در حال حاضر حمایت از محیط زیست به یک امر ضروری در تمامی جوامع محسوب میشود و همهی ما باید برای حفظ آن تلاش کنیم.
وقتی صحبت از حمایت از محیط زیست میشود کمتر کسی ممکن است به این فکر کند که این طرفداری ممکن است نشانهی خودشیفتگی باشد. زیرا طرفداری از محیط زیست بهعنوان نشانهای از اخلاقمداری، نوعدوستی و مسئولیت اجتماعی در نظر گرفته شده است. اما آیا رابطه خودشیفتگی با طرفداری از محیط زیست دور از ذهن است.
رابطه خودشیفتگی با طرفداری از محیط زیست
برای بررسی رابطه خودشیفتگی با طرفداری از محیط زیست باید این نکته را در نظر داشت که دلایل روانشناختی کاملاً متفاوتی برای پایبندی به یک ارزش وجود دارد. به عنوان مثال، دو نفر ممکن است طرفدار محیط زیست باشند اما دلایل و انگیزههای روانشناختی مختلفی داشته باشند. بنابراین میتوان این پرسش را مطرح کرد که آیا گرایش به ارزشهای محیطزیستی و طرفداری از آن همیشه ناشی از نگرانیهای اخلاقی است یا اینکه ممکن است دلایل روانشناختی دیگری مثل انگیزههای خودمحورانه داشته باشد؟
ارزشهای زیستمحیطی به دلیل بار اخلاقی و منزلت اجتماعی بالایی که در جوامع معاصر دارند، به زمینهی مناسبی برای ارائهی خود تبدیل میشوند. در همین راستا مفهوم فضیلتنمایی (virtue signaling) توضیح میدهد که چگونه برخی افراد با پیروی از ارزشهای اخلاقی برای ساختن تصویر مثبت از خود و جلب تأیید اجتماعی استفاده میکنند.
علاوه بر این، تجربهی طرد اجتماعی (social exclusion) نیز ممکن است افراد را به همسویی با ارزشهای هنجاری غالب سوق دهد تا از این طریق احساس تعلق و پذیرش به دست آورند.
در این چارچوب، خودشیفتگی بهعنوان یک ویژگی شخصیتی مرتبط با خودمحوری، نیاز به تحسین و تنظیم عزتنفس مطرح میشود. خودشیفتگی آشکار یا بزرگپندار با اعتمادبهنفس بالا و تمایل به دیدهشدن همراه است، و خودشیفتگی آسیبپذیر با حساسیت به ارزیابی دیگران، احساس شرم و عزتنفس شکننده مشخص میشود. هرچند این دو نوع خودشیفتگی متضاد به نظر میرسند، هر دو میتوانند افراد را به سمت پذیرش یا نمایش ارزشهای اجتماعی مقبول سوق دهند.
بنابراین مسئلهی محوری در این پژوهش این است که آیا رابطه خودشیفتگی و طرفداری از محیط زیست از مسیرهای انگیزشی متفاوتی عبور میکند. فهم این مسیرها برای درک دقیقتر اخلاق زیستمحیطی ضروری است، زیرا نشان میدهد پشت رفتارهای ظاهراً مشابه، سازوکارهای روانشناختی کاملاً متفاوتی ممکن است وجود داشته باشد.
هدف اصلی پژوهش
هدف اصلی مقاله «رابطه خودشیفتگی با طرفداری از محیط زیست» بررسی این مسئله است که رابطهی میان خودشیفتگی و ارزشهای طرفدار محیطزیست چگونه شکل میگیرد و از چه سازوکارهای روانشناختی واسط بین آنها چیست؟ بهطور مشخص، پژوهش قصد دارد نشان دهد:
- آیا دو شکل متمایز خودشیفتگی (بزرگپندار و آسیبپذیر) به شیوههای متفاوتی با ارزشهای زیستمحیطی مرتبطاند؛
- و آیا این ارتباط بهصورت مستقیم رخ میدهد یا از طریق مکانیسمهای میانجی توضیح داده میشود.
در این چارچوب، دو مکانیسم بهعنوان مسیرهای احتمالی بررسی میشوند:
- فضیلتنمایی بهعنوان راهی برای خودارائهگری، کسب پرستیژ اخلاقی و تنظیم عزتنفس؛
- طرد اجتماعی بهعنوان تجربهای که ممکن است افراد را به همسویی با ارزشهای هنجاری جامعه سوق دهد.
شرکتکنندهها
نمونهی پژوهش شامل ۶۰۹ بزرگسال بود که همگی از بریتانیا انتخاب از طریق پلتفرم آنلاین Prolific انتخاب شدند.
ترکیب جنسیتی نمونه تقریباً متعادل بود و دامنهی سنی شرکتکنندگان در محدودهی بزرگسالی قرار داشت. همهی افراد بهصورت داوطلبانه در مطالعه شرکت کردند و در ازای مشارکت خود پاداش مالی اندکی نیز دریافت کردند.
ابزارهای پژوهش
خودشیفتگی آشکار یا بزرگپندار با نسخهی کوتاه پرسشنامهی خودشیفتگی (NPI-16) اندازهگیری شده است. این پرسشنامه ویژگیهایی مانند احساس برتری، خودبزرگبینی، اعتمادبهنفس بالا و تمایل به تحسین را میسنجد.
در مقابل، خودشیفتگی آسیبپذیر با Hypersensitive Narcissism Scale (HSNS) ارزیابی شده است. این مقیاس حساسیت به قضاوت دیگران، شرم، ناایمنی، نوسان عزتنفس و واکنشپذیری هیجانی را مورد سنجش قرار میدهد دارد و نمرات آن بازنمایی خودشیفتگی شکننده است.
برای سنجش فضیلتنمایی از یک مقیاس خودگزارشی از پرسشنامهی فضیلتنمایی (VSS) استفاده شده است. این پرسشنامه میتواند تمایل افراد به نمایش علنی ارزشهای اخلاقی و اجتماعی بهمنظور کسب تأیید، وجههی اخلاقی یا تصویر مثبت از خود را اندازهگیری کند.
احساس طرد اجتماعی با مقیاس طرد اجتماعی ادراکشده سنجیده شده است. در این مقیسا تجربهی ذهنی افراد از کنار گذاشتهشدن، نادیده گرفتهشدن یا نپذیرفتهشدن در روابط اجتماعی مورد پرسش و سنجش قرار میگیرد.
ارزشهای طرفدار محیطزیست با استفاده از مقیاس GREEN اندازهگیری شدهاند. این مقیاس میزان اهمیت و درونیسازی ارزشهای زیستمحیطی را در سطح نگرشی میسنجد، نه لزوماً رفتارهای واقعی روزمره. تمرکز این پرسشنامه بر این است که محیطزیست تا چه حد بخشی از نظام ارزشی فرد محسوب میشود.
روش پژوهش
این مطالعه که به رابطه خودشیفتگی با طرفداری از محیط زیست پرداخته است از نوع همبستگی است و با استفاده از دادههای خودگزارشدهی مقطعی انجام شده است. هدف اصلی، آزمون یک مدل مفهومی از پیشفرضشده بوده که در آن دو نوع خودشیفتگی بهعنوان متغیرهای پیشبین، ارزشهای طرفدار محیطزیست بهعنوان متغیر پیامد، و فضیلتنمایی و طرد اجتماعی بهعنوان متغیرهای میانجی در نظر گرفته شدهاند.
روشهای آماری
- آمارههای توصیفی و همبستگیها
ابتدا میانگینها، انحراف معیارها و ضرایب همبستگی بین همهی متغیرها محاسبه شدهاند تا الگوی کلی روابط اولیه مشخص شود و جهتگیری کلی دادهها بررسی گردد. - تحلیل عاملی تأییدی
پیش از آزمون مدل اصلی، برای هر یک از سازهها تحلیل عاملی تأییدی انجام شده تا اطمینان حاصل شود که گویهها بهدرستی سازههای نظری مورد نظر را اندازهگیری میکنند. شاخصهای برازش مدل نشان دادهاند که ساختار اندازهگیری از برازش قابلقبولی برخوردار است. - مدلسازی معادلات ساختاری
برای آزمون همزمان روابط مستقیم و غیرمستقیم بین متغیرها، از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. این روش امکان بررسی مسیرهای چندگانه، مقایسهی قدرت اثرها و ارزیابی نقش میانجیها را در یک چارچوب واحد فراهم میکند. - آزمون اثرات میانجیگرانه
برای بررسی معناداری اثرات غیرمستقیم، از روش بوتاسترپ با ۵۰۰۰ نمونهگیری مجدد استفاده شده است. این روش بدون اتکا به فرض نرمال بودن توزیع، فاصلههای اطمینان برای اثرات میانجی فراهم میکند و از نظر آماری رویکردی محافظهکارانه و معتبر محسوب میشود. - شاخصهای برازش مدل
برازش مدل با استفاده از شاخصهایی مانند CFI، TLI، RMSEA، و χ² گزارش شده و نتایج نشان میدهد که مدل پیشنهادی با دادهها برازش مناسبی دارد.
