اختلال‌های روان‌شناختیانتخاب سردبیرخواندنی‌های اسکیمالوژیمطالعات روانشناسیمغز

رابطه افسردگی و حجم ماده خاکستری آمیگدال

یک مطالعه تصویربرداری عصبی در آلمان به این نتیجه رسیده است آمیگدال افرادی که دچار افسردگی می‌شوند حجم ماده‌ی خاکستری بیشتری در مقایسه با افراد سالمی که افسرده نیستند و افرادی که هم‌اکنون دچار افسردگی هستند، دارند. این مطالعه (رابطه افسردگی و حجم ماده خاکستری آمیگدال) در ژورنال عصب‌داروشناسی منتشر شده است.

افسردگی که اختلال افسردگی اساسی نامیده می‌شود، یکی از اختلالات روانی است که با خلق پایین، کاهش علاقه و لذت و دامنه‌ای از نشانه‌های هیجانی و جسمانی است. افسردگی روی احساسات، افکار و انجام فعالیت‌های روزانه مانند خوابیدن، خوردن و کار کردن تأثیر می‌گذارد.

برای اینکه اختلال افسردگی مورد تشخیص قرار گیرد این نشانه‌ها باید حداقل دو هفته دوام داشته باشند و در عملکردهای روزانه اختلال ایجاد کرده باشند.

نشانه‌های رایج افسردگی مانند خستگی، مشکل در تمرکز کردن، احساسات بی‌ارزشی و احساس گناه، اختلالات خواب، تغییر در اشتها و افکار خودکشی هستند. افسردگی می‌تواند خفیف یا شدید باشد و ممکن است یک‌مرتبه یا به صورت دوره‌ای در طول زندگی رخ دهد.

تغییرات مغزی شامل انتقال‌دهنده‌های عصبی مانند سروتونین و نوراپی‌نفرین اغلب مشاهده می‌شوند. استرس، تروما، بیماری مزمن، یا تغییرات اساسی در زندگی می‌توانند منجر به شروع دوره‌های افسردگی شوند.

رابطه افسردگی و حجم ماده خاکستری آمیگدال
رابطه افسردگی و حجم ماده خاکستری آمیگدال

رابطه افسردگی و حجم ماده خاکستری آمیگدال

آنا کراسوس و همکارانش در یک مطالعه به دنبال بررسی این موضوع بودند آیا افرادی که برای مرتبه‌ی اول دچار افسردگی می‌شوند (که تبدیل‌شونده نامیده شدند) مشخصه‌هایی در ساختار مغزی‌شان دارند که پیشرفت اختلال را پیش‌بینی کند. آن‌ها متوجه شدند که مطالعات قبلی حجم کمتر ماده‌ی خاکستری در مغز افراد مبتلا به افسردگی نشان داده‌اند اما این یافته‌ها با تعداد دوره‌های عودکننده‌ی افسردگی و طول مدت بیماری مرتبط بودند.

شرکت‌کنندگان در مطالعه از دو مطالعه‌ی طولی انتخاب شدند؛ مطالعه اختلالات عاطفی ماربروگ-مونستر (MACS) و مطالعه‌ی تصویربرداری مونستر (MNC). هر دوی این مطالعات در حال انجام هستند و شامل افرادی که برای اولین مرتبه افسرده شده‌اند، بیماران مبتلا به اختلال‌های عاطفی، روان‌پریشی و اضطرابی هستند. علاوه بر این یک گروه سالم به عنوان گروه کنترل مورد استفاده قرار گرفته است.

به طور کلی ۱۷۰۹ نفر در این مطالعه شرکت داشتند. در داده‌های مرتبط با MACS ۳۰ نفر برای اولین مرتبه به افسردگی مبتلا شده بودند، ۵۹۰ نفر مبتلا به افسردگی بودند و ۶۵۹ نفر نیز شرکت‌کننده‌ی سالم بودند. نمونه‌ی MNC ۱۵ نفر برای اولین مرتبه افسرده شده بودند، ۱۵۸ نفر بیمار مبتلا به افسردگی و ۲۵۷ شرکت‌کننده‌ی سالم بود. تمامی این افراد تحت تصویربرداری عصبی قرار گرفتند.

نتایج نشان داد که افراد تبدیل‌شونده در مقایسه با بیماران مبتلا به افسردگی و افراد سالم حجم ماده‌ی خاکستری بیشتری در ناحیه‌ی آمیگدال مغز داشتند. این حجم ماده‌ی خاکستری آمیگدال، بیشتر از بیماران مبتلا به عود قریب‌الوقوع یک دوره‌ی افسردگی بود.

در مقایسه با افراد سالم، افراد تبدیل‌شونده همچنین حجم ماده خاکستری کمتری در نواحی قشر پیش‌پیشانی پشتی‌جانبی (dorsolateral prefrontal cortex) و اینسولا داشتند. با این حال، از این نظر با بیماران مبتلا به افسردگی تفاوتی نداشتند. حجم ماده خاکستری، میزان کلی بافت مغزی است که از جسم سلولی نورون‌ها در یک ناحیه خاص از مغز تشکیل شده است.

با بررسی یکی از بزرگ‌ترین نمونه‌های در دسترس از افراد تبدیل‌شونده در حوزه‌ی تصویربرداری عصبی روان‌پزشکی، این مطالعه امکان شناسایی اولیه نشانگرهای عصبی برای یک دوره‌ی نخستین افسردگی قریب‌الوقوع را فراهم کرد. نویسندگان مطالعه نتیجه‌گیری کردند:
«یافته‌های ما نشان‌دهنده‌ی یک آسیب‌پذیری موقتی هستند که در ترکیب با سایر عوامل خطر رایج می‌تواند پیش‌بینی را تسهیل کرده و در نتیجه پیشگیری از افسردگی را بهبود بخشد».

این مطالعه، ویژگی‌های ساختاری مغز در افرادی را که در آستانه‌ی ابتلا به افسردگی هستند روشن می‌سازد. با این حال، باید توجه داشت که اگرچه این مطالعه رابطه افسردگی و حجم ماده خاکستری آمیگدال را بررسی کرده است اما روش تحقیق این پژوهش امکان استنتاج رابطه‌ی علّی از نتایج را نمی‌دهد.

برای ارتباط با ما در انتهای مطلب کامنت بگذارید. علاوه بر این می‌توانید در اینستاگرام و تلگرام ما را دنبال کنید.

  • اینستاگرام: schema.therapy
  • تلگرام: psychologistnotes
  • ایمیل: schemalogy@gmail.com

دکتر حمید بهرامی زاده

رویکرد من طرحواره‌‌درمانی و روانکاوی است و تاکنون ۳ کتاب در حوزه طرحواره‌درمانی منتشر کرده‌ام و یک کتاب درباره‌ی درمان افسردگی. علاقه‌ی اصلی من یکپارچه‌نگری رویکردهای روان‌درمانی است. من فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های فردوسی، تهران و علامه‌طباطبایی هستم. شعار من این است: زندگی آب‌تنی کردن در حوضچه اکنون است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا