اگر بیشتر تجربه‌های رؤیا «بصری» هستند، چرا محرک‌های بینایی در دنیای واقعی نقش ناچیزی در ایجاد رؤیا دارند؟

همچنین، در مواردی که در رؤیا گفت‌وگویی رخ می‌دهد، نویسنده با قاطعیت رد می‌کند که این پدیده لزوماً ناشی از شنیدن صدا یا گفت‌وگویی در دنیای واقعی هنگام خواب باشد. در واقع، او با طرح این تردیدها، ناکارآمدی تکیه بر «محرک‌های مستقیم» را برای توضیح ویژگی‌های ساختاری و عجیب رؤیا برجسته می‌کند و نشان می‌دهد که این رویکرد تجربی نمی‌تواند چرایی تغییر ماهیت محرک به تصاویر و تجربیات رؤیا را تبیین کند.

رؤیاهای منطقی

فروید پس از شکست در تبیین رؤیا از طریق «محرک‌های حسی» و «وجوه مشترک»، به سراغ دسته‌ی دیگری از رؤیاها می‌رود: رؤیاهای واقع‌گرایانه و منطقی. او با ذکر مثال‌هایی نشان می‌دهد که برخی رؤیاها صرفاً بازتابی مستقیم از تجربیات روزمره‌ی فرد هستند.

فروید استدلال می‌کند که اگرچه این رؤیاهای واقع‌گرایانه، تکرار ساده‌ی وقایع روز گذشته یا مسائل جاری زندگی‌اند، اما در نهایت ما را به بن‌بست می‌رسانند؛ زیرا آن‌ها تنها اقلیتی از رؤیاها را تشکیل می‌دهند و نمی‌توانند «پوچی و غیرمنطقی بودن» حجم عظیم رؤیاهای دیگر را توضیح دهند.

نکته‌ی مهم‌تر اینجاست که حتی در مورد همین رؤیاهای منطقی، پرسش بی‌پاسخ تازه‌ای مطرح می‌شود: «چرا و با چه هدفی» ذهن ما این خاطرات روزمره را در رؤیا تکرار می‌کند؟

در پایان، فروید به یک ناامیدی صادقانه از مسیرهای پیموده‌شده اعتراف می‌کند. او بر این باور است که:
  • روان‌شناسی تجربی تنها نقش محرک‌ها را به عنوان «برانگیزاننده» (نه عامل اصلی) تأیید کرده و بیش از این چیزی به دست نداده است.
  • فلسفه نیز صرفاً با نگاهی تحقیرآمیز به رؤیا به عنوان موضوعی بی‌ارزش نگریسته است.
  • عقاید عامیانه و غیبی که رؤیا را پیش‌گوی آینده می‌دانند، فاقد هرگونه اعتبار علمی و اثبات‌پذیری هستند.

فروید با این جمع‌بندی، رسماً اعلام می‌کند که تلاش‌های اولیه برای رمزگشایی از رؤیا بی‌حاصل بوده است. او با کنار زدن این بن‌بست‌ها، در واقع راه را برای یک «تغییر پارادایم» یعنی راهی به سوی نظریه روانکاوی تفسیر رؤیا باز می‌کند؛ چرا که مشخص شده است جست‌وجو در محرک‌های بیرونی و ظواهر منطقی رؤیا، کلید فهم ماهیت آن نیست. او به نوعی از ما می‌خواهد که پیش‌فرض‌های قبلی را رها کرده و به دنبال مسیری کاملاً متفاوت برای درک چرایی رؤیا باشد.

رؤیاهای روزانه

فروید درباره‌ی «رؤیاهای روزانه» می‌گوید که اگرچه این فانتزی‌ها با رؤیاهای شبانه در ظاهر متفاوت‌اند (چرا که در رؤیاهای روزانه فرد دچار توهم نمی‌شود و می‌داند که در حال خیال‌پردازی است)، اما پیوندی عمیق میان آن‌ها وجود دارد. برخلاف رؤیاهای شبانه که در هاله‌ای از ابهام و غیرمنطقی بودن هستند، رؤیاهای روزانه بسیار شفاف و دارای انگیزه‌هایی آشکارند.

طبق تحلیل فروید، محتوای این خیال‌پردازی‌ها مستقیماً تحت سیطره‌ی دو نیاز بنیادی سوژه قرار دارد:

جاه‌طلبی/قدرت (که در مردان غالب است) و ارضای آرزوهای جنسی/عاشقانه (که در زنان نمود بیشتری دارد). این خیال‌پردازی‌ها «مهر تاریخ» بر پیشانی دارند؛ یعنی با تغییر شرایط زندگی فرد، تحول می‌یابند و با گذشت زمان خود را با واقعیت‌های جدید زندگی فرد تطبیق می‌دهند.

قهرمان رؤیاهای روزانه، چه بصورت مستقیم و چه با همانندسازی آشکار با شخصی دیگر، همواره خود سوژه است.

در نهایت، فروید می‌پرسد که آیا شباهت اسمی «رؤیای شبانه» و «رؤیای روزانه» صرفاً یک تصادف زبانی است یا نشان‌دهنده‌ی ویژگی روانی مشترکی که هنوز برای ما ناشناخته مانده؟ او با طرح این پرسش، جسورانه پیشنهاد می‌کند که شاید برای درک رؤیاهای شبانه‌ی «غیرمنطقی و عجیب»، باید به دنبال ردپای همین «رؤیاهای روزانه‌ی منطقی و آرزومحور» در ساختار آن‌ها باشیم.

او این مسیر را به عنوان «سرنخی غیرمنتظره» برای بررسی‌های آتی پیشنهاد می‌دهد تا شاید از این طریق، پرده از اسرار رؤیاها برداشته شود و بتوان نظریه روانکاوی تفسیر رؤیا را پیش کشید.

برای مطالعه بیشتر می‌توانید به منابع زیر نیز مراجعه کنید:

برای ارتباط با ما در انتهای مطلب کامنت بگذارید. علاوه بر این می‌توانید در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید.

  • اینستاگرام: schema.therapy
  • تلگرام: psychologistnotes
  • ایمیل: schemalogy@gmail.com
  • کانال بله: schemalogy@

دکتر حمید بهرامی زاده

رویکرد من طرحواره‌‌درمانی و روانکاوی است و تاکنون ۳ کتاب در حوزه طرحواره‌درمانی منتشر کرده‌ام و یک کتاب درباره‌ی درمان افسردگی. علاقه‌ی اصلی من یکپارچه‌نگری رویکردهای روان‌درمانی است. من فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های فردوسی، تهران و علامه‌طباطبایی هستم. شعار من این است: زندگی آب‌تنی کردن در حوضچه اکنون است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا