رابطه مصرف مواد توسط والدین با اختلالات روانی فرزندان آنها

اخیراً یک مطالعه‌ در سوئد به بررسی رابطه‌ی مصرف مواد توسط والدین با اختلالات روانی فرزندان فرزندان آن‌ها پرداخته است. نتایج این مطالعه نشان داد افرادی که والدین آنها، دچار اختلال مصرف مواد هستند به اختلالات روانی بیشتری مبتلا می‌شوند. نتایج این مطالعه در ژورنال تحقیقات روان‌پزشکی منتشر شده است.

مقدمه

مصرف الکل و مواد مخدر از عوامل مهم مرگ‌ومیر و ناتوانی هستند. علاوه بر این، اثرات آن‌ها فقط به فرد مصرف‌کننده محدود نمی‌شود و بر سلامت، اقتصاد و ساختار اجتماعی خانواده‌ها و جوامع نیز تأثیر می‌گذارد. در سال‌های اخیر، پژوهشگران به جنبه‌ای از این پدیده توجه کرده‌اند که به آن «آسیب به دیگران» (Harm to Others) گفته می‌شود؛ یعنی بررسی پیامدهای مصرف مواد بر اطرافیان فرد، به‌ویژه کودکانی که در خانواده‌هایی با والدین مبتلا به اختلال مصرف مواد رشد می‌کنند.

مطالعات متعدد نشان داده‌اند که این کودکان در معرض خطر پیامدهای منفی گوناگون هستند: از جمله ضعف در عملکرد تحصیلی، مشکلات سلامت روان، اختلالات رفتاری، رشد روانی ناقص، اضطراب، افسردگی، اقدام به خودکشی، بستری‌های مرتبط با الکل، و حتی مرگ‌های ناشی از مصرف مواد در بزرگسالی.

با این حال، مشکل مصرف مواد در والدین معمولاً با سایر مشکلات خانوادگی همراه است، مانند اختلالات روان‌پزشکی والدین، فقر، بدرفتاری یا غفلت از کودک، و نابسامانی در محیط خانواده.

از دیدگاه سلامت عمومی، این تجارب کودکی منفی شاخص‌های مهمی برای درک و کاهش نابرابری‌های سلامت در سطح جامعه محسوب می‌شوند. بنابراین برای درک دقیق رابطه‌ی میان اختلالات مصرف مواد والدین و پیامدهای منفی در فرزندان، باید این عوامل خانوادگی هم‌زمان در نظر گرفته شوند—موضوعی که بسیاری از پژوهش‌های گذشته از آن غفلت کرده‌اند.

از منظر علمی، شواهد نشان می‌دهد که رفتارهای مصرف مواد هم از نظر ژنتیکی و هم از نظر محیطی منتقل می‌شوند. اختلالات مصرف مواد در والدین با افزایش رفتارهای برون‌ریز در فرزندان مرتبط است، اگرچه بخشی از این رابطه به دلیل هم‌پوشانی ژنتیکی میان والد و فرزند است.

برای نمونه، مطالعه‌ای در فنلاند نشان داد کودکانی که در خانواده‌های دارای والدین با اختلال مصرف مواد رشد کرده‌اند، در سنین ۱۵ تا ۲۵ سالگی بیشتر دچار مشکلات روان‌پزشکی می‌شوند—و هرچه میزان مواجهه تکرار شود، خطر نیز افزایش می‌یابد.

با این حال، هنوز به‌درستی مشخص نیست که مواجهه‌ی نوجوانان با اختلال مصرف مواد در والدین چگونه و تا چه حد بر سلامت روان آن‌ها در جوانی تأثیر می‌گذارد. ممکن است برخی دوره‌های سنی حساس‌تر از سایر دوره‌ها باشند و مداخله در آن زمان‌ها تأثیر پیشگیرانه‌ی بیشتری داشته باشد.

همچنین تفاوت‌های جنسیتی در این رابطه هنوز به‌طور کامل شناخته نشده است؛ پژوهش‌ها نشان داده‌اند که دختران بیشتر دچار اختلالات درونی‌سازی (مانند اضطراب و افسردگی) می‌شوند، در حالی که در پسران اختلالات برون‌ریز (مانند پرخاشگری یا رفتارهای ضد اجتماعی) شایع‌تر است. از این‌رو، بررسی جداگانه‌ی دوران کودکی و نوجوانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا نوجوانی مرحله‌ای کلیدی در شکل‌گیری مسیر سلامت روان در زندگی آینده است.

علاوه بر این، مرور پژوهش‌ها نشان می‌دهد که اکثر مطالعات طولی در این حوزه در ایالات متحده انجام شده‌اند، و پژوهش‌های مبتنی بر جمعیت در سایر کشورها برای تعمیم نتایج ضروری است.

هدف پژوهش

این مطالعه با استفاده از داده‌های بیش از یک میلیون نفر در سوئد طراحی شده تا رابطه‌ی میان اختلالات مصرف مواد در والدین (در دوران کودکی و نوجوانی) و بروز اختلالات روان‌پزشکی در فرزندان در بزرگسالی جوان را بررسی کند.

پژوهشگران فرض کردند که هرگونه اختلال مصرف مواد در والدین، خطر ابتلای فرزندان به اختلالات روان‌پزشکی را افزایش می‌دهد.

پرسش‌های اصلی پژوهش

  1. میزان و نوع خطر ابتلا به اختلالات روان‌پزشکی در افرادی که در کودکی یا نوجوانی با والدین دارای اختلال مصرف مواد زندگی کرده‌اند چقدر است و آیا این خطر بر اساس نوع اختلال متفاوت است؟

  2. آیا این خطر در پسران و دختران تفاوت دارد؟

  3. آیا برخی دوره‌های سنی (کودکی یا نوجوانی) برای مواجهه با مصرف مواد والدین از نظر اثرگذاری بر سلامت روان بعدی حساس‌تر هستند؟

  4. تا چه حد می‌توان این ارتباط‌ها را با عوامل دیگر مانند منشأ قومی، محل زندگی، فقر نسبی، عملکرد تحصیلی پایین یا وجود سایر اختلالات روانی در والدین توضیح داد؟

روش

در این مطالعه بیش از حد ۰۰۰/۰۹۳/۱ شرکت کردند که متولدین سال‌های ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۰ بودند. شرکت‌کنندگان از زمان تولد تا حداکثر ۳۵ سالگی پیگیری شدند.

متغیر اصلی مواجهه

اختلال مصرف مواد در والدین شامل هر نوع اختلال مصرف الکل یا اختلال مصرف مواد مخدر در یکی یا هر دو والدین بود. هر کودکی که والدینش این نشانه‌ها را تا زمان ۱۸ سالگی داشت به صورت دودویی کدگذاری شد: ۱= در معرض خطر و ۰ = در معرض نیست.

متغیر پیامد

پیامد مورد نظر اولین تشخیص اختلال روانی در فرزندان بود.

متغیرهای همپراش

برای کنترل عوامل مخدوش‌کننده‌ی نتایج متغیرهای زیر نیز لحاظ شدند:

  1. سوئدهای بومی
  2. فرزندان مهاجران
  3. مهاجران جوان
  4. جنسیت و سال تولد
  5. محل سکونت در ۱۸ سالگی
  6. فقر نسبی: بر اساس درآمد خانوار پس از مالیات
  7. سایر اختلالات روان‌پزشکی در والدین
  8. نمرات مدرسه در پایان آموزش اجباری

تحلیل‌های آماری

تحلیل‌ها بر اساس داده‌های شخص‌‌زمان بود. در این تحلیل هر فرد از ابتدای دوره‌ی مطالعه تا زمانی که یکی از اتفاقات زیر برایش رخ دهد پیگیری می‌شود:

  1. اولین تشخیص روان‌پزشکی
  2. مرگ
  3. پایان دوره‌ی پیگیری

اگر هیچ‌کدام از این اتفاقات رخ ندهد، داده‌های آن فرد تا پایان پیگیری لحاظ می‌شود.

سپس پژوهشگران از روش رگرسیون کاکس استفاده کردند تا بفهمند آیا قرار گرفتن در معرض اختلالات مصر مواد توسط والدین، خطر ابتلا به اختلال روانی در فرزندان در طول زمان را افزایش می‌دهد یا نه. چهار مدل تحلیلی ارائه شد:

  • تنظیم شده برای سال تولد، منشاء و محل سکونت
  • افزودن متغیر فقر نسبی
  • افزدون تمام متغیرهای فوق به همراه اختلالات روانی والدین
  • تحلیل نهایی با تفکیک بر اساس جنسیت

در گام بعدی بررسی شد که آیا ارتباط میان مواجهه با اختلال مصرف مواد توسط والدین و بروز اختلالات روانی در فرزندان برای انواع مختلف اختلالات روانی تفاوت دارد:

  • درونی‌سازی: مانند افسردگی و اضطراب
  • اختلالات مصرف مواد
  • برون‌ریزی: مانند اختلال بیش‌فعالی یا اختلال شخصیت ضداجتماعی
  • سایر اختلالات روان‌پزشکی

علاوه بر این تفاوت میان مواجهه در کودکی (تا ۱۲ سال) و در نوجوانی (۱۳ تا ۱۸ سال) بررسی شد تا مشخص شود که کدام دوره حساس‌تر است.

در ادامه، پایداری نتایج با آزمون باقیمانده‌های شونفلد سنجیده شد و تحلیل‌ها در دو بازه‌ی سنی ۱۸–۲۶ و ۲۶–۳۵ سال تکرار گردید؛ نتایج نشان داد روند ارتباط در طول زمان تقریباً ثابت است.

در تحلیل‌های حساسیت اثر متقابل متغیر اصلی با منشأ، فقر نسبی و سایر اختلالات والدین بررسی شد.

در نهایت، تحلیل میانجی‌گری با روش کارلسون-هولم-بین در نرم‌افزار STATA انجام شد تا مشخص شود نمرات پایین مدرسه تا چه حد واسطه‌ی رابطه‌ی بین اختلال مصرف مواد در والدین و اختلالات روانی در فرزندان است. مقایسه بین مدل ساده (بدون متغیرهای کمکی) و مدل کامل (شامل همه‌ی متغیرها و میانجی‌ها) انجام شد.

نتایج

این پژوهش به صورت کلی نشان داد که مواجهه با اختلال مصرف مواد در والدین در دوران کودکی و نوجوانی به‌طور معناداری با افزایش احتمال ابتلا به اختلالات روان‌پزشکی در فرزندان ارتباط دارد.

در مجموع، حدود ۴ درصد از جمعیت مورد مطالعه در دوران کودکی یا نوجوانی در معرض اختلال مصرف مواد والدین قرار داشتند. بیشتر شرکت‌کنندگان (حدود ۷۶ درصد) سوئدی بومی بودند، ۱۶.۶ درصد فرزندان مهاجران و ۷.۴ درصد خود مهاجر محسوب می‌شدند. نزدیک به نیمی از جمعیت (۴۵ درصد) در شهرهای متوسط زندگی می‌کردند، و حدود ۲۲ درصد در مناطق روستایی.

از نظر وضعیت تحصیلی، ۲۲ درصد نمرات بالا داشتند و ۱۰ درصد نمرات پایین. همچنین ۵۸ درصد هرگز در فقر نسبی زندگی نکرده بودند، در حالی که ۱۶ درصد برای ۴ تا ۱۰ سال در فقر نسبی به‌سر برده‌اند. در کل، ۱۴ درصد از جمعیت نمونه بین ۱۸ تا ۳۵ سالگی دچار نوعی اختلال روان‌پزشکی شدند که شیوع آن در میان افرادی که در معرض اختلال مصرف مواد والدین بودند، به‌طور چشمگیری بیشتر بود.

یافته‌های اصلی آماری

در مدل‌های رگرسیون کاکس، خطر بروز اختلالات روانی در میان کسانی که والدینشان دچار اختلالات مصرف مواد بودند، به‌طور محسوسی بالاتر از افراد بدون چنین مواجهه‌ای بود.

  • در مردان، نسبت خطر (HR) برابر با ۲.۱۶ و در زنان برابر با ۱.۸۰ بود.
  • پس از درنظر گرفتن فقر نسبی و سایر اختلالات روانی والدین، این ضرایب کاهش یافتند اما همچنان معنادار باقی ماندند (۱.۸۰ برای مردان و ۱.۵۶ برای زنان).

نتایج نشان داد که مواجهه در دوران کودکی (۰ تا ۱۲ سال) خطر بیشتری دارد تا در دوران نوجوانی (۱۳ تا ۱۸ سال).

  • در مردان، HR  برای مواجهه در کودکی ۲.۲۹ و برای نوجوانی ۱.۸۹ بود.
  • در زنان، HR برای کودکی ۱.۸۵ و برای نوجوانی ۱.۷۰ گزارش شد.
    پس از تنظیم همه متغیرهای کنترل، این مقادیر به‌ترتیب به حدود ۱.۹۳ در مردان و ۱.۶۱ در زنان (برای دوران کودکی) کاهش یافت.

نتایج مربوط به نوع اختلال روان‌پزشکی

رابطه‌ی مواجهه با اختلال مصرف مواد والدین در انواع اختلالات روان‌پزشکی نیز بررسی شد و نتایج زیر به‌دست آمد:

۱. اختلالات مصرف مواد در فرزندان

فرزندانی که والدینشان دچار اعتیاد بوده‌اند، بیشترین خطر را برای گرفتار شدن به همان نوع مشکل داشتند.
یعنی احتمال اینکه خودشان بعدها دچار اعتیاد شوند،
برای پسرها ۲.۵۵ برابر و برای دخترها ۲.۳۳ برابر بیشتر از افراد دیگر بود

۲. اختلالات برون‌ریز

این‌ها اختلالاتی هستند که رفتار بیرونی و کنترل‌نشده دارند، مثل بیش‌فعالی، پرخاشگری یا رفتار ضداجتماعی. در این گروه هم خطر بالاتر بود:
حدود ۲ برابر بیشتر از افراد عادی (۲.۲۱ برای پسرها و ۲.۱۶ برای دخترها).

۳. اختلالات درونی‌سازی

این دسته شامل مشکلاتی مثل افسردگی و اضطراب است — یعنی اختلالاتی که بیشتر در درون فرد اتفاق می‌افتند و کمتر در رفتار بیرونی دیده می‌شوند.
در اینجا هم خطر بالا بود، ولی کمتر از دو مورد قبل:
حدود ۱.۵ برابر بیشتر از افراد بدون سابقه خانوادگی اعتیاد.

۴. سایر اختلالات روانی

در بقیه اختلالات (که شامل موارد متفرقه می‌شود) نیز رابطه دیده شد، اما نسبت خطر خیلی کمتر بود — حدود ۱.۱ تا ۱.۲ برابر، یعنی هنوز مهم ولی ضعیف‌تر از سایر گروه‌ها.

بنابراین فرزندان والدین معتاد بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به اعتیاد، اختلالات رفتاری، اضطراب و افسردگی قرار دارند،
و احتمال این مشکلات در آن‌ها بین ۱.۵ تا ۲.۵ برابر بیشتر از سایر افراد است.

تحلیل‌های حساسیت و میانجی‌گری

در تحلیل‌های تفکیکی، منشأ مهاجرت تأثیر قابل توجهی بر خطر بروز اختلال روانی نداشت. اما مشخص شد که خطر ابتلا در فرزندانی که فقط در معرض اختلال مصرف مواد والدین بودند، از کسانی که والدینشان دارای اختلال روانی هم‌زمان بودند، بیشتر است.

در تحلیل‌های میانجی‌گری مدل کاهش‌یافته نشان داد که مواجهه با اختلال مصرف مواد توسط والدین احتمال ابتلا به اختلال روانی را حدود ۲.۳ برابر در مردان و ۱.۹ برابر در زنان افزایش می‌دهد. با وارد کردن متغیرهای کنترل و میانجی‌ها (مانند نمرات مدرسه)، این رابطه به‌ترتیب به ۱.۸۵ و ۱.۵۵ کاهش یافت.

برآورد شد که در مردان حدود ۲۷٪ از این ارتباط توسط متغیرهای اجتماعی و تحصیلی توضیح داده می‌شود و ۹٪ از آن به‌طور خاص به نمرات پایین مدرسه مربوط است. در زنان نیز ۳۲٪ از اثر کل و ۱۵٪ از آن به واسطه‌ی نمرات تحصیلی تبیین شد.

جمع‌بندی نتایج

به‌طور کلی، یافته‌ها نشان می‌دهند که فرزندانی که در خانواده‌های دارای والدین مبتلا به اختلال مصرف مواد رشد می‌کنند، دو تا سه برابر بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات روانی در بزرگسالی قرار دارند.
خطر بیشتر در افرادی مشاهده شد که در دوران کودکی با این شرایط مواجه بودند، نه در نوجوانی.
اختلالات مصرف مواد و اختلالات برون‌ریز بیشترین ارتباط را نشان دادند. علاوه بر عوامل ژنتیکی، شرایط اجتماعی–اقتصادی و عملکرد تحصیلی نیز نقش مهمی در این مسیر علی ایفا می‌کنند.

بحث و نتیجه‌گیری

نتایج این پژوهش نشان داد که قرار گرفتن در معرض اختلال مصرف مواد در والدین پیش از ۱۸ سالگی با افزایش معنادار خطر ابتلا به اختلالات روان‌پزشکی در فرزندان در سال‌های بعدی زندگی همراه است.

این ارتباط حتی پس از کنترل متغیرهایی مانند سال تولد، محل زندگی، منشأ قومی و وجود سایر اختلالات روانی در والدین نیز باقی ماند. خطر در پسران و در افرادی که در دوران کودکی (نه نوجوانی) در معرض این شرایط بوده‌اند، بیشتر مشاهده شد.

این یافته‌ها با پژوهش‌های پیشین هم‌خوانی دارد و نشان می‌دهد که کودکان والدین دارای اختلال مصرف مواد بیشتر در معرض تجربه‌ی عوامل آسیب‌زای دیگر مانند فقر، وضعیت اجتماعی–اقتصادی پایین، و مشکلات روانی والدین قرار دارند.

با این حال، حتی پس از کنترل این متغیرها، ارتباط بین اختلال مصرف مواد توسط والدین و مشکلات روانی فرزندان به‌طور کامل از بین نرفت، که بیانگر نقش احتمالی عوامل ژنتیکی و خانوادگی مشترک است که در این مطالعه قابل اندازه‌گیری نبودند.

از نظر نوع اختلال، بیشترین خطر مربوط به ابتلای خودِ فرزندان به اختلال مصرف مواد بود، و پس از آن اختلالات برون‌ریز و سپس اختلالات درونی‌سازی قرار داشتند. این الگو نشان می‌دهد که عوامل محیطی و اجتماعی مشترک، از جمله الگوگیری از رفتار والدین، نظارت کمتر، و محیط خانوادگی پرتنش می‌توانند در انتقال نسلی رفتارهای اعتیادی نقش داشته باشند.

علاوه بر این، کیفیت عملکرد تحصیلی نقش محافظتی قابل‌توجهی داشت. فرزندانی که نمرات بالاتر داشتند، حتی در صورت مواجهه با اختلال مصرف مواد توسط والدین، احتمال کمتری برای ابتلا به اختلال روانی در بزرگسالی داشتند.

تحلیل‌های میانجی‌گری نشان داد که نمرات مدرسه توانستند حدود ۹٪ از این ارتباط در پسران و ۱۵٪ در دختران را توضیح دهند؛ یعنی موفقیت تحصیلی تا حدی اثر منفی اختلالات والدین را تعدیل می‌کند.

جالب آن‌که، درحالی‌که پژوهش‌های قبلی نشان داده‌اند دختران از نظر هیجانی آسیب‌پذیرترند و مصرف مواد والدین را بیشتر به‌عنوان مشکل تجربه می‌کنند، در این مطالعه پسران در معرض خطر بالاتری از اختلالات روانی قرار داشتند. همچنین، دوران کودکی (۰ تا ۱۲ سال) حساس‌ترین مرحله برای تأثیرپذیری از مصرف مواد والدین تشخیص داده شد.

پژوهش همچنین نشان داد که در حدود ۴۰ درصد از والدین دارای اختلال مصرف مواد، اختلال روانی دیگری نیز وجود داشت و زمانی که این متغیر در مدل‌های آماری لحاظ شد، شدت رابطه تا حدی کاهش یافت. این موضوع نشان می‌دهد که فرزندان این خانواده‌ها معمولاً با ترکیبی از مشکلات روانی و اجتماعی در والدین روبه‌رو هستند.

نقاط قوت و محدودیت‌ها

از نقاط قوت این مطالعه می‌توان به دامنه‌ی وسیع داده‌ها اشاره کرد؛ داده‌ها از ثبت‌های ملی سوئد استخراج شدند و بیش از یک میلیون نفر را دربرگرفتند، بنابراین خطای انتخاب نمونه و سوگیری نمایندگی بسیار اندک بود. پژوهش، مردان و زنان را جداگانه تحلیل کرد، متغیرهای مخدوش‌کننده‌ی کلیدی (از جمله فقر و اختلالات روانی والدین) را کنترل نمود و افراد دارای سابقه‌ی اختلال روانی قبل از شروع پیگیری را کنار گذاشت تا از علیت معکوس جلوگیری شود.

اما محدودیت‌هایی نیز وجود داشت:
۱. طراحی مطالعه اجازه نمی‌داد عوامل ژنتیکی یا خانوادگی مشترک (مانند خلق‌وخو، ساختار خانواده، یا شرایط محله) بررسی شوند.
۲. داده‌ها تنها شامل افرادی بود که به مراکز درمانی مراجعه کرده و تشخیص رسمی دریافت کرده بودند؛ در نتیجه احتمالاً شیوع واقعی اختلالات روانی بالاتر از ارقام گزارش‌شده است.
۳. مدل آماری کاکس نمی‌تواند خطر دقیق ابتلا در آغاز پیگیری را برآورد کند، هرچند سن تشخیص در آن لحاظ شده است.

نتیجه‌گیری

کودکانی که پیش از ۱۸ سالگی در خانواده‌هایی با والدین مبتلا به اختلال مصرف مواد رشد می‌کنند، در بزرگسالی در معرض افزایش قابل توجه خطر ابتلا به اختلالات روان‌پزشکی قرار دارند. این خطر در پسران و در مواجهه‌های زودهنگام‌تر (دوران کودکی) بیشتر است.

نتایج پژوهش بر اهمیت سیاست‌ها و مداخلات حمایتی زودهنگام برای کودکان و نوجوانانی که در خانواده‌های آسیب‌پذیر از نظر مصرف مواد رشد می‌کنند تأکید می‌کند—از جمله شناسایی زودهنگام، حمایت تحصیلی، و تقویت عوامل محافظتی مانند عملکرد مدرسه و محیط‌های اجتماعی سالم.

این یافته‌ها اهمیت تأثیر مصرف مواد توسط والدین بر کودکان را برجسته می‌سازد.

در وب‌سایت اسکیمالوژی، ما با هدف گسترش دانش و تسهیل دسترسی پژوهشگران، دانشجویان و درمانگران به منابع علمی روز دنیا، خلاصه‌های تحلیلی و مبسوط از مقالات علمی منتشرشده در ژورنال‌های معتبر بین‌المللی را در اختیار شما قرار می‌دهیم.
این خلاصه‌ها با دقت علمی بالا و زبان روان تدوین می‌شوند تا شما بتوانید علاوه بر آشنایی با یافته‌های جدید در روان‌شناسی و علوم رفتاری، از آن‌ها برای ایده‌پردازی در پژوهش‌های آینده و مطالعه‌ی پیشینه‌ی پژوهشی در حوزه‌ی تخصصی خود بهره ببرید.هدف ما این است که «مطالعه‌ی پژوهش‌های علمی» برای شما نه فقط آسان‌تر، بلکه الهام‌بخش‌تر شود.

منبع

Manhica, H., Lundin, A., Wennberg, P., & Danielsson, A.-K. (2024). Parental substance use disorders and psychiatric conditions in offspring: A Swedish population-based cohort study with over 1,000,000 individuals. Journal of Psychiatric Research, 179, 156–162. https://doi.org/10.1016/j.jpsychires.2024.09.015

برای ارتباط با ما در انتهای مطلب کامنت بگذارید. علاوه بر این می‌توانید در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید.

  • اینستاگرام: schema.therapy
  • تلگرام: psychologistnotes
  • ایمیل: schemalogy@gmail.com

دکتر حمید بهرامی زاده

رویکرد من طرحواره‌‌درمانی و روانکاوی است و تاکنون ۳ کتاب در حوزه طرحواره‌درمانی منتشر کرده‌ام و یک کتاب درباره‌ی درمان افسردگی. علاقه‌ی اصلی من یکپارچه‌نگری رویکردهای روان‌درمانی است. من فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های فردوسی، تهران و علامه‌طباطبایی هستم. شعار من این است: زندگی آب‌تنی کردن در حوضچه اکنون است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا