انتخاب سردبیرخواندنی‌های اسکیمالوژیدلبستگیراهنمای زندگیفرزندپروری

مشکلات دلبستگی در کودکان: علتها، علائم و درمان

به همان اندازه که دلبستگی سالم نقش حیاتی در سلامت روان دارد مشکلات دلبستگی نیز می‌توانند بر رشد، روابط و حتی احساس امنیت کودک اثر بگذارند و در بزرگسالی او را با مشکلات متعددی روبرو سازند.

از نظر این کودکان دنیا ناامن است، از دیگران فاصله می‌گیرند و در پذیرش محبت و حمایت مشکل دارند. اما والدین می‌توانند با رفتارهای آگاهانه و پیوسته، شرایط را بهبود دهند و به کودک کمک کنند احساس امنیت و آرامش بیشتری پیدا کند.

در این مقاله به شما کمک می‌کنم که بتوانید زندگی خود و فرزندتان را که دچار مشکلات دلبستگی است تغییر دهید. با ما همراه باشید.

تعریف مشکلات دلبستگی

دلبستگی یعنی رابطه‌ای هیجانی و عاطفی که بین نوزاد و مراقبین او شکل می‌گیرد. هنگامی که پیوند دلبستگی مختل شود یا به صورت ایمن شکل نگیرد، کودک دچار مشکلات دلبستگی می‌شود.

از آنجایی که کیفیت پیوند دلبستگی به طور عمیقی رشد کودک را تحت تأثیر قرار می‌دهد، تجربه‌ی مشکلات دلبستگی می‌تواند توانایی کودک در ابراز هیجانات، رشد تاب‌آوری، اعتماد، اعتماد به نفس و لذت بردن از روابط سالم را مختل کند. برخی مطالعات نشان داده‌اند که دلبستگی ناایمن حتی می‌تواند در ایجاد مشکلات رفتاری مانند قلدری کردن در مدرسه تأثیر داشته باشد.

با این حال، فارغ از اینکه کودک شما تا چه اندازه ناایمن به نظر می‌رسد یا در برقراری رابطه با فرزندتان چقدر احساس ناکامی و خستگی می‌کنید امکان درمان و تغییر مشکلات دلبستگی وجود دارد. با داشتن ابزار درست و میزان قابل توجهی از صبر و عشق، شما می‌توانید مجدداً با کودک خود پیوند دلبستگی مناسبی برقرار کنید، بر رشد او تأثیر بگذارید و کمک کنید که روابط سالم، معنادار و دوست‌داشتنی برقرار کند.

مشکلات دلبستگی در مقابل اختلالات دلبستگی

کودکانی را که مشکلات دلبستگی دارند می‌توان روی یک طیف قرار داد؛ به این معنا که مشکلات آن‌ها در دامنه‌ای از شدت خفیف تا اختلال دلبستگی قرار می‌گیرد. در حالیکه، مشکلات خفیف دلبستگی به‌راحتی قابل تشخیص هستند، در موارد شدیدتر ممکن است کودکتان تشخیص یکی از اختلالات دلبستگی را دریافت کند:

  • اختلال دلبستگی واکنشی (RAD). کودکی که این اختلال را دارد به ندرت هنگامی که پریشان یا ناراحت است به دنبال آرامش می‌گردد و اغلب احساس ناامنی و تنهایی می‌کند. آن‌ها ممکن است شدیداً گوشه‌گیر باشند، از نظر هیجانی گسسته به نظر برسند و هنگامی که والدینشان تلاش می‌کنند آن‌ها را آرام کنند در برابر آرام شدن مقاومت می‌کنند. به عنوان مثال ممکن است شما را پس بزنند، نادیده بگیرند یا حتی زمانی که تلاش می‌کنید به آن‌ها نزدیک شوید با شما پرخاشگری می‌کنند.
  • اختلال رفتار اجتماعی بازداری‌نشده (DSED): وقتی کودکی به این اختلال مبتلا شده باشد به نظر نمی‌رسد که والدین خود را به دیگران، حتی به غریبه‌ها ترجیح دهد. اگر ناراحت باشد برای آرمش و دریافت توجه ممکن است سراغ هر کسی برود و وقتی والدینش حضور ندارند نشانه‌ای از ناراحتی بروز نمی‌دهد. اما به خاطر داشته باشید که علی‌رغم اینکه این کودکان با غریبه‌ها بسیار صمیمانه رفتار می‌کنند، مشکلات عمده‌ای در روابط معنادار با دیگران دارند.

این اختلالات بیشتر در کودکانی دیده می‌شود که دچار تروما شده‌اند، دور از خانواده زندگی کرده‌اند یا مراقب اصلی خود را از دست داده‌اند یا اینکه مراقب آن‌ها برای مدتی غیبت داشته است مانند بستری شدن طولانی‌مدت در بیمارستان. کودکانی که این تشخیص‌ها را دریافت می‌کند در ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکل دارند و دچار تأخیر رشدی می‌شوند.

دلایل مشکلات دلبستگی

دلبستگی ناایمن تقریباً در ۳۵ درصد کودکان مشاهده می‌شود. مشکلات دلبستگی زمانی ایجاد می‌شود که کودک به دلایلی نمی‌تواند با والد یا مراقب اصلی خود ارتباط مداومی داشته باشد. اگر یک کودک به طور پیوسته احساس رهاشدگی، انزوا، ناتوانی یا نادیده‌ گرفته شدن را تجربه کند به این نتیجه می‌رسد که نمی‌تواند به دیگران تکیه کند و از نظر او دنیا جای خطرناک و ترسناکی است. به طور کلی، مشکلات دلبستگی به دلایل مختلفی رخ می‌دهند:

  • گاهی اوقات، کسی به نوزادی که گریه می‌کند پاسخ نمی‌دهد یا برای آرام‌سازی او تلاشی نمی‌کند.
  • کودک در خانواده‌ای بزرگ شده است که کسی با او ارتباط چشمی نگرفته و یا با او صحبت نمی‌کنند. در نتیجه کودک احساس تنهایی و انزوا می‌کند.
  • گاهی اوقات کودک فقط هنگامی مورد توجه قرار می‌گیرد که رفتار نابهنجار یا افراطی نشان دهد.
  • هنگامی که کودک مورد بدرفتاری و آزار قرار می‌گیرد.
  • گاهی اوقات کودک در خانواده‌ی غیرقابل پیش‌بینی بزرگ شده است؛ به این صورت که گاهی نیازهای کودک را برآورده می‌کنند و گاهی نه. در نتیجه کودک نمی‌داند چه انتظاری باید داشته باشد.
  • گاهی اوقات کودک به دلیل بستری شدن از والدینش دور نگه داشته می‌شود.
  • برخی اوقات، مراقبین کودک تغییر می‌کنند. مثلا کودکی ممکن است والدینش را از دست بدهد، مدتی در خانه مادر بزرگش نگه‌داری شود و بعد به شخص دیگری سپرده شود.
  • گاهی اوقات والدین ممکن است به دلیل افسردگی یا مصرف مواد از نظر عاطفی در دسترس نباشند.
مشکلات دلبستگی ناشی از روابط نامناسب با کودک است.
مشکلات دلبستگی ناشی از روابط نامناسب با کودک است.

ذکر این نکته نیز لازم است که گاهی اوقات شرایطی که باعث ایجاد مشکلات دلبستگی می‌شود اجتناب‌ناپذیر است؛ اما کودک برای درک آن بسیار کوچک است. او نمی‌تواند درک کند که چه اتفاقی رخ داده است که مادرش برای مدتی در بیمارستان بستری است. او فقط جدایی را می‌فهمد. در نتیجه او اعتماد خود به دیگران را از دست می‌دهد و جهان را مکانی ناامن می‌بیند.

رشد سبک‌های دلبستگی ناایمن

بر اساس نظریه‌ی دلبستگی، شرایط مختلفی باعث ایجاد انواع مختلف سبک‌های دلبستگی ناایمن می‌شوند:

  • اگر والدین گاهی اوقات پاسخگوی نیازهای کودک باشند و گاهی اوقات در دسترس نباشند، کودک ممکن است دچار سبک دلبستگی دوسوگرا (یا مضطرب-دلمشغول) شود. این کودکان ممکن است اعتماد به نفس کمتری داشته باشند. آن‌ها هنگامی که از مراقب خود جدا می‌شوند به شدت دچار استرس می‌شوند. بعدها وقتی بزرگ می‌شوند، ممکن است در روابط بزرگسالی و عاطفی، اضطراب زیادی را تجربه کنند؛ رفتار چسبندگی داشته باشند یا اینکه حسود شوند.
  • اگر والدین اغلب اوقات در دسترس نباشند، کودک به احتمال زیاد دچار سبک دلبستگی اجتنابی-طردکننده می‌شود. این کودکان به این باور رسیده‌اند که نمی‌شود روی دیگران حساب باز کنند و همین مسئله باعث می‌شود که در بزرگسالی‌شان از صمیمیت گریزان باشند.
  • تجربه‌ی تروما و بدرفتاری‌ها در دوران کودکی نیز باعث شکل‌گیری سبک دلبستگی آشفته (هراسناک-اجتنابی) می‌شود. در این موارد، کودک ممکن است والدینش را به عنوان منبع آرامش و همچنین منبع خطر و تهدید ببیند. بنابراین،‌ والدین همزمان منبع آرامش و تهدید هستند. این وضعیت در بزرگسالی منجر به بی‌اعتمادی، خصومت و عدم تعهد در روابط می‌شود.

طبیعت در برابر تربیت

مطالعاتی که با دوقلوها انجام شده نشان داده‌اند که دلبستگی ایمن، بیشتر تحت تأثیر تربیت و پرورش قرار دارد تا عوامل ژنتیکی. اما برخی از کودکان از نظر ژنتیکی، بیشتر در معرض مبتلا شدن به اختلالات دلبستگی قرار دارند.

علائم و نشانه‌های مشکلات دلبستگی

اگرچه اکنون که در حال مطالعه‌ی این مقاله هستید برای درمان و رسیدگی به مشکلات دلبستگی دیر نشده است اما هر چه زودتر علائم و نشانه‌های مشکلات دلبستگی را تشخیص دهید و اقدامات لازم را انجام دهید بهتر است. اگر این مشکلات در دوران نوزادی و پیش از تبدیل شدن به مشکلات جدی‌تر تشخیص داده شوند، با حمایت و رابطه‌ی مناسب به‌سادگی می‌توان آن‌ها را برطرف کرد.

نشانه‌های دلبستگی ناایمن نوزاد ۱۲ تا ۲۰ ماهه:

  • نسبت به غیبت یا حضور شما از نظر عاطفی بی‌تفاوت است.
  • گاهی اوقات بی‌وقفه گریه می‌کند طوریکه به نظر می‌رسد نمی‌توان او را آرام کرد.
  • وقتی بعد از غیبت، نزد او بازمی‌گردید به نظر می‌رسد که از شما می‌ترسد یا عصبانی است.

علاوه بر این، با در نظر گرفتن مراحل رشدی مهم در شکل‌گیری دلبستگی برای تشخیص زودهنگام مشکلات دلبستگی استفاده کنید. اگر کودکتان این مراحل را طی نکرده است با روان‌شناس کودک مشورت کنید:

  • در حدود یک تا دو ماهگی، معمولا وقتی به نوزادان لبخند می‌زنند آن‌ها نیز به صورت متقابل لبخند می‌زنند و به صداهای زیر و بم والدین واکنش نشان می‌دهند.
  • در حدود ۴ ماهگی، نوزاد در تولید صدا به صورت نوبتی با والدین خود همراهی می‌کند.
  • در پنج ماهگی، وقتی شما را می‌بیند می‌شناسد.
  • در حدود ۸ ماهگی، توجه مشترک ایجاد می‌شود یعنی زمانی که شما به چیزی نگاه می‌کنید کودک نگاه شما را دنبال و به آن شیء نگاه می‌کند.
  • بین حدود ۶ تا ۱۲ ماهگی، کودک شما به طور فعال وقتی ناراحت می‌شود تمایل دارد که شما او آرام کنید و تمایلش به بازی کردن با شما را نشان می‌دهد. همچنین وقتی غریبه‌ای در اطراف آن‌هاست مضطرب می‌شوند زیرا می‌توانند بین آشنا و غریبه تمایز قائل شوند.
  • حوالی ۱۲ ماهگی، نوزاد شما می‌تواند با شما دالی‌بازی (در این بازی، بزرگسال یا کودک دیگر صورتش را با دست‌ها یا یک پارچه می‌پوشاند و بعد ناگهان آن را کنار می‌زند و با گفتن «دالی!» نوزاد را شاد و غافلگیر می‌کند) کند. این بازی برای رشد ارتباط اجتماعی، توجه مشترک و پیش‌بینی اتفاقات در کودک بسیار مفید است. در این سن کودک می‌تواند به صورت غیرکلامی با استفاده از حرکات مختلف، پیام‌هایی مانند «سلام دادن»، «خداحافظی کردن» و به «آنجا نگاه کن» را منتقل کند.
  • هنگامی که کودک ۱۵ ماهه می‌شود نشانه‌های همدلی را نشان می‌دهد. مثلاً زمانی که می‌بیند کودک دیگری گریه می‌کند او نیز غمگین می‌شود.
  • بین سنین ۱۸ تا ۲۴ ماهگی، کودک می‌تواند از اشیاء برای بازی وانمودی استفاده کند؛ مثلا می‌تواند با یک تلفن اسباب‌بازی گفت‌وگو کند یا به عروسکش غذا بدهد.

نشانه‌های مشکلات دلبستگی در کودکان بزرگتر

در سنین مدرسه ممکن است نشانه‌های دلبستگی مختل در تعامل بین خواهر و برادرها یا همکلاسی‌ها مشاهده شود:

  • گوشه‌گیری از دیگران و عدم تمایل به فعالیت‌های گروهی
  • وابستگی افراطی به دیگران
  • برون‌ریزی برای دریافت توجه
  • قلدری کردن یا لجبازی در برابر والدین و معلم‌ها
  • گوش‌به‌زنگ بودن و استرس گرفتن
  • ناپایداری عاطفی
  • ابراز خشم، ناامیدی یا ترس شدید

نکاتی برای فرزندپروری کودکی که مشکلات دلبستگی دارد

تعامل با کودکی که دلبستگی ناایمن دارد با ناکامی‌های زیادی همراه است. هنگامی که ارتباط محبت‌آمیز با فرزندتان وجود ندارد سخت است که بهترین رفتار فرزندپروری خود را اجرا کنید. حتی ممکن است ناامید شده باشید و با خودتان فکر کنید که آیا این همه تلاش ارزشش را دارد یا نه. اما با گذشت زمان، صبوری و تلاش مستمر شما می‌توانید مشکلات دلبستگی کودک خود را برطرف کنید.

کلید اصلی، حفظ آرامش و پاسخگو بودن در حین تعامل است. این موضوع به کودک این پیام را منتقل خواهد کرد که در امان است و می‌تواند به شما اعتماد کند. 

نکته‌ی اول: از لحاظ عاطفی در حالت آماده‌باش باشید

صبور باشید
صبور باشید

کودکی که دلبستگی‌اش مختل شده است از قبل میزان قابل توجهی استرس دارد؛ بنابراین مهم است که شما قبل از اینکه بخواهید به مدیریت استرس کودکتان کمک کنید میزان استرس خود را مدیریت کنید. علاوه بر این، کمک کردن به کودکی که دارای مشکلات دلبستگی است مهم است که:

انتظارات واقع‌بینانه‌ای داشته باشید. کمک کردن به کودکتان یک مسیر طولانی است. روی قدم‌های کوچک تمرکز کنید و هر نشانه‌ای از موفقیت را جدی بگیرید.

به عنوان مثال، با در نظر گرفتن اینکه این کودکان از تماس بدنی ناراحت می‌شوند نباید هدف اولیه‌تان این باشد که او را فوراً در آغوش بگیرید. ابتدا کنار او بنشینید که او بتواند دست شما را بگیرد. این پیشرفت را تقویت کنید. سپس در دفعات بعدی میزان نزدیکی خود را افزایش دهید.

صبور باشید. این فرایند ممکن است به آن اندازه که شما فکر می‌کنید سریع نباشد و باید انتظار کند پیش رفتن آن را داشته باشید. اما به صبور ماندن و تمرکز بر پیشرفت‌های اندک، می‌تواند فضایی از امنیت برای کودکتان فراهم کنید.

به عنوان مثال، اگر بعد از چند هفته، همچنان کودکتان به شما نزدیک نمی‌شود، سعی کنید بدون ناامیدی فعالیت‌های خود را ادامه دهید. مثلا قبل از خواب برایش کتاب بخوانید. حتی اگر او واکنش مثبتی نشان نمی‌دهد باز هم شما این کار را ادامه دهید. استمرار شما این پیام را منتقل می‌کند که او را دوست دارید.

شوخ‌طبع باشید. لذت بردن و خندیدن در طول این مسیر نقش مهمی در ترمیم مشکلات دلبستگی دارد. حداقل فعالیت‌هایی پیدا کنید که باعث خنده و ایجاد حس خوب می‌شوند.

به عنوان مثال اگر کودکتان از مدرسه بازگشته است و احساس ناراحتی دارد و یا بداخلاقی می‌کند، سعی کنید یک بازی کوچک انجام دهید. دیدن آرامش و لبخند شما به او کمک خواهد کرد.

از خودتان نیز مراقبت کنید. شما برای درمان مشکلات دلبستگی فرزند خود به انرژی نیاز دارید. فشارها و تعهدات خود را کمی کاهش دهید و برای خودتان وقت بگذارید. اگر لازم است برای مدیریت استرس خود کاری انجام دهید. استراحت و فاصله‌گرفتن‌های کوتاه‌مدت شما را آرام می‌کند و باعث بازیابی انرژی‌تان می‌شود.

اگر چند روز متوالی درگیر چالش‌های فرزندتان هستید، چند ساعت در هفته را به پیاده‌روی یا کارهای دلخواه دیگر بپردازید.

کمک بگیرید. کمک گرفتن از دوستان و خانواده گزینه‌های خوبی است. قبل از اینکه به نقطه‌ی بحرانی برسید یعنی قبل از اینکه ناکام شوید کمک بگیرید. یا یک کلاس فرزندپروری پیدا کنید.

مثبت‌نگر و امیدوار باشید. مطمئن باشید که درنهایت، کودکان احساساتی را که ابراز می‌کنید دریافت خواهند کرد. اگر متوجه دلسردی شما شوند، آن‌ها نیز دلسرد می‌شوند. بنابراین، باز هم صبور باشید و با خوش‌بینی به فعالیت‌های خود ادامه دهید.

به عنوان مثال، اگر کودکتان از جمع‌ها کناره‌گیری می‌کند ولی در مهمانی شرکت می‌کند وقتی به خانه برمی‌گردید او را تشویق کنید و بگویید از حضورش خوشحال هستید و مطمئن هستید که بعداً احساس راحتی بیشتری خواهد کرد.

 نکته‌ی دوم: ثبات و امنیت را فراموش نکنید

ثبات و امنیت، دل‌نگرانی اصلی مشکلات دلبستگی کودکان است. آن‌ها فاصله می‌گیرند چون احساس می‌کنند دنیا ناامن است. آن‌ها سپرهای دفاعی خود را بالا می‌گیرند برای محافظت از خودشان، اما در عین حال مانع از پذیرش عشق و حمایت می‌شود.

بنابراین، ساختن فضای امن از اهیمت حیاتی برخوردار است. شما می‌توانید از طریق ایجاد انتظارات واقع‌بینانه و پاسخگویی مستمر این پیام را بدهید که دقیقاً چه انتظاری دارید و فارغ از هر اتفاقی شما انتظارات خود را تغییر نخواهید داد.

برای مثال، هر روز بعد از مدرسه، ۲۰ دقیقه برای گفت‌وگو و بازی کردن اختصاص دهید. حتی اگر روز قبل او رفتار نامناسبی داشته است باز هم برایش وقت بگذارید. این کار به او کمک می‌کند که بفهمد رفتار شما وابسته به رفتارهای لحظه‌ای او نیست.
وقت گذاشتن با کودک برای رفع مشکلات دلبستگی بسیار مناسب و کارآمد است
وقت گذاشتن با کودک برای رفع مشکلات دلبستگی بسیار مناسب و کارآمد است

مرزها را مشخص کنید. به خاطر داشته باشید که این مرزهای باثبات و محبت‌آمیز است که باعث می‌شوند جهان برای کودکانی که دچار دلبستگی‌های ناایمن هستند پایدارتر، قابل پیش‌بینی و کمتر ترسناک به نظر برسد. مهم است که آن‌ها بفهمند چه رفتاری از آن‌ها انتظار می‌رود، چه چیزهایی قابل‌قبول هستند و چه چیزهایی نه، و در صورت نادیده گرفتن قوانین چه پیامدهایی خواهند داشت.

این کار همچنین به آن‌ها می‌آموزد که کنترل بیشتری بر اتفاقاتی که برایشان می‌افتد دارند. این مهم است که آن‌ها بفهمند انتظار می‌رود چه رفتاری انجام دهند و پیامد شکستن قوانین چیست. این کار باعث می‌شود که آن‌ها درک کنند بر روی آنچه برایشان اتفاق می‌افتد کنترل بیشتری دارند.

برای مثال اگر قانون خانه این است که قبل از شام، همه باید وسایل بازیشان را جمع کنند و فرزندتان از این کار خودداری می‌کند، بدون داد و فریاد، پیامد مشخص (مثلاً محروم شدن از یک قسمت از کارتون شب) را اجرا می‌کنید. این کار باعث می‌شود بداند قوانین ثابت هستند و پیامدها قابل پیش‌بینی‌اند.

شما باید رفتار فرزندتان را هدایت کنید اما هنگامی که او ناراحت است یا رفتار نامناسبی نشان می‌دهد آرامش خود را حفظ کنید. یک نکته‌ی مهم درباره‌ی رفتار بد که باید به خاطر داشته باشید این است که این رفتار نشان می‌دهد که کودک شما نمی‌تواند یا یاد نگرفته است که چگونه با احساسات خود کنار بیاید و به در این زمینه به کمک شما نیاز دارد. در نتیجه شما باید با حفظ آرامش به او بیاموزید که این احساس قابل تنظیم و مدیریت است.

اگر او به صورت عمدی دست به نافرمانی می‌زند پیامدهایی را که از قبل تعیین کرده‌اید با خونسردی و به صورت بی‌طرفانه اجرا کنید. اما اگر خودتان در حالت هیجانی شدیدی هستید به هیج وجه کودکی را که مشکلات دلبستگی دارد تنبیه نکنید؛ زیرا فقط احساس ناامنی او را بیشتر می‌کنید و حتی ممکن است تنبیه شما تقویت‌کننده‌ی رفتار بد او شود زیرا می‌فهمد که با انجام این کار می‌تواند شما را تحریک کند.

به عنوان مثال اگر در مهمانی، فرزندتان کودک دیگری را هل می‌دهد، به جای فریاد، او را به اتاق دیگری ببرید، نفس عمیق بکشید و بگویید: «می‌بینم که عصبانی شدی، بیا با هم فکر کنیم چطور می‌توانی بدون هل دادن حرفت را بزنی.» سپس اگر نیاز بود، پیامد از پیش تعیین‌شده را اجرا می‌کنید.

بعد از تعارض، خیلی سریع برای برقراری ارتباط در دسترس او باشید. تعارض‌ها برای کودکانی که مشکلات دلبستگی دارند خیلی آزاردهنده و نگران‌کننده است. بنابراین بعد از قشقرق‌ها یا تعارض‌هایی که با آن‌ها دارید بلافاصله برای برقراری ارتباط تلاش کنید. با انجام این رفتار، شما ثبات و محبت خود را نشان می‌دهید و به فرزندتان کمک می‌کنید که اعتمادش به شما را بازسازی کند زیرا می‌داند که در تمام شرایط در کنار او خواهید بود.

به عنوان مثال پس از یک قشقرق که منجر به ترک اتاق توسط شما یا او شده است، وقتی آرام‌تر شد، به سراغش بروید، روی زمین کنار او بنشیند و بگویید: «من هنوز اینجا هستم و دوستت دارم. هر وقت احساس کرده‌ای که آماده‌ای بیا در موردش حرف بزنیم».

اشتباهات خود را بپذیرید و برای جبران کردن آنها پیش‌قدم شوید. هنگامی که سرشار از خشم و ناامیدی هستید ممکن است کارها یا رفتارهایی انجام دهید که بی‌ملاحظه باشند؛ بنابراین بهتر است سریعاً اشتباه خود را بپذیرید و به آن رسیدگی کنید. این تمایل شما به پذیرش و جبران اشتباهات خود می‌تواند پیوندهای دلبستگی را تقویت کند. نکته‌ی مهم این است که کودک شما یاد می‌گیرد که اگرچه شما انسان کاملی نیستید اما بدون قید و شرط او را دوست دارید. این موضوع برای رفع مشکلات دلبستگی حیاتی است.

مثلاً اگر به دلیل خستگی، با صدای بلند با او صحبت کرده‌اید، بعد از آرام شدن، به او بگویید: «وقتی داد زدم اشتباه کردم، نباید این‌طور حرف می‌زدم. متأسفم. حتی وقتی عصبانی‌ام، دوستت دارم.» این کار به او نشان می‌دهد که مسئولیت‌پذیری بخشی از یک رابطه‌ی سالم است.

برنامه‌ها و روال‌های قابل پیش‌بینی داشته باشید. برای کودکی که دارای مشکلات دلبستگی است تغییرات و بی‌ثباتی‌ها می‌تواند احساس تهدید شدن ایجاد کنند. بنابراین داشتن یک برنامه‌ی باثبات و آشنا در زمان تغییر، حس آرامش و اطمینان به او می‌دهد.

برای مثال حتی در روزهایی که برنامه‌های خاصی دارید (مثل سفر یا تعطیلات)، ساعت خواب کودک را تا حد امکان ثابت نگه دارید و قبل از خواب همان داستان همیشگی را برایش بخوانید. این تکرار باعث می‌شود در شرایط تغییر، احساس امنیت بیشتری کند.

 نکته‌ی سوم: سلامت فرزندتان را در اولویت قرار دهید.

برای کودکانی که مشکلات دلبستگی دارند داشتن برنامه‌های غذایی مناسب، خواب کافی و ورزش اهمیت دوچندانی دارند. سبک زندگی سالم می‌تواند در کاهش سطح استرس و متعادل کردن نوسانات خلقی کودک مؤثر باشد. وقتی کودکی که مشکلات دلبستکی دارد استراحت کرده باشد و به اصطلاح سرحال باشد آسان‌تر می‌تواند با چالش‌های زندگی مقابله کند.

رژیم غذایی. برنامه‌ی غذایی را طوری تنظیم کنید که رژیم سالمی شامل غلات کامل، میوه‌ها، سبزیجات و پروتئین کم‌چرب باشد. قند و شکر باید تقریباً حذف شوند و چربی‌های مفید مانند ماهی و روغن زیتون باید به برنامه‌ی غذایی او اضافه شوند. این رژیم غذایی سلامت مغز او را تأمین خواهد کرد.

اگر کودک به خوراکی‌های شیرین علاقه‌ی زیادی دارد، به جای حذف کامل آن‌ها، یک اسموتی میوه با هم درست کنید که شامل موز، توت‌فرنگی و کمی ماست باشد. این اسموتی هم شیرینی طبیعی دارد و هم دارای مواد مغذی است.

خواب. خستگی و خواب‌آلودگی در طول روز، تمرکز کودک و یادگیری مطالب جدید را دشوارتر می‌سازند. بنابراین می‌توانید با ثابت نگه‌داشتن برنامه‌ی خواب به او کمک کنید.

ورزش. فعالیت‌های بدنی از هر نوعی که باشد روش‌های مناسبی برای کاهش استرس، ناامیدی و هیجانات سرکوب‌شده هستند. این فعالیت‌ها باعث آزاد شدن اندورفین‌ها می‌شوند که در کودک احساس خوب ایجاد می‌کنند. برای کودکی که خشمگین است فعالیت بدنی اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر فرزندتان فعال نیست، کلاس‌ها یا ورزش‌های مختلف را امتحان کنید تا فعالیتی را پیدا کنید که برای او جذاب باشد.

اگر کودک به ورزش‌های گروهی علاقه ندارد، با او یک برنامه‌ی رقص در خانه یا بازی‌های حرکتی (مثل «لی لی») انجام دهید. این کار هم انرژی را تخلیه و هم حس شادی ایجاد می‌کند.

هر یک از این موارد — تغذیه، استراحت و ورزش — می‌تواند تفاوت بین یک روز خوب و یک روز بد را برای کودکی با مشکلات دلبستگی رقم بزند. این اصول پایه به شما کمک می‌کنند تا مطمئن شوید مغز فرزندتان سالم و آماده برقراری ارتباط است.

نکته‌ی چهارم: به کودکتان احساس دوست‌داشتنی بودن بدهید.

اگر کودکی مشکلات دلبستگی داشته باشد به این معناست که در اوائل زندگی پیوند عاطفی محکمی را تجربه نکرده است. به همین دلیل پذیرش محبت به‌خصوص از نوع محبت فیزیکی برایش دشوار است. شما باید ثبات رفتاری خود را در ابراز محبت حفظ کنید تا او محبتتان را بپذیرید. دیدن رفتارهای محبت‌آمیز، شنیدن جملات آرام‌بخش و اطمینان‌بخش می‌تواند اعتماد و امنیت او را تقویت کند.

شناسایی رفتارهای خوشایند کودک. برای کودکتان تجربه‌ی دلبستگی فراهم کنید مانند در آغوش گرفتن و نوازش کردن. او از این رفتارها احتمالاً محروم بوده است. با این وجود لازم است که به راحتی و مرزهای کودک خود احترام بگذارید. به عنوان مثال اگر کودک سابقه‌ی بدرفتاری، سوءاستفاده یا آسیب روانی داشته است لازم است که به آهستگی جلو بروید. زیرا این کودکان در برابر تماس فیزیکی مقاومت نشان می‌دهند.

اگر کودک به تماس فیزیکی علاقه ندارد، به جای بغل کردن ناگهانی، از راه‌هایی که دوست دارد محبت نشان دهید؛ مثل دادن یادداشت کوتاه با یک نقاشی و جمله «دوستت دارم» داخل کیف مدرسه‌اش.

توجه به نشانه‌های غیرکلامی خود. بدن شما قابلیت انتقال کردن پیام‌های مثبت و منفی را دارد. هنگام صحبت کردن، تماس چشمی خود را حفظ کنید. اگر حواس‌تان پرت باشد یا بی‌علاقه و خسته باشید کودک متوجه بی‌توجهی شما خواهد شد.

وقتی کودکتان به شما حرف می‌زند، تمام وسایل را کنار بگذارید، با بدن کمی به جلو خم شوید و تماس چشمی برقرار کنید. این کار به او پیام می‌دهد که حرف‌هایش برای شما مهم است.

کمک به کودک برای شناسایی نیازها و احساسات خود و ابراز آن‌ها. کودکانی که مشکلات دلبستگی دارند اصولاً نیازها و احساسات خود را نمی‌شناسند. بنابراین شما باید به او کمک کنید که احساساتش را بشناسد و بپذیرید. علاوه بر این، روش‌های ابراز هیجان را نیز آموزش دهید.

وقتی کودکتان برای مثال به‌طور غیرمستقیم ناراحتی‌اش را نشان می‌دهد (مثل کوبیدن در اتاق)، به او بگویید: «به نظر می‌رسد عصبانی هستی. می‌خواهی برایم توضیح بدهی چه اتفاقی افتاده یا دوست داری اول کمی تنها باشی؟»

گوش کردن، صحبت کردن و بازی کردن. بهتر است همیشه زمانی را برای توجه کامل به فرزندتان اختصاص دهید. حواس پرتی‌های خود را کاهش دهید، و فقط روی سپری کردن وقت باکیفیت تمرکز کنید. این کارها نشان می‌دهد که شما برای ابراز محبت واقعی تلاش می‌کنید.

می‌توانید هفته‌ای یک‌مرتبه «زمان دونفره» بگذارید که فقط شامل شما و اوست — مثل ساختن پازل یا پختن کیک با هم — بدون گوشی یا تلویزیون. این لحظات باعث می‌شود حس تعلق و توجه واقعی را تجربه کند.

نکته‌ی پنجم: درمان تخصصی

به طور کلی اگر مشکلات دلبستگی فرزندتان شدید است یا احساس می‌کنید یکی از اختلالات دلبستگی را دارد باید به دنبال کمک حرفه‌ای باشد. این کمک حرفه‌ای هر چه زودتر باشد تغییرات چشم‌گیر و مثبت‌تری را تجربه خواهید کرد.

برای شروع به روان‌شناس کودک مراجعه کنید تا یک ارزیابی کامل از وضعیت دلبستگی کودکتان انجام دهد. درمان مشکلات دلبستگی و اختلالات مرتبط با آن، شامل ترکیبی از روان‌درمانی فردی، گروهی و آموزش والدین است. شاید لازم باشد برای مشکلات همراه مانند بیش‌فعالی، افسردگی یا اضطراب از دارو نیز استفاده کنید.

هیچ برنامه‌ی دقیق و از پیش‌تعیین‌شده‌ای برای درمان وجود ندارد ولی متخصصان سلامت روانی کودکان از روش‌های زیر ممکن است استفاده کنند:

  • خانواده‌درمانی. گاهی اوقات برای رفع مشکلات دلبستگی ممکن است که والدین و کودک به طور همزمان وارد فرایند درمان شوند. خانواده‌درمانی می‌تواند الگوهای ارتباطی شما را اصلاح کند و کمک کند که به طور مؤثری با کودک خود ارتباط برقرار کنید.
  • مشاوره فردی. درمانگر ممکن است به صورت فردی با شما یا فرزندتان جلسه بگذارد.
  • بازی‌درمانی. این روش درمانی به کودک شما کمک می‌کند مهارت‌های ارتباطی مناسب با همسلات و مدیریت کردن موقعیت‌های اجتماعی را یاد بگیرد.
  • کلاس‌های فرزندپروری. در این کلاس‌ها به والدین آموزش داده می‌شود که سبک فرزندپروری خود را شناسایی کنند، در صورت لزوم آن را تغییر دهند و روش‌های مناسب و علمی بزرگ کردن کودک را بیاموزند.

بزرگ کردن کودکی که مشکلات دلبستگی دارد می‌تواند تجربه‌ای هم چالش‌برانگیز و هم پاداش‌دهنده باشد. با ارائه محبت پایدار و مراقبت آگاهانه، شاهد خواهید بود که فرزندتان به فردی بااعتمادبه‌نفس و دارای حس امنیت تبدیل می‌شود.

نکته‌ی پایانی

ما تلاش می‌کنیم تا اطلاعاتی قابل‌اعتماد، تخصصی و به‌روز در زمینه‌ی روان‌شناسی و سلامت روان در اختیار شما قرار دهیم. این راهنما صرفاً به‌عنوان اطلاعات عمومی ارائه شده است و جایگزینی برای مشاوره یا روان‌شناسی فردی، گروهی و حرفه‌ای نیست. اگر با مشکلات روان‌شناختی مواجه هستید، توصیه می‌کنیم از منابع حرفه‌ای کمک بگیرید.

برای ارتباط با ما در انتهای مطلب کامنت بگذارید. علاوه بر این می‌توانید در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید.

  • اینستاگرام: schema.therapy
  • تلگرام: psychologistnotes
  • ایمیل: schemalogy@gmail.com

دکتر حمید بهرامی زاده

رویکرد من طرحواره‌‌درمانی و روانکاوی است و تاکنون ۳ کتاب در حوزه طرحواره‌درمانی منتشر کرده‌ام و یک کتاب درباره‌ی درمان افسردگی. علاقه‌ی اصلی من یکپارچه‌نگری رویکردهای روان‌درمانی است. من فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های فردوسی، تهران و علامه‌طباطبایی هستم. شعار من این است: زندگی آب‌تنی کردن در حوضچه اکنون است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا