رابطه ترومای جنسی و روابط بزرگسالی

مطالعه‌ای که اخیراً در International Journal of Sexual Health منتشر شده نشان داده است که تجربه‌ی سوءاستفاده‌ی جنسی (ترومای جنسی) در دوران کودکی، جرأت‌مندی جنسی در بزرگسالی را کاهش می‌دهد.

این الگو در بین فرهنگ‌ها و هویت‌های جنسی مختلف مشاهده شده است. این یافته‌ها مطرح می‌کنند که تجربه‌های تروماتیک اولیه، ممکن است به طور اساسی توانایی فرد برای ارضای نیازهای جنسی‌ و مرزبندی‌ را تغییر دهد.

مقدمه

به طور سنتی، پژوهش‌های علمی درباره‌ی قربانی‌ سو‌استفاد‌ی جنسی شدن (ترومای جنسی) و جرأت‌مندی بر گروه‌های جمعیت‌شناختی خاصی تمرکز کرده‌اند.

بیشتر داده‌های علمی از مطالعاتی به دست آمده است که زنان در جوامع غربی را بررسی کرده‌اند، مانند ایالات متحده. افزون بر این، کارهای اولیه به طور سطحی جرأت‌مندی جنسی را به عنوان توانایی امتناع از فعالیت جنسی ناخواسته تعریف کرده‌اند. این تعریف محدود، شکافی در درک پویایی‌هایی که در مردان و افراد سایر جنیست‌ها وجود دارند ایجاد می‌کند.

تحقیق جدید با هدف گسترس این درک انجام شد. به عبارت دیگر پژوهشگران علاوه بر مهارت‌های امتناع، توانایی آغازگری و مذاکره‌ی درباره‌ی خطرها را نیز مورد مطالعه قرار دادند. آن‌ها می‌خواستند بدانند که رابطه‌ی بین قربانی‌ شدن و جرأت‌مندی بر اساس گروه‌ها و بافت‌های فرهنگی چیست. آن‌ها همچنین به دنبال تمایز بین تأثیرات سوءاستفاده‌ی جنسی کودکی و تجربه‌ی آزار جنسی در نوجوانی یا بزرگسالی بودند.

نظریه‌های گسترده‌ای وجود دارند که مطرح می‌کنند عبور از مرزهای جنسی در کودکی می‌تواند عاملیت و جرأت‌مندی جنسی در بزرگسالی را تضعیف کند. با وجود این، شواهد تجربی مستحکم زیادی در این باره وجود ندارد؛ به ویژه شواهدی که از جمعیت‌های مختلف بدست آمده باشد.

پژوهشگران همچنین به دنبال بررسی این بودند که آیا قربانی شدن در مراحل رشد خاص (دوران کودکی در برابر نوجوانی/بزرگسالی) به طور متفاوتی با جرأت‌مندی جنسی رابطه دارد و آیا این روابط در بین فرهنگ‌ها و جنست‌های مختلف متفاوت است؟ در نهایت، هم ترومای جنسی و هم جرأت‌مندی جنسی توسط نرم‌های جنسیتی و محیط‌های فرهنگی‌ای شکل می‌گیرند که این نرم‌ها در آن‌ها اعمال می‌شود و این مطالعه به دنبال بررسی این پیچیدگی‌هاست.

ابزار و روش پژوهش

به‌منظور دستیابی به یک چشم‌انداز جهانی متنوع، پژوهشگران از داده‌های «پیمایش بین‌المللی جنسیت» استفاده کردند. این پروژه‌ی گسترده‌ی مقطعی در نهایت شامل یک نمونه‌ی تحلیلی متشکل از ۶۴٬۴۸۶ شرکت‌کننده بود. پاسخ‌دهندگان نماینده‌ی ۴۲ کشور مختلف بودند که کشورهایی از اروپا، آسیا، آمریکای جنوبی و آمریکای شمالی را دربر می‌گرفت.

شرکت‌کننده‌ها پرسشنامه‌های آنلاینی را که تقریباً ۲۵ تا ۴۵ دقیقه طول می‌کشید تکمیل کردند. فرایند جذب نمونه از طریق حضور در رسانه‌های خبری، پنل‌های پژوهشی و تبلیغات در پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی انجام شد. تیم پژوهش از یک پروتکل استاندارد ترجمه استفاده کرد تا دسترس‌پذیری پرسشنامه در ۲۶ زبان مختلف تضمین شود.