نتایج پژوهش
نتایج تحلیلهای همبستگی اولیه نشان داد که دو نوع خودشیفتگی الگوهای متفاوتی از ارتباط با متغیرهای اصلی دارند. خودشیفتگی بزرگپندار با فضیلتنمایی رابطهی مثبت و با احساس طرد اجتماعی رابطهی منفی دارد، در حالی که خودشیفتگی آسیبپذیر بهطور معناداری با احساس طرد اجتماعی رابطهی مثبت نشان میدهد و در سطح کلی ارتباط ضعیفتر و پیچیدهتری با ارزشهای زیستمحیطی دارد.
در مدل معادلات ساختاری، نتایج نشان داد که خودشیفتگی بزرگپندار بهطور مستقیم و معنادار با ارزشهای طرفدار محیطزیست رابطهی مثبت دارد. افرادی با ویژگیهای خودشیفتگی آشکار، بیشتر گزارش میکنند که ارزشهای زیستمحیطی برایشان مهم است. علاوه بر این، یک اثر غیرمستقیم معنادار نیز مشاهده شد: خودشیفتگی بزرگپندار از طریق فضیلتنمایی به افزایش ارزشهای زیستمحیطی منجر میشود. این یافته نشان میدهد بخشی از این رابطه از مسیر تمایل به نمایش اخلاقی و خودارائهگری عبور میکند.
در مقابل، خودشیفتگی آسیبپذیر اثر مستقیم منفی بر ارزشهای زیستمحیطی دارد. یعنی هرچه این نوع خودشیفتگی بالاتر باشد، درونیسازی ارزشهای زیستمحیطی بهطور مستقیم کمتر گزارش میشود. با این حال، نتایج یک مسیر غیرمستقیم جالب را آشکار کردند: خودشیفتگی آسیبپذیر بهطور مثبت فضیلتنمایی را پیشبینی میکند و فضیلتنمایی نیز بهنوبهی خود با ارزشهای زیستمحیطی رابطهی مثبت دارد. در نتیجه، فضیلتنمایی بهعنوان یک میانجی عمل میکند که اثر منفی مستقیم خودشیفتگی آسیبپذیر را تا حدی خنثی میکند.
احساس طرد اجتماعی نقش معناداری در پیشبینی ارزشهای زیستمحیطی ایفا نکرد. نه اثر مستقیم طرد اجتماعی بر ارزشهای زیستمحیطی معنادار بود و نه مسیرهای میانجیگرانهای که از طریق طرد اجتماعی تعریف شده بودند به سطح معناداری رسیدند. این نتیجه نشان میدهد که همسویی با ارزشهای زیستمحیطی الزاماً پاسخی به احساس کنار گذاشتهشدن یا تلاش برای پذیرش اجتماعی مجدد نیست.
در مجموع، مدل ساختاری از برازش آماری مناسبی برخوردار بود و نتایج نشان دادند که فضیلتنمایی تنها میانجی معنادار در رابطهی بین خودشیفتگی و ارزشهای طرفدار محیطزیست است.
بحث و نتیجهگیری
یافتهها تصویر سادهانگارانهی رایج دربارهی ارزشهای طرفدار محیطزیست را به چالش میکشند. حمایت از محیطزیست الزاماً بازتاب نوعدوستی، مسئولیت اخلاقی یا نگرشهای جمعنگرانهی عمیق نیست؛ بلکه میتواند از انگیزههای خودمحورانه و تنظیمکنندهی تصویر خود نیز ناشی شود. نتایج نشان میدهند که خودشیفتگی، بسته به شکل آن، مسیرهای متفاوتی به سمت ارزشهای زیستمحیطی ایجاد میکند.
در مورد خودشیفتگی آشکار، رابطهی مثبت این ویژگی با ارزشهای زیستمحیطی را باید در چارچوب خودارائهگری و پرستیژ اخلاقی فهمید. ارزشهای زیستمحیطی در جوامع معاصر بار نمادین بالایی دارند و با هویت «اخلاقی»، «آگاه» و «مسئول» پیوند خوردهاند.
برای افراد با خودشیفتگی آشکار، چنین ارزشهایی فرصتی فراهم میکنند تا تصویر برتر و تحسینبرانگیزی از خود بسازند. نقش میانجیگرانهی فضیلتنمایی در این مسیر تأیید میکند که بخشی از گرایش این افراد به ارزشهای سبز نه از دغدغهی محیطزیست، بلکه از نیاز به دیدهشدن و تأیید اجتماعی ناشی میشود.
در مقابل، الگوی مربوط به خودشیفتگی آسیبپذیر پیچیدهتر و دوپهلوتر تفسیر میشود. اثر مستقیم منفی این نوع خودشیفتگی بر ارزشهای زیستمحیطی نشان میدهد که این افراد، در سطح درونی و ارزشی، کمتر با ارزشهای جمعنگرانه همسو هستند؛ امری که با تمرکز درونی، ناایمنی و اشتغال ذهنی با خودِ آسیبپذیر همخوان است. با این حال، مسیر غیرمستقیم مثبت از طریق فضیلتنمایی نشان میدهد که همین افراد نیز ممکن است ارزشهای زیستمحیطی را بهصورت نمایشی و جبرانی بپذیرند. این الگو ممکن است تلاشی برای حفاظت از عزتنفس شکننده و کاهش احساس ناکفایتی یا بیارزشی باشد.
برخلاف پیشبینیها، احساس طرد نه بهطور مستقیم و نه بهعنوان میانجی، ارزشهای زیستمحیطی را پیشبینی نمیکند. همسویی با ارزشهای زیستمحیطی الزاماً پاسخی برای بازگشت به جمع یا جلب پذیرش اجتماعی نیست، بلکه بیشتر به فرآیندهای هویتی و خودتنظیمی مربوط میشود تا پویاییهای طرد و پذیرش.
بنابراین، رفتارها و ارزشهای اخلاقیِ ظاهراً مشابه میتوانند ریشههای انگیزشی کاملاً متفاوتی داشته باشند.
محدودیتها و پیشنهادات
نخستین محدودیت اساسی مطالعه، طراحی مقطعی و همبستگی آن است. دادهها در یک مقطع زمانی و بهصورت همزمان گردآوری شدهاند؛ بنابراین، اگرچه مدل معادلات ساختاری امکان آزمون مسیرهای نظری را فراهم میکند، هیچ استنتاج علی قطعی از نتایج ممکن نیست.
محدودیت دوم به اتکای کامل بر ابزارهای خودگزارشدهی مربوط است. همهی متغیرها، از خودشیفتگی گرفته تا فضیلتنمایی و ارزشهای زیستمحیطی، بر اساس گزارش ذهنی شرکتکنندگان سنجیده شدهاند. این مسئله خطر سوگیری مطلوبیت اجتماعی و همپوشانی روش اندازهگیری را افزایش میدهد؛ بهویژه در موضوعی مانند ارزشهای اخلاقی که پاسخها ممکن است بیشتر بازتاب تصویر مطلوب از خود باشند تا باورهای عمیق درونی.
نکتهی مهم دیگر این است که مطالعه بر ارزشهای زیستمحیطی تمرکز دارد، نه بر رفتارهای واقعی مرتبط با محیط زیست. بنابراین مشخص نیست که آیا الگوهای مشاهدهشده در سطح نگرشی، به کنشهای عینی و پایدار نیز ترجمه میشوند یا نه.
از نظر نمونهگیری نیز، هرچند حجم نمونه مناسب است، اما آنلاین بودن نمونه و محدود بودن آن به یک کشور تعمیمپذیری نتایج را محدود میکند. زمینههای فرهنگی مختلف ممکن است معنای فضیلتنمایی، خودشیفتگی و حتی ارزشهای زیستمحیطی را تغییر دهند؛ بنابراین نتایج الزاماً به سایر فرهنگها قابل تعمیم نیستند.
در نهایت، این یافتهها نباید به این صورت تفسیر شود که تمامی افرادی که از محیط زیست حمایت میکنند دارای ویژگیهای خودشیفتگی هستند. بسیاری از افرادی که در این راستا تلاش میکنند به معنای واقعی کلمه، دغدغهی محیط زیست را دارند. از این رو، نباید صرفاً به یافتههای رابطه خودشیفتگی با طرفداری از محیط زیست بسنده کرد.
پیشنهادات برای پژوهشهای آینده
بر اساس محدودیتهای پژوهش، نویسندگان چند مسیر روشن برای تحقیقات بعدی پیشنهاد میکنند. انجام مطالعات طولی میتواند روشن کند که آیا فضیلتنمایی واقعاً پیشدرآمد درونیسازی ارزشهاست یا صرفاً یک راهبرد کوتاهمدت خودارائهگری.
علاوه بر این، برای بررسی نقش علیتی خودشیفتگی و انگیزههای هویتی لازم است که مداخلات تجربی یا مداخلهای انجام شوند.
همچنین به منظور پر کردن شکاف بین ارزشهای ذهنی و رفتارهای واقعی (تفاوت بین نگرش و رفتار) باید بر رفتارهای واقعی مرتبط با محیط زیست نیز تمرکز شود.
افزون بر این، بررسی این الگوها در بافتهای فرهنگی متفاوت میتواند نشان دهد که آیا پیوند میان خودشیفتگی، فضیلتنمایی و اخلاق زیستمحیطی یک پدیدهی جهانی است یا فرهنگیخاص.
در مجموع، نویسندگان تأکید میکنند که فهم اخلاق و ارزشهای اجتماعی بدون توجه به انگیزههای هویتی و تنظیم عزتنفس ناقص خواهد بود و این مقاله را گامی اولیه برای گشودن این مسیر پژوهشی میدانند.
چکیده رابطه خودشیفتگی با طرفداری از محیط زیست
رفتارها و ارزشهای طرفدار محیطزیست اغلب بهعنوان نشانههایی از نوعدوستی و دغدغهی اخلاقی در نظر گرفته میشوند. با این حال، پژوهشهای اخیر نشان میدهند که این رفتارها میتوانند از انگیزههای خودمحورانه نیز ناشی شوند. در این پژوهش چگونگی رابطهی دو شکل متمایز خودشیفتگی با ارزشهای طرفدار محیطزیست و نقش میانجی فضیلتنمایی و طرد اجتماعی در رابطهی بین آنها بررسی شده است.
دادهها از ۶۰۹ شرکتکننده بزرگسال در بریتانیا گردآوری شد و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل گردید. نتایج نشان داد که خودشیفتگی بزرگپندار بهطور مستقیم و غیرمستقیم، از طریق فضیلتنمایی، با ارزشهای طرفدار محیطزیست رابطهی مثبت دارد.
در مقابل، خودشیفتگی آسیبپذیر بهطور مستقیم رابطهی منفی با ارزشهای طرفدار محیطزیست نشان داد، اما از طریق فضیلتنمایی یک اثر غیرمستقیم مثبت بر این ارزشها داشت. در این میان، طرد اجتماعی نقش معناداری در پیشبینی ارزشهای طرفدار محیطزیست ایفا نکرد.
این یافتهها نشان میدهند که افراد ممکن است به دلایل بسیار متفاوتی از ارزشهای زیستمحیطی حمایت کنند و تأکید میکنند که حمایت از ارزشهای اخلاقی لزوماً بازتاب درونیسازی واقعی آنها نیست. این مطالعه اهمیت توجه به انگیزههای هویتی و تنظیم عزتنفس را در فهم نگرشهای اخلاقی و اجتماعی برجسته میسازد.
| در وبسایت اسکیمالوژی، ما با هدف گسترش دانش و تسهیل دسترسی پژوهشگران، دانشجویان و درمانگران به منابع علمی روز دنیا، خلاصههای تحلیلی و مبسوط از مقالات علمی منتشرشده در ژورنالهای معتبر بینالمللی را در اختیار شما قرار میدهیم.
این خلاصهها با دقت علمی بالا و زبان روان تدوین میشوند تا شما بتوانید علاوه بر آشنایی با یافتههای جدید در روانشناسی و علوم رفتاری، از آنها برای ایدهپردازی در پژوهشهای آینده و مطالعهی پیشینهی پژوهشی در حوزهی تخصصی خود بهره ببرید. هدف ما این است که «مطالعهی پژوهشهای علمی» برای شما نه فقط آسانتر، بلکه الهامبخشتر شود.
سایر مقالات پژوهشی: مطالعات روانشناسی
|
برای ارتباط با ما درباره رابطه خودشیفتگی با طرفداری از محیط زیست در انتهای مطلب کامنت بگذارید. علاوه بر این میتوانید در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید.
- اینستاگرام: schema.therapy
- تلگرام: psychologistnotes
- ایمیل: schemalogy@gmail.com
Shaikh, S., & Ashill, N. (2025). What drives us to go green: The roles of narcissism, virtue signaling and social exclusion. Personality and Individual Differences, 247, 113392. https://doi.org/10.1016/j.paid.2025.113392