پژوهشگران جرأت‌مندی جنسی را از طریق پرسشنامه‌ی کوتاه جرأت‌مندی جنسی مورد سنجش قرار دادند. این پرسشنامه‌ی ۹ آیتمی سه شایستگی یا توانمندی خاص در رابطه با تعاملات جنسی را می‌سنجد.

اولین شایستگی، توانایی آغازگری و ابراز تمایلات است. دومین شایستگی شامل توانایی امتناع کردن از اعمال جنسی ناخواسته است. سومین جنبه بر مذاکره بر خطرات جنسی و امنیت مانند پرسیدن درباره‌ی سلامت جنسی پارتنر تمرکز می‌کند.

این پرسشنامه همچنین قربانی شدن در دوره‌ی نوجوانی یا بزرگسالی یعنی از ۱۴ سالگی به بعد را می‌سنجد. شرکت‌کننده‌ها در پرسشنامه نوع خاص سوءاستفاده‌ای را که برای آن‌ها در مراحل مختلف زندگی‌شان رخ داده است گزارش دادند.

سپس پژوهشگران شرکت‌کننده‌ها را بر اساس اینکه تجربه‌ی سوءاستفاده‌شان فقط در کودکی، فقط در بزرگسالی یا در هر دو دوره رخ داده است طبقه‌بندی کردند.

رابطه ترومای جنسی و روابط بزرگسالی

محققان به این نتیجه رسیدند که سوءاستفاده‌ی جنسی دوران کودکی با سطوح پایین‌تر جرأت‌مندی جنسی در تمام انواع هویت‌های جنسی رابطه داشت. این ارتباط منفی در تمام بافت‌های فرهنگی مختلف که در پژوهش شرکت کرده بودند معنادار بود. این داده‌ها نشان می‌دهند که ممکن است ترومای اولیه رشد مهارت‌های لازم برای حل و فصل کردن مسائل مرتبط با تعاملات جنسی در بزرگسالی را تحت تأثیر قرار دهد.

اکثر افرادی که قربانی سوءاستفاده‌ی جنسی شده‌ بودند؛ به ویژه در دوره‌ی کودکی، توانایی کمتری در ابراز نیازهای جنسی، امنتاع از فعالیت‌ جنسی ناخواسته یا مذاکره درباره‌ی امنیت رابطه‌ی جنسی در روابط بزرگسالی‌ نشان دادند. این الگو در اکثر کشورها و جنسیت‌ها مشاهده شد که مطرح می‌کند سوءاستفاده‌ی جنسی اثرات ماندگاری بر احساس شخص از عاملیت در روابط صمیمانه دارد.

پژوهشگران برای تبیین این یافته‌ی پایدار به «مدل تروماژنیک[1]» ارجاع می‌دهند. این چارچوب نظری مطرح می‌کند که سوءاستفاده، پویایی‌هایی از ناتوانی/بی‌قدرتی و انگ‌زنی[2] ایجاد می‌کند. این احساسات می‌توانند درک بازمانده از خویشتن و نیز احساسِ حقِ او برای تعیین مرزها را دچار تحریف کنند.

در زن‌ها، بدون توجه به اینکه سوءاستفاده‌ی جنسی در چه زمانی رخ داده باشد، نتایج یک رابطه‌ی منفی مداوم بین تجربه‌ی سوءاستفاده و جرأت‌مندی جنسی را نشان داد. زنانی که در کودکی، بزرگسالی یا هر دو دوره تجربه کرده بودند گزارش دادند که ظرفیت کمتری برای گفتگو درباره‌ی مسائل جنسی در مقایسه با دیگران دارند. این الگو در تمام ۳۴ فرهنگ مختلفی که در مطالعه حضور داشتند یکسان بود.

تحلیل‌ها نشان داد زنانی که مورد سوءاستفاده قرار گرفته بودند بیشترین چالش‌ها را داشتند. آن‌هایی که هم در کودکی و هم بزرگسالی تجربه‌ی آزار جنسی داشتند کمتری سطح جرأت‌مندی را گزارش کردند. این موضوع نشان‌دهنده‌ی اثر انباشتی تروما بر حس عاملیت جنسی زنان است.

این الگو در مردان نسبت به زنان متفاوت بود. در حالیکه سوءاستفاده‌ی جنسی با کاهش جرأت‌مندی همراه بود، تجربه‌ی آزار جنسی در نوجوانی یا بزرگسالی رابطه‌ی منفی پایداری نشان نداد. این یافته‌ برای تمام مردان در فرهنگ‌های مختلف یکسان بود.

در مورد زنان، هر نوعی از ترومای جنسی (چه در کودکی، چه در نوجوانی/بزرگسالی، یا هر دو) بدون توجه به پیشینه‌ی فرهنگی‌شان به‌طور مداوم با جرأت‌مندی جنسی پایین‌تر در بزرگسالی مرتبط بود. اما، در مورد مردان، کاهش جرأت‌مندی بیش از همه به‌طور مشخص با سوء‌استفاده‌ی جنسی در دوران کودکی ارتباط داشت.

به طور متناقض در برخی کشورها، از جمله مقدونیه‌ی شمالی و بریتانیا، مردانی که در بزرگسالی سوءاستفاده‌ی جنسی را گزارش کرده بودند، در واقع سطوح بالاتری از جرأت‌مندی جنسی را نشان دادند. پژوهشگران مطرح می‌کنند که روایت‌های فرهنگی پیرامون مردانگی ممکن است در شکل‌گیری این پیامد نقش داشته باشند. به‌طور مشخص، مردان ممکن است برای پوشاندن احساس‌های آسیب‌پذیریِ مرتبط با قربانی‌شدن، رفتارهای بیش‌ازحد جرأت‌مندانه[3] را به‌عنوان یک سازوکار مقابله‌ای اتخاذ کنند.

این الگوی میان‌فرهنگی شگفت‌انگیز بود و نشان می‌دهد که معنای اجتماعیِ ترومای جنسی برای مردان و شیوه‌هایی که مردان با آن کنار می‌آیند یا به آن واکنش نشان می‌دهند، ممکن است در بافت‌های فرهنگی مختلف تفاوت‌های چشمگیری داشته باشد.

این یافته‌ها نشان می‌دهند که چگونه انتظارات جنسیتی و فرهنگی، هم تجربه‌ی ترومای جنسی و هم پیامدهای پس از آن را شکل می‌دهند.

با این حال، اندازه‌ی اثرها در این نتایج بسیار کوچک بود و برای تثبیت این یافته‌ها، به پژوهش‌های بسیار بیشتری با بررسی‌های ظریف‌ترِ فرایندهای زیربنایی نیاز است. این موضوع به‌ویژه در مورد تجربه‌های تجاوز و آزار جنسی مردان صادق است؛ حوزه‌ای که همچنان به‌شدت کم‌پژوهش‌شده و از نظر اجتماعی تابو محسوب می‌شود.

به‌طور کلی، ارتباط بین قربانی سوءاستفاده‌ی جنسی و جرأت‌مندی جنسی کمتر، از نظر آماری معنادار بود، اما اندازه‌ی این ارتباط نسبتاً کوچک بود. به بیان دیگر، سابقه‌ی سوءاستفاده تنها بخش کوچکی از این واقعیت را توضیح می‌دهد که چرا برخی افراد نسبت به دیگران جرأت‌مندی کمتری دارند. بنابراین توانایی فرد در برقراری ارتباط جنسی، تحت تأثیر دامنه‌ی بسیار گسترده‌تری از تجربه‌های زندگی است.

اگرچه اندازه‌ی ارتباط‌ها در این مطالعه‌ کوچک بود، این امر در پژوهش‌های روان‌شناختی که به بررسی پیوند میان تروماهای دوران کودکی و رفتارهای جنسی بزرگسالی می‌پردازند، امری معمول است. اثرهای کوچک به‌ویژه در این حوزه شایع‌اند، زیرا جرأت‌مندی جنسی تحت تأثیر عوامل متعدد بین‌فردی، روان‌شناختی و فرهنگی رشد می‌کند.

با این حال، در نمونه‌های بزرگ مانند، حتی اثرهای کوچک نیز می‌توانند به الگوهای معنادار دنیای واقعی اشاره کنند—به‌ویژه زمانی که این الگوها به‌طور مداوم در میان جنسیت‌ها، فرهنگ‌ها و انواع مختلف سوءاستفاده‌ی جنسی مشاهده می‌شوند.

نکته‌ی کاربردی اصلی این نیست که تروماهای جنسی تعیین‌کننده‌ی قطعی جرأت‌مندی جنسی فرد هستند، بلکه این است که چنین تجربه‌هایی می‌توانند به‌طور ظریف بر میزان اعتمادبه‌نفس یا احساس راحتی فرد در ابراز نیازها و مرزبندی‌هایش اثر بگذارند.

با این وجود، ما به خوانندگان و پژوهشگران توصیه می‌کنیم که اندازه‌های اثر کوچک را با احتیاط تفسیر کنند و تفسیرهای ارائه‌شده در این مقاله را منبع فرضیه‌‌پردازی تلقی کنند.

چند محدودیت دیگر در این پژوهش وجود دارد. به عنوان مثال، این مطالعه بر یک طرح مقطعی متکی است؛ به این معنا که نمی‌تواند نشان دهد قربانی ‌شدن به‌طور علّی باعث کاهش جرأت‌مندی می‌شود. این احتمال وجود دارد که این رابطه تحت تأثیر عوامل اندازه‌گیری‌نشده‌ی دیگری قرار داشته باشد. علاوه بر این، اتکا به داده‌های خودگزارشی، امکان سوگیری حافظه نسبت به رویدادهای گذشته را مطرح می‌کند.

یکی از محدودیت‌های مهم این است که یافته‌های این مطالعه نباید به این شکل تفسیر شوند که افراد به این دلیل قربانی آزار جنسی می‌شوند که جرأت‌مندی کمتری دارند، یا اینکه بازماندگان به هر نحوی مسئول آسیبی هستند که تجربه کرده‌اند.
بنابراین خشونت جنسی هرگز تقصیر قربانی نیست، صرف‌نظر از سطح جرأت‌مندی یا هر ویژگی رفتاری دیگر.

مسئولیت قانونی و اخلاقی خشونت جنسی صرفاً بر عهده‌ی مرتکبان است؛ کسانی که خودمختاری و رضایت دیگران را نقض می‌کنند. یافته‌های ما صرفاً نشان می‌دهند که جرأت‌مندی جنسی افراد در بزرگسالی، بسته به سابقه‌ی قربانی‌شدن جنسی، جنسیت و بافت فرهنگی آنان چگونه تغییر می‌کند.

در مقاله‌، همچنین به برخی عوامل نظام‌مند مؤثر بر آسیب‌پذیری اشاره کرده‌ایم—از جمله اجتماعی‌سازی جنسیتی، تبعیض علیه اقلیت‌های جنسیتی، و هنجارهای فرهنگی‌ای که عاملیت جنسی زنان را به‌طور نامتوازن محدود می‌کنند—عواملی که خارج از کنترل قربانیان هستند و باید از طریق تغییرات اجتماعی و ساختاری مورد توجه قرار گیرند، نه از طریق نسبت دادن مسئولیت در سطح فردی.

پژوهشگران این مطالعه مطرح کرده‌اند که گام‌های بعدی ما بر انجام مطالعات طولی متمرکز خواهد بود که برای درک جهت این ارتباط‌ها و بررسی این امکان که آیا یک زنجیره‌ی منفی از قربانی‌شدن اولیه به تجربه‌های جنسی بعدی شکل می‌گیرد یا نه، ضروری هستند. همچنین قصد داریم سازوکارهای روان‌شناختی و رابطه‌ای زیربنایی را شناسایی کنیم که توضیح می‌دهند چرا و چگونه قربانی ‌شدن و جرأت‌مندی جنسی به یکدیگر مرتبط‌اند. در نهایت، هدف ما دستیابی به درکی روشن‌تر و مبتنی بر سازوکارهاست که بتواند مبنای مداخلاتی برای حمایت از عاملیت جنسی بازماندگان و جمعیت‌های آسیب‌پذیر فراهم کند.

مقاله بعدی: نشانه‌های ترومای دوران کودکی

برای ارتباط با ما در انتهای مطلب کامنت بگذارید. علاوه بر این می‌توانید در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید.

  • اینستاگرام: schema.therapy
  • تلگرام: psychologistnotes
  • ایمیل: schemalogy@gmail.com

[1] . Traumagenic Model

[2] . stigmatization

[3] . hyper-assertive

دکتر حمید بهرامی زاده

رویکرد من طرحواره‌‌درمانی و روانکاوی است و تاکنون ۳ کتاب در حوزه طرحواره‌درمانی منتشر کرده‌ام و یک کتاب درباره‌ی درمان افسردگی. علاقه‌ی اصلی من یکپارچه‌نگری رویکردهای روان‌درمانی است. من فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های فردوسی، تهران و علامه‌طباطبایی هستم. شعار من این است: زندگی آب‌تنی کردن در حوضچه اکنون است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا